Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (17 milliseconds)
English
Persian
stabilizing sleeve
غلاف متعادل کننده
Other Matches
offset
رقم متعادل کننده متعادل کردن
offsetting
رقم متعادل کننده متعادل کردن
balancer
متعادل کننده
stabilizer
متعادل کننده
regulator
متعادل کننده
compensator
متعادل کننده
regulators
متعادل کننده
stabilisers
متعادل کننده
corrector
متعادل کننده
delay equalizer
متعادل کننده تاخیری
sash balancing weight
وزنه متعادل کننده
counterpoise
نیروی متعادل کننده
line charge compensation reactor
پیچک متعادل کننده
interchange current
جریان متعادل کننده
interphase reactor
پیچک متعادل کننده
dashpot
استوانه متعادل کننده
ballast
وزنه متعادل کننده
impedance compensator
متعادل کننده مقاومت فاهری
stabilizing sleeve
غلاف تثبیت کننده
parity bit
عدد یا علامت طراز کننده متعادل کننده عدد تعادل
stabilizing sleeve
پرده متعادل کننده گلولههای منور
pressure equalized addition funnel
قیف افزایشی متعادل کننده فشار
stabilizing fin
پرههای متعادل کننده گلوله در مسیر
equilibrate
متعادل کردن متعادل شدن
automatic levelling
سیستم متعادل کننده خودکارهواپیما سیستم ترازکننده خودکار
equilibrator
دستگاه متعادل کننده دستگاه موازنه
clear one's ears
متعادل کردن فشار نسبت به پرده گوشها هنگام شیرجه فشار متعادل در طرفین هنگام شیرجه در اب
equilibrant
متعادل
balanced
متعادل
level-headed
متعادل
dominant
متعادل
even-tempered
متعادل
counterbalance
متعادل کردن
be in ballast
متعادل بودن
bale
متعادل کردن
counterbalances
متعادل کردن
bales
متعادل کردن
balancing
متعادل کردن
rounded
<adj.>
کامل و متعادل
lopsided
غیر متعادل
counterbalanced
متعادل کردن
offset
وزنه متعادل
soaking
تابش متعادل
moderate speed
سرعت متعادل
balanced state
حالت متعادل
equilibrant
نیروی متعادل
balanced rudder
سکان متعادل
equilibration
متعادل کردن
equilibrium drawdown
افت متعادل
equilibrium flow
جریان متعادل
balanced circuit
مدار متعادل
historical cost
قیمت متعادل
balanced armature unit
جوشن متعادل
baling press
پرس متعادل
balances
متعادل کردن
balance
متعادل کردن
balanced system
سیستم متعادل
ballast concrete
بتن متعادل
ballast concrete
بتن متعادل
coequal
متعادل ومتساوی
offsetting
وزنه متعادل
barrels
غلاف
barrel
غلاف
seedvessel
غلاف
pericarp
غلاف
theca
غلاف
sleeves
غلاف
legumen
غلاف
boosters
غلاف
bushes
غلاف
case
غلاف
cots
غلاف
cot
غلاف
booster
غلاف
cases
غلاف
sleeve
غلاف
sheathes
غلاف
sheathe
غلاف
bushing
غلاف
sheath
غلاف
casings
غلاف
shields
غلاف
casing
غلاف
sheathed
غلاف
chape
ته غلاف
bush
غلاف
scabbards
غلاف
scabbard
غلاف
case ment
غلاف
sheathing
غلاف
pod
غلاف
pods
غلاف
calyx
غلاف گل
shield
غلاف
sheaths
غلاف
glume
غلاف
equilibrium moisture content
درصد رطوبت متعادل
balanced stock
ذخیره اماد متعادل
balanced pressure torch
[مشعل با فشار متعادل]
balance collective forces
نیروهای کلی متعادل
balanced supply
اماد متعادل شده
even keel
حرکت متعادل ناو
unbalancing
غیر متعادل کردن
disequilibrate
غیر متعادل کردن
balanced load
بار خارجی متعادل
equilibrium pressure curve
منحنی فشار متعادل
unbalances
غیر متعادل کردن
stabilization
متعادل کردن تعادل
unbalance
غیر متعادل کردن
scabbards
غلاف شمشیر
husks
غلاف یا کاسه گل
scabbard
غلاف سرنیزه
slides
غلاف متحرک
slide
غلاف متحرک
invaginate
غلاف کردن
husk
غلاف یا کاسه گل
thecate
غلاف دار
thecal
غلاف دار
peasecod
غلاف نخود
copper sheath
غلاف مسی
scabbards
غلاف سرنیزه
myelin sheath
غلاف میلین
invagination
غلاف شدگی
armoring
غلاف دار
sheathes
غلاف کردن
aiming post sleeve
غلاف شاخص
sheaths
غلاف کردن
case
مورد غلاف
ensheathe
غلاف کردن
vaginas
غلاف مهبلی
podded
غلاف دار
sheath
غلاف کردن
vagina
غلاف مهبلی
coleoptera
غلاف پران
case
غلاف پرچم
internal shield
غلاف داخلی
glumiferous
غلاف اور
glumaceous
غلاف دار
cases
غلاف پرچم
scabbard
غلاف شمشیر
flower cup
غلاف کاسه گل
sheathe
غلاف کردن
leads
غلاف هادی
lead
غلاف هادی
sheathed
غلاف کردن
bean pod
غلاف باقلا
unsheathe
از غلاف در اوردن
cases
مورد غلاف
balanced tackle
وضع متعادل وسایل ماهیگیری
equipoise
برابری دروزن متعادل ساختن
body fit sleeve
پوسته یا غلاف مناسب
myelin
پیه غلاف عصب
medullated
دارای غلاف مخ دار
shield grid thyratron
تیراترون غلاف دار
phimosis
تنگی غلاف حشفه
sheath knives
چاقوی غلاف دار
sheathed cable
کابل غلاف دار
shield grid
شبکه غلاف دار
sheath knife
چاقوی غلاف دار
scabbard
حفاظ غلاف کردن
lead covered cable
کابل با غلاف سربی
cod
چنته غلاف سبوس
adapter booster
غلاف تطبیق دهنده
scabbards
حفاظ غلاف کردن
jackets
غلاف لاستیکی یاپلاستیکی
guides
راهنمایی کردن غلاف
guided
راهنمایی کردن غلاف
jacket
غلاف لاستیکی یاپلاستیکی
guide
راهنمایی کردن غلاف
shielded wire
سیم غلاف دار
balance
تراز شدن متعادل کردن ترازو
balances
تراز شدن متعادل کردن ترازو
mesocarp
قشر میانی غلاف میوه
bushing
عایق غلاف حیله گردان
sheathing
مصالح مخصوص غلاف یا پوشش
isometric view
رسمی که سه بعد شی را به نسبت متعادل نشان میدهد
swingweight
وضع متعادل چوب گلف پس ازپایان حرکت
deadlock
حالت عدم فعالیتی که در اثروجود دو نیروی متعادل ایجادگردد
corrector
جبرانگر تعدیل کننده تصحیح کننده تنظیم کننده
parang
یکجور کارد غلاف دارکه malay ها بکار می برند
peascod
غلاف نخود جلو نیم تنه پنبه دار
myelin sheath
ماده سفید چربی که غلاف بعضی اعصاب رامیپوشاند
balances
خط ارتباطی که از هر سه توسط یک مدار متعادل بسته شده است تا از انعکاس سیگنال جلوگیری کند
balance
خط ارتباطی که از هر سه توسط یک مدار متعادل بسته شده است تا از انعکاس سیگنال جلوگیری کند
self reacting
بطور خودکار متعادل شونده خود بخود تطبیق شونده
antithyroid
ماده متعادل کنندهء غدد درقی ضد غدهء درقی
balancing
حفظ عمق کشتی متعادل کردن عمق زیردریایی
indusium
پرده یا پوشش روی میوه غلاف میوه
balance
تراز کردن متعادل کردن بالانس
balances
تراز کردن متعادل کردن بالانس
depolarize
غیر متعادل کردن متضاد کردن
altitude/height hold
متوقف کننده سقف پروازهواپیما محدود کننده خودکارارتفاع پرواز هواپیما
propounder
ابراز کننده یا مطرح کننده وصیت نامه در دادگاه امورحسبی
inhibitor
کنترل کننده سوزش خرج موشک ممانعت کننده ازاشتعال
marshaller
هدایت کننده به محل تجمع جمع اوری کننده یکان
quick disconnect coupling
کوپلینگی برای لولههای ی سیالات دارای دریچههای مسدود کننده و اجزاء اب بندی- کننده
primer
وسیله به کار اندازنده مشتعل کننده گرم کننده
sensor
گیرنده یادریافت کننده خاطرات حسی ضبط کننده
primers
وسیله به کار اندازنده مشتعل کننده گرم کننده
homogeneous computer network
یچ کننده و توزیع کننده که همه کانالهای داده آن از پروتکل و نرخ ارسال یکسان استفاده می کنند
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com