English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (33 milliseconds)
English Persian
couplement عمل امتزاج و جفت کردن جفت شدگی
Other Matches
gelation بسته شدگی سفت شدگی
merger امتزاج
mixture امتزاج
mixtures امتزاج
fusions امتزاج
syntheses امتزاج
fusion امتزاج
synthesis امتزاج
mergers امتزاج
blending امتزاج
alloyage امتزاج
intermixture امتزاج
immiscible امتزاج ناپذیر
miscibility امتزاج پذیری
immiscibility امتزاج ناپذیری
amalgamation امتزاج ملقمه
immixture اختلاط و امتزاج
miscible امتزاج پذیر
imminution کم شدگی باریک شدگی
immiscible solvent حلال امتزاج ناپذیر
alligation قائده اختلاط و امتزاج
the mast has raked کج شدگی
neck نخ شدگی
embeddeness حک شدگی
necks نخ شدگی
erections شق شدگی
bottling نخ شدگی
erection شق شدگی
dostortion کج شدگی
depression کم شدگی
geniculation خم شدگی
depressions کم شدگی
mixable امیزش پذیر امتزاج پذیر
ecotype بخش فرعی از نوع مستقل جانور یا گیاه که افراد ان باهم اختلاط و امتزاج نموده و بخش واحد فرعی تشکیل میدهند
offset دوخم شدگی
removal جدا شدگی
nigrescence سیاه شدگی
petrifaction سنگ شدگی
narrowing تنگ شدگی
occlusion بسته شدگی
occlusion جفت شدگی
conglomeration گلوه شدگی
offsetting دوخم شدگی
depression گود شدگی
paralysation فلج شدگی
pairing جفت شدگی
necking باریک شدگی
coupling جفت شدگی
dilution رقیق شدگی
diminution کم شدگی تحقیر
puckers جمع شدگی
scleriasis سفت شدگی
puckering جمع شدگی
desuetude موقوف شدگی
puckered جمع شدگی
pucker جمع شدگی
leakages فاش شدگی
leakage فاش شدگی
depressions گود شدگی
detruncation کوتاه شدگی
crookedness انحناء و کج شدگی
concretion سفت شدگی
comminution خرد شدگی
coagulation دلمه شدگی
dispersion پخش شدگی
expulsions بیرون شدگی
bronchocele بزرگ شدگی
tight coupling جفت شدگی
puchery جمع شدگی
damnation لعنت شدگی
pulverization خرد شدگی
purler پرت شدگی از سر
recvrvature دولا شدگی
carburization پودر شدگی
expulsion بیرون شدگی
smelting ذوب شدگی
conglomerations گلوه شدگی
sprain رگ برگ شدگی
sprained رگ برگ شدگی
encrustations دلمه شدگی
acetification ترش شدگی
strobilation باریک شدگی
spraining رگ برگ شدگی
encrustation دلمه شدگی
sprains رگ برگ شدگی
choking اب بند شدگی
elongation دراز شدگی
hybridization هیبرید شدگی
sclerosis سخت شدگی
blot پاک شدگی
flagginess ول شدگی اویختگی
liquescence مایع شدگی
shrinkage چروک شدگی
locking قفل شدگی
expunction پاک شدگی
flocculence قلنبه شدگی
incalescence گرم شدگی
invagination غلاف شدگی
fading محو شدگی
hardening سفت شدگی
blotting پاک شدگی
petrification سنگ شدگی
scarlet سرخ شدگی
blotted پاک شدگی
fixedness تثبیت شدگی
lateral yield له شدگی جانبی
acceptability قبول شدگی
homogenization هم جنس شدگی
turn over واژگون شدگی
blots پاک شدگی
eviration هذیان زن شدگی
translocation جابجا شدگی
congestion جمع شدگی
intensification افزون شدگی
shortening کوتاه شدگی
gasification تبخیر شدگی
gelidity بسته شدگی
erasure پاک شدگی
contraction جمع شدگی
expurgation پاک شدگی
distotion factor ضریب کج شدگی
diffusion پخش شدگی
polarization قطبی شدگی
contractions جمع شدگی
encephalomalacia نرم شدگی مغز
degree of shrinkage ضریب جمع شدگی
yielding تسلیم شدگی فلز
sclerosis سفت شدگی بافتها
erasure حک جای پاک شدگی
hyperostosis کلفت شدگی استخوان
digression پرت شدگی ازموضوع
erethism تحریک شدگی زیاد
condensation جمع شدگی تکاثف
delusion of control هذیان کنترل شدگی
malady فاسد شدگی بیماری
maladies فاسد شدگی بیماری
shrinkage stress خستگی جمع شدگی
shrinkage coefficient ضریب جمع شدگی
disseisin محروم شدگی ازتصرف
depression گود شدگی فرودافت
diffraction broadening پهن شدگی پراشی
depressions گود شدگی فرودافت
breaking پاره گی قطع شدگی
malposition جابجا شدگی جنین
varicosity گشاد شدگی سیاهرگ
scleroma سفت شدگی بافتها
scloroderma سفت شدگی پوست
constriction فشار تنگ شدگی
gerontomorphosis پیر شدگی نژاد
hepatization سفت شدگی بافته
shrinkage وابست جمع شدگی
edge triggered با رها شدگی لبهای
shrinks انقباض چوروک شدگی
accru اجتماع فراهم شدگی
shrinking انقباض چوروک شدگی
constrictions فشار تنگ شدگی
shrink انقباض چوروک شدگی
supersession جانشینی لغو شدگی
dipole dipole coupling جفت شدگی دو قطبی- دوقطبی
enlarged tonsils بزرگ شدگی لوزه ها [پزشکی]
strobilization تشکیل رشته باریک شدگی
domesticity زندگانی خانگی رام شدگی
shrinkage prevention وسیله جلوگیری از جمع شدگی
incarcerated hernia جمع شدگی کیسه فتق
scoliosis کج شدگی تیره پشت ازپهلو
dc coupling جفت شدگی جریان مستقیم
fixations خیره شدگی تعلق خاطر
scrappiness اوراق شدگی ستیزه جویی
depigmentation بیرنگ شدگی رنگ رفتگی
coupling جفت شدگی اتصال درگیری
fixation خیره شدگی تعلق خاطر
individuation تک شدگی تشخیص فرد در جمع شخصیت
hydrargyia or rism مسموم شدگی از جیوه ناخوشی سیمابی
senile keratosis کلفت شدگی پوست درنتیجه پیری
budding تولید مثل غیرجنسی از طریق ایجاد قلمبه شدگی در بخشی از بدن جاندار
self insurance بیمه شدگی توسط خویشتن بیمه شدن پیش خود
lobation قطعه قطعه شدگی مقطع زائده اویخته
acceptance test آزمایش کوچک شدگی آزمایش برداشت
hyprostosis رویش غیر طبیعی استخوان کلفت شدگی استخوان برامدگی استخوان
slough پوست دله زخم پوسته پوسته شدگی پوست انداختن
shoulders [اصطلاحا جمع شدگی یا کیس شدن فرش در یک قسمت از آن می باشد که یا در اثر ترافیک و یا قرار دادن نامناسب مبلمان بوجود می آید. در صورتی که برآمدگی فرش برطرف نشود به الیاف آسیب زیادی می رسد و پاره می شود.]
delamination لایه لایه شدگی
wrick برگ برگ شدگی
cleavage ورقه ورقه شدگی
arborization شاخه شاخه شدگی
cleavages ورقه ورقه شدگی
to let somebody treat you like a doormat <idiom> با کسی خیلی بد رفتار کردن [اصطلاح] [ مثال تحقیر کردن بی محلی کردن قلدری کردن]
unmew رها کردن ازاد کردن ول کردن مرخص کردن بخشودن صرف نظر کرن
discharges اخراج کردن خالی کردن پیاده کردن بار ازاد کردن
discharge اخراج کردن خالی کردن پیاده کردن بار ازاد کردن
capture اسیر کردن گرفتار کردن تصرف کردن دستگیر کردن
capturing اسیر کردن گرفتار کردن تصرف کردن دستگیر کردن
countervial خنثی کردن- برابری کردن با- جبران کردن- تلاقی کردن
captures اسیر کردن گرفتار کردن تصرف کردن دستگیر کردن
challengo ادعا کردن دعوت کردن اعلام نشانی اسم عبور خواستن درخواست معرف کردن
verified مقایسه کردن با اصل پیام بررسی کردن ازمایش کردن از نظر صحت و دقت
verify مقایسه کردن با اصل پیام بررسی کردن ازمایش کردن از نظر صحت و دقت
verifying مقایسه کردن با اصل پیام بررسی کردن ازمایش کردن از نظر صحت و دقت
verifies مقایسه کردن با اصل پیام بررسی کردن ازمایش کردن از نظر صحت و دقت
shoots جمع کردن پا وپرت کردن انها همراه باراست کردن سریع بدن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com