Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (9 milliseconds)
English
Persian
electron concentration
غلظت الکترون
electronic concentration
غلظت الکترون
Other Matches
consistent
غلظت
densities
غلظت
density
غلظت
compactness
غلظت
inspissation
غلظت
consistence
غلظت
consistency
غلظت
concentration
غلظت
concentrations
غلظت
thickness
غلظت
murkiness
غلظت افسردگی
aerometer
غلظت سنج
concentration gradient
شیب غلظت
concentration gradient
گرادیان غلظت
consistency
درجه غلظت
humidity
غلظت رطوبت
molecular concentration
غلظت مولکولی
chlorinity
غلظت اب دریا
consistence
درجه غلظت
condensation
غلظت انقباض
air density
غلظت هوا
volumeter
غلظت سنج
formal concentration
غلظت فرمال
concentration
غلظت
[شیمی]
heaviness
افسردگی غلظت
ion concentration
غلظت یون
densitometer
غلظت سنج اب
current density
غلظت جریان
densimeter
غلظت سنج
piezometer
غلظت سنج
halocline
منطقه خلاء غلظت
maximum allowable concentration
حداکثر غلظت مجاز
aerometry
سنجش غلظت هوا
automatic mixture control
کنترل غلظت اتوماتیک
cloud amount
غلظت ابر اتمی
cloud cover
غلظت ابر اتمی
activation detector
دستگاه تعیین غلظت نوترون
gravimetry
اندازه گیری وزن یا غلظت
equimolal
دارای غلظت ملکولی مساوی
density attitude
ارتفاع مربوط به غلظت استاندارد هوا
stenohaline
زیست کننده در اب شور به غلظت بخصوصی
negatron
الکترون
electron
الکترون
traces
رد الکترون
traced
رد الکترون
trace
رد الکترون
isoelectronic
هم الکترون
electron donor
الکترون ده
coelectron
هم الکترون
electrons
الکترون
pH
علامت لگاریتم منفی برای غلظت یون هیدروژن برحسب گرم اتم درهر لیتر
electron focusing
تمرکز الکترون
electron volt
الکترون ولت
electron flow
سیلان الکترون ها
valence electron
الکترون فرفیت
electron orbit
مسیرگردش الکترون
electroneutrality
الکترون خنثایی
electron transition
انتقال الکترون
electron injector
الکترون افکن
electron spin
اسپین الکترون
electron multiplier
افزاینده الکترون
electron pair
زوج الکترون
electron transition
عبور الکترون
electron recoil
بازگشت الکترون
electron mass
جرم الکترون
electron shell
پوسته الکترون
electron jump
پرش الکترون
electron spin
تنیدگی الکترون
electron trajectory
مسیر الکترون
electrophile
الکترون دوست
free electron
الکترون ازاد
lone electron
الکترون تنها
mass of the electron
جرم الکترون
nuclear electron
الکترون هسته
nonbonding electron
الکترون ناپیوندی
odd electron
الکترون منفرد
outer shell electron
الکترون بیرونی
outer shell electron
الکترون رسانایی
photo electron
الکترون نوری
secondary electron
الکترون ثانوی
isoelectronic ions
یونهای هم الکترون
valence electron
الکترون والانس
free electron
الکترون غیرپیوندی
valence electron
الکترون رسانایی
high energy electron
الکترون پر انرژی
initiating electron
الکترون اغازگر
inner shell electron
الکترون درونی
photo electron
فوتو الکترون
electron avalanche
بهمن الکترون
conduction electron
الکترون رسانش
electron charge
بار الکترون
density of electron
چگالی الکترون
concentration of electron
چگالی الکترون
electron conduction
هدایت الکترون
bound electron
الکترون بسته
electron decay
تجزیه الکترون
electron decay
اضمحلال الکترون
electron deceleration
دیرکرد الکترون
electron affinity
الکترون خواهی
electron acceleration
شتاب الکترون
electron acceptor
الکترون پذیر
electron beam
شعاع الکترون
electron acceptor
پذیرنده الکترون
charge of the electron
بار الکترون
electron beam
پرتو الکترون
electron beam
اشعه الکترون
electron beam
باریکه الکترون
electron tube
لوله الکترون
electron capture
الکترون گیراندازی
antibonding electron
الکترون ضد پیوندی
electron drift
رانش الکترون
emissions
صدور الکترون
electron emission
صدور الکترون
emission
صدور الکترون
electron emitter
منبع الکترون
primary electron
الکترون اولیه
electron emmission
انتشار الکترون
electron energy
کارمایه ی الکترون
electron energy
انرژی الکترون
electron donor
دهنده الکترون
electron distribution
پخش الکترون
electron diffraction
خمیدگی الکترون
conduction electron
الکترون رسانایی
electron exchange
تبادل الکترون
electron flow
فلوی الکترون
elementary charge
بار الکترون
[فیزیک]
outer shell electron
الکترون لایه بیرونی
linear accelerator
شتابده خطی الکترون
bonding electron pair
زوج الکترون پیوندی
rest mass of the electron
جرم ساکن الکترون
supressor grid
شبکه الکترون بند
transmission electron micrograph
ریزنگار انتقال الکترون
secondary electron emission
پیل ثانویه الکترون
unpaired electron
الکترون جفت نشده
delocalized electron
الکترون غیر مستقر
lone pair electron
زوج الکترون ناپیوندی
lone pair electron
زوج الکترون تنها
free electron gas
گاز الکترون ازاد
electron gun
لوله پرتاب الکترون
electroosmotic effect
اثر الکترون اسمزی
electron charge mass ratio
چگالی بار الکترون
electron accelerator
شتاب دهنده الکترون
electron transit time
زمان عبور الکترون
electron transfer mechanism
مکانیسم انتقال الکترون
electron deceleration
کندی حرکت الکترون
electron deficient molecules
مولکولهای با کمبود الکترون
electron spin resonance
رزونانس اسپین الکترون
electron paramagnetic resonance
رزونانس پارامغناطیسی الکترون
electron pairing
زوج شدن الکترون
electron pair bond
پیوند زوج الکترون
electron pair
زوج الکترون حفره
electron orbit
مدار گردش الکترون
electron multiplier
فزون ساز الکترون
electrophilic addition
افزایش الکترون دوستی
electron capture detector
اشکارساز الکترون گیراندازی
free electron model
الگوی الکترون ازاد
electrophilic attack
حمله الکترون دوستی
electron attachment
پیوستگی یا وابستگی الکترون
electrophilic reagent
واکنشگر الکترون دوست
electrosensitive
چاپ با کاغذ حساس به الکترون
photon
تنها یک الکترون تابش شود
picture
حرکت اشعههای الکترون در تلویزیون
quasi free electron theory
نظریه الکترون شبه ازاد
pictured
حرکت اشعههای الکترون در تلویزیون
pictures
حرکت اشعههای الکترون در تلویزیون
picturing
حرکت اشعههای الکترون در تلویزیون
electron releasing substituent
گروه استخلافی الکترون دهنده
electrophilic aromatic substitution
استخلاف الکترون دوستی اروماتیکی
electron spin resonance
[ESR]
تشدید پارامغناطیس الکترون
[فیزیک]
Electron paramagnetic resonance
[EPR]
تشدید پارامغناطیس الکترون
[فیزیک]
electron withdrawing substituent
گروه استخلافی الکترون کشنده
beam
مجموعه باریکی از نور یا اشعه الکترون
left hand rule for electron flow
قاعده چپگرد برای جریان الکترون
beams
مجموعه باریکی از نور یا اشعه الکترون
concentrations
تمرکز اتش تمرکز غلظت مواد شیمیایی موجود در هوا بازداشتگاه اسرا
concentration
تمرکز اتش تمرکز غلظت مواد شیمیایی موجود در هوا بازداشتگاه اسرا
concentration cell corrosion
نوعی برخورد که در ان اختلاف پتانسیل الکترودها دراثر اختلاف غلظت یونهاالکترولیت میباشد
franklin
[Fr]
استت کولن
[یکای الکترون]
[فیزیک]
[شیمی]
right hand rule for electron flow
قاعده راست گرد برای جریان الکترون
statcoulomb
[statC]
استت کولن
[یکای الکترون]
[فیزیک]
[شیمی]
electrostatic unit of charge
[esu]
استت کولن
[یکای الکترون]
[فیزیک]
[شیمی]
electron beam
رشته باریک الکترون با سرعت بالا در یک جهت
charges
1-کمیت الکتریسیته 2-مقدار کمبود الکترون در یک وسیله یا عنصر
hall effect
شرح تاثیر میدان مغناطیسی روی جریان الکترون ها
beam
حرکت اشعههای الکترون توسط CRT در صفحه نمایش
photoemission
خروج الکترون از فلز در اثرنیروی تابشی نور وغیره
line flyback
اشعه الکترون که از انتهای سکن به ابتدای بعدی می رود
klystron
لوله الکترون نوسان ساز باسرعت مدوله شده
charge
1-کمیت الکتریسیته 2-مقدار کمبود الکترون در یک وسیله یا عنصر
beams
حرکت اشعههای الکترون توسط CRT در صفحه نمایش
photoemissive
مادهای که در اثر روشنایی یانور از خود الکترون تابش میکند
inelastic
spectroscopy electrontunneling طیف بینی تونل زنی ناکشسان الکترون
flyback
اشعه تصویر الکترون که از انتهای یک اسکن به ابتدای دیگری می رود
phosphor
اندازه نور تولید شده در مقایسه با انرژی دریافتی از اشعه الکترون
EBR
ضبط خروجی از کامپیوتر مستقیماگ روی میکروفیلم با استفاده از اشعه الکترون
i.e.t.s
tunneling inelasticelectron spectroscopy طیف بینی تونل زنی ناکشسان الکترون
phototude
لوله الکترون دارای کاتد و اندکه بترتیب فوتون تابش وجذب می کنند
antimatter
جسمی که حاوی مادهء ضد خود نیز باشد مثل ضدالکترون بجای الکترون
densitometer
چگالی سنج غلظت سنج
isohaline
خطوط هم نمک خطوط میزان منحنی نمایش غلظت نمک دریا
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com