English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 166 (8 milliseconds)
English Persian
sign off علایم ختم مخابرات یامکالمات
Other Matches
signaled علایم مخابراتی مخابرات
signalled علایم مخابراتی مخابرات
signal علایم مخابراتی مخابرات
air signal علایم سمعی و بصری ارسالی از هواپیما علایم هوایی
conventional sign علایم قراردادی نقشهای علایم معمولی نقشه
communication operation instructions (co دستور کار مخابرات دستورالعمل مخابرات
datum dan buoy علایم شناور دریایی عمقی بویه عمقی علایم عمقی تعیین مسیر مین گذاری شده در اب
ground signals سیستم علایم بصری زمینی سیستم مخابره علایم زمینی مستقر در فرودگاه
civision رمز و کشف کردن علایم تلویزیونی رمز کردن علایم تلویزیونی
fog signal علایم مه
indication signs علایم راهنمایی
indication of masculinity علایم رجولیت
morse code علایم مورس
traffic sign تابلو علایم
informative signs علایم اخباری
draught marks علایم ابخور
reflecting stud علایم شبنما
fiducial marks علایم پوشاننده
sleeve emblem علایم سراستین
qualifying symbols علایم توصیفی
hazard signs علایم خطر
cipher text علایم رمز
plimsol mark علایم بارگیری
load lines علایم بارگیری
control markings علایم کنترل
identification markings علایم شناسایی
visual signal علایم بصری
accounting symbol علایم مشخصه حساب
emblems با علایم نشان دادن
military symbols علایم قراردادی نظامی
symbolic logic زبان علایم یاعلامتی
legal assistance علایم قراردادی نقشه
emblem با علایم نشان دادن
base symbol علایم قراردادی مبنا
ghost signals علایم راداری سرگردان
hazard signs علایم امکان تولیدخطر
signal area منطقه کاشتن علایم درفرودگاه
descriptive name شرح علایم روی نقشه
break up مرز علایم مشخصه هدف
ghost signals علایم راداری بدون منبع
grid ticks علایم شبکه بندی نقشه
legal assistance کمکهای قضایی شرح علایم
radar echo علایم روی صفحه رادار
r.m.a. color code علایم رنگی جامعه رادیوسازان
break up حد فاصل علایم مشخصه هدف
fiducial marks علایم منطبق شونده در صفحه رادار
regulatory signs علایم نشان دهنده مقررات جاده ها
berne list کتاب علایم شناسایی بین المللی
communication مخابرات
electric communication مخابرات
procedure sign علایم ارسالی در شبکه قبل ازشروع مکالمات
contacts ارتباط تماس با دشمن علایم تشخیص هدف
drift signal علایم نشان دهنده انحراف مسیر ناو
service chevron علایم بازویی که خدمات جنگی را نشان میدهد
contact ارتباط تماس با دشمن علایم تشخیص هدف
contacting ارتباط تماس با دشمن علایم تشخیص هدف
contacted ارتباط تماس با دشمن علایم تشخیص هدف
interphone مخابرات داخلی
panel code کد پرده مخابرات
telecommunications مخابرات تلگرافی
marking panel پرده مخابرات
radiographic مخابرات رادیویی
subscriber line خط مشترک [مخابرات]
telecommunication technique تکنیک مخابرات
signal axis محور مخابرات
signal bridge پل مخابرات ناو
signal center مرکز مخابرات
signal communications ارتباط و مخابرات
signal corps رسته مخابرات
signal corps قسمت مخابرات
signal panel پرده مخابرات
telecommunication network شبکه مخابرات
telecommunication traffic ترافیک مخابرات
communication engineer مهندس مخابرات
transmissions مخابره مخابرات
communication theory تئوری مخابرات
signaled رسته مخابرات
signalled رسته مخابرات
transmission مخابرات ارسال
communication technician تکنیسین مخابرات
communication center مرکز مخابرات
communication receiver گیرنده مخابرات
communication ارتباط و مخابرات
signal رسته مخابرات
panels پرده مخابرات
transmission مخابره مخابرات
intercoms مخابرات داخلی
intercom مخابرات داخلی
communications ارتباط و مخابرات
data link محور مخابرات
panel پرده مخابرات
transmissions مخابرات ارسال
communication engineering مهندسی مخابرات
blinker چراغ چشمک زن علایم خط و نقطه مرس و ارسال پیام
service marking علایم و مشخصات تجارتی که روی کالاها یا مهمات حک میشود
symbolic form علایم رمز مخابراتی هواسنجی و هواشناسی بین المللی
compliance index شاخص نشان دهنده قابلیت پیروی از علایم راهنمایی
grid ticks علایم مخصوص نشان دادن چندشبکهای بودن نقشه
signed route جاده علامت گذاری شده ودارای علایم شناسایی
panel پرده شبکه مخابرات
cordless phone تلفن بی سیم [مخابرات]
standing operating procedures روش جاری مخابرات
intercept نفوذکردن در شبکه مخابرات
panels پرده شبکه مخابرات
cordless [cordless telephone] تلفن بی سیم [مخابرات]
digital subscriber line [DSL] خط مشترک دیجیتال [مخابرات ]
cordless telephone تلفن بی سیم [مخابرات]
strangle در مخابرات یعنی دستگاه
intercepting نفوذکردن در شبکه مخابرات
intercepted نفوذکردن در شبکه مخابرات
communication and electronics رسته مخابرات و الکترونیک
communication network شبکه ارتباط و مخابرات
communication technician تعمیر کارفنی مخابرات
communication chief رئیس مخابرات یکان
master station پست اصلی مخابرات
area signal center مرکز مخابرات منطقه
intercommunication مخابرات داخلی یکان
signal operation instruction دستور کار مخابرات
helio ایینه ویژه مخابرات
intercepts نفوذکردن در شبکه مخابرات
pipping هسته خال علایم مربوط به هدف روی صفحه رادار
pipped هسته خال علایم مربوط به هدف روی صفحه رادار
pip هسته خال علایم مربوط به هدف روی صفحه رادار
pips هسته خال علایم مربوط به هدف روی صفحه رادار
asymmetric digital subscriber line [ADSL] خط مشترک دیجیتال نامتقارن [مخابرات ]
cordless [cordless telephone] گوشی تلفن بی سیم [مخابرات]
phone extension شماره تلفن فرعی [مخابرات]
cordless phone گوشی تلفن بی سیم [مخابرات]
cordless telephone گوشی تلفن بی سیم [مخابرات]
cryptofacility تاسیسات مربوط به مخابرات رمز
wigway ارتباط و مخابرات به وسیله پرچم
spring loaded فنری کلید ناپایدار در مخابرات
teletypewriter دستگاه تایپ مخابرات تلگرافی
radiographs پیام رادیوتلگرافی فرستادن مخابرات رادیویی
cryptocompromise تولید خطر برای مخابرات رمز
tele communication مخابرات تلفنی وغیره ازمسافات دور
radiograph پیام رادیوتلگرافی فرستادن مخابرات رادیویی
communication deception گول زدن دشمن در ارتباط و مخابرات
meaconing گرفتن و رله علایم رادیویی برای گیج کردن سیستم ناوبری دشمن
sanitize حفظ کردن اسناد و مدارک بااهمیت با تغییر اسامی یامحلها یا علایم مشخصه ان
demodulate از مخابرات رادیویی مطالب رمزی کشف کردن
loran تعیین خط سیر هواپیمایاکشتی بوسیله مخابرات رادیویی
lights out علائم مخابرات بوسیله نور هنگام خاموشی
high bit-rate digital subscriber line [HDSL] خط مشترک دیجیتال برای نرخ بیت بالا [مخابرات ]
teleprinters تله تایپ ماشین ثبت مخابرات تلگرافی دور نویس
teleprinter تله تایپ ماشین ثبت مخابرات تلگرافی دور نویس
phonopore اسبابی که بوسیله ان مخابرات تلفنی را ازتوی سیم تلگراف می گذراند
dial up line خط تلفن معمولی که میتواندبه عنوان دست دستگاه فرستنده در مخابرات استفاده شود
position light علایم نشان دهنده موضع چراغ راهنمای مسیر یا محل موضع
target echo علایم دریافتی از هدف یاپدیدار شده روی صفحه راداراز هدف
to watch for certain symptoms توجه کردن به نشانه های ویژه [علایم ویژه مرض ]
skin paint نوعی علایم راداری روی صفحه رادار که از انعکاس امواج رادار تولید میشود
dan runner کشتی رهاکننده علایم شناور در اب کشتی تعیین مسیر
spurious signal علایم مخابراتی مزاحم خارجی در یک دستگاه مخابراتی
switching مرکز مخابرات مرکزتلفن خودکار حرکت دادن خودروها از یک نقطه به نقطه دیگر برای بارگیری یاتخلیه
shoulder mark نشان سردوشی علایم سردوشی
track telling ارتباط و مخابرات بین هواپیمای شناسایی و سیستم کنترل و ردگیری زمینی مبادله اخبار و اطلاعات ردگیری و تعقیب هدف
G. استاندارد در چند رسانهای و مستقیم مخابرات برای موضوع سیگنال صوتی با پهنای باند a کیلوهرتز که روی کانال ای با فرفیت a کیلوبایت در ثانیه ارسال میشود
communication engineering تکنیک مخابرات تکنیک جریان ضعیف
axis of signal communication محور ارتباط و مخابرات محور ارتباطات
landmark دستکهای نشان دهنده محل کاشتن مین علایم محل مین
landmarks دستکهای نشان دهنده محل کاشتن مین علایم محل مین
radar return انعکاس امواج در روی صفحه رادار علایم صفحه رادار
private automatic branch exchange یک سیستم تلفن سوئیچینگ خودکار خصوصی که در یک شرکت مخابرات تلفنی رافراهم می اورد و انتقال مکالمه ها را به درون شبکه تلفن عمومی یا خارج از ان کنترل میکند
flag semaphore سیستم مخابره با پرچم سیستم علایم پرچم
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com