Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English
Persian
rudiment
علوم مقدماتی
Other Matches
information science
علوم اگاهی علوم اطلاعاتی
prolegomenon
مقدماتی کلمات مقدماتی
basic unit training
اموزش مقدماتی یکان اموزش مقدماتی واحد
science
علوم
mathesis
علوم
sciences
علوم
elementary
مقدماتی
introductive
مقدماتی
introductory
مقدماتی
prolegomenary
مقدماتی
prodromal
مقدماتی
elemental
مقدماتی
prolusory
مقدماتی
proforma
مقدماتی
preliminary
مقدماتی
precursive
مقدماتی
preliminaries
مقدماتی
tentative
مقدماتی
first
مقدماتی
prolegomenous
مقدماتی
elementarily
مقدماتی
rudimental
مقدماتی
preparatory
مقدماتی
preludial
مقدماتی
prelusive
مقدماتی
preparative
مقدماتی
life science
علوم طبیعی
life science
علوم زیستی
idiographic sciences
علوم فردنگر
the four faculties
علوم چهارگانه
boffins
ویژهگر علوم
natural sciences
علوم طبیعی
life sciences
علوم زیستی
boffin
ویژهگر علوم
physical sciences
علوم طبیعی
life sciences
علوم طبیعی
the province of science
رشته علوم
social sciences
علوم اجتماعی
social science
علوم اجتماعی
the learned professions
علوم سه گانه
physical science
علوم طبیعی
astronautics
علوم فضانوردی
political science
علوم سیاسی
liberal arts
علوم انسانی
liberal arts
علوم سبعه
basic sciences
علوم پایه
quadrivium
علوم چهارگانه
behavioral sciences
علوم رفتاری
biological sciences
علوم زیستی
computer science
علوم کامپیوتر
mathematics
علوم ریاضی
occult sciences
علوم غیبی
litterae humaniores
علوم انسانی
exact sciences
علوم دقیقه
mathematics
علوم دقیقه
normative sciences
علوم هنجاری
Bachelor of Science
لیسانس علوم
RAM
[random access memory]
رم
[علوم کامپیوتر]
civics
علوم مدنی
Random-access memory
رم
[علوم کامپیوتر]
prolusion
مقاله مقدماتی
elimination heat
دوره مقدماتی
economizer
کرمکن مقدماتی
elementary gate
دریچه مقدماتی
elementary item
قلم مقدماتی
preliminary negotiations
مذاکرات مقدماتی
perlim
دوره مقدماتی
propaedeutic
تعلیمات مقدماتی
first cut
برش مقدماتی
fore exercise
تمرین مقدماتی
preceding pass
کالیبر مقدماتی
precompression
تراکم مقدماتی
preheater
گرمکن مقدماتی
preliminary budget
بودجه مقدماتی
preliminary design
طرح مقدماتی
preliminary expenses
هزینههای مقدماتی
preliminary investigation
بررسی مقدماتی
preliminary test
ازمایش مقدماتی
preliminary treatment
عملیات مقدماتی
preliminary works
کارهای مقدماتی
preparative
کار مقدماتی
preparatory response
پاسخ مقدماتی
forehearth
کوره مقدماتی
proforma invoice
سیاهه مقدماتی
pretest
امتحان مقدماتی
introduction to physics
فیزیک مقدماتی
junior high school
دبیرستان مقدماتی
proem
رساله مقدماتی
prime color
رنگ مقدماتی
preselector
سلکتور مقدماتی
preselection
انتخاب مقدماتی
pilot study
بررسی مقدماتی
prep
مدرسه مقدماتی
basic
اساسی مقدماتی
elementary
مقدماتی پایهای
first aid
کمکهای مقدماتی
prelude
قسمت مقدماتی
preludes
قسمت مقدماتی
interlude
نگهداری مقدماتی
interludes
نگهداری مقدماتی
preliminaries
مقدمات مقدماتی
preliminaries
امتحان مقدماتی
Travaux preparatoires
کارهای مقدماتی
basic
مقدماتی اساسی
basics
اساسی مقدماتی
basics
مقدماتی اساسی
preparation
اقدام مقدماتی
preparations
اقدام مقدماتی
heats
مسابقه مقدماتی
primary
مقدماتی نخستین
preliminaries
دور مقدماتی
preliminary
مقدمات مقدماتی
preliminary
امتحان مقدماتی
pilot injection
تزریق مقدماتی
basic course
دوره مقدماتی
basic hole
سوراخ مقدماتی
primary
مقدماتی اصلی
heat
مسابقه مقدماتی
subassembly
مونتاژ مقدماتی
basic research
تحقیقات مقدماتی
propaedeutic
تحصیلات مقدماتی
primary
ابتدایی مقدماتی
basic training
اموزش مقدماتی
preliminary
دور مقدماتی
bottom blown converter
مبدل دم مقدماتی
responsions
ازمون مقدماتی
theological school
مدرسه علوم دینی
trivium
علوم ازاد سه گانه
encyclopaedism
علوم واطلاعات جامع
theoretics
تحقیقات نظری در علوم
nomothetic sciences
علوم قانون نگر
political scientists
ویژه گر علوم سیاسی
political scientist
ویژه گر علوم سیاسی
notionalist
متخصص علوم نظری
seminary
مدرسه علوم دینی
seminaries
مدرسه علوم دینی
theologue
طلبه علوم دینی
mss
فوق لیسانس علوم
ms.
فوق لیسانس علوم
humanism
علوم انسانی انسانگرایی
rudimentary knowledge
دانش مقدماتی یا نخستین
supercharge
متراکم کردن مقدماتی
prolusion
اثر هنری مقدماتی
elementary algebra
جبر مقدماتی
[ریاضی]
preselect
انتخاب کردن مقدماتی
preparatory students
شاگردان تهیه یا مقدماتی
basic machine unit
واحد دستگاه مقدماتی
magnetic biasing
مغناطیس گردانی مقدماتی
black pickling
اسید شویی مقدماتی
basic bessemer process
فرایند مقدماتی بسمر
incipincy
وضع مقدماتی ابتدایی
incipience
وضع مقدماتی ابتدایی
basic bessemer steel
فولاد مقدماتی بسمر
basic combat training
اموزش رزم مقدماتی
eliminator
برنه در دور مقدماتی
basic bessemer converter
مبدل مقدماتی بسمر
pre load
بار کردن مقدماتی
pre heat
حرارت دادن مقدماتی
pre design estimate
براورد مقدماتی طرح
fundamental
اصولی مقدماتی اساسی
reconnaissance
بازدید مقدماتی اکتشاف
B.A.s
مخفف لیسانس علوم انسانی
theorists
متخصص علوم نظری نگرشگر
memory management
مدیریت حافظه
[علوم کامپیوتر]
metaphysics
مبحث علوم ماوراء طبیعی
polymath
جامع علوم معقول ومنقول
naturalistic
وابسته به تاریخ علوم طبیعی
polytechnic
وابسته به علوم عملی مختلف
polymaths
جامع علوم معقول ومنقول
computer memory
حافظه رایانه
[علوم کامپیوتر]
addressed memory
حافظه تصادفی
[علوم کامپیوتر]
addressable storage
حافظه تصادفی
[علوم کامپیوتر]
RAM
[random access memory]
حافظه تصادفی
[علوم کامپیوتر]
Random-access memory
حافظه تصادفی
[علوم کامپیوتر]
Random-access memory
حافظه رایانه
[علوم کامپیوتر]
RAM
[random access memory]
حافظه رایانه
[علوم کامپیوتر]
polytechnics
وابسته به علوم عملی مختلف
theorist
متخصص علوم نظری نگرشگر
primary memory
حافظه رایانه
[علوم کامپیوتر]
main store
حافظه رایانه
[علوم کامپیوتر]
main memory
حافظه رایانه
[علوم کامپیوتر]
B.A
مخفف لیسانس علوم انسانی
geoscience
علوم مربوط به زمین شناسی
AA
فوق دیپلم در علوم انسانی
metaphysician
دانشمند علوم ماوراء طبیعی
arabist
عالم بزبان و علوم عربی
occultist
جستجو کننده علوم پوشیده
polytechnical
وابسته به علوم عملی مختلف
literacy
فهمیدن اصول مقدماتی کامپیوتر
strategic reconnaissance
بررسی مقدماتی وضع دشمن
preliminary budget forecast
پیش بینی مقدماتی بودجه
junior college
دانشکده مقدماتی تا دو ساله اموزشکده
pretest
امتحان مقدماتی بعمل اوردن
flight
بهترین نتیجه دور مقدماتی
basic bessemer pig iron
اهن خام مقدماتی توماس
protocol
مقاوله نامه موافقت مقدماتی
protocols
مقاوله نامه موافقت مقدماتی
white primary
اخذ اراء مقدماتی حزبی
addressed memory
حافظه خواندن،نوشتن
[علوم کامپیوتر]
addressable storage
حافظه خواندن،نوشتن
[علوم کامپیوتر]
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com