English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (9 milliseconds)
English Persian
lump غلنبه برامدگی
lumped غلنبه برامدگی
lumps غلنبه برامدگی
Other Matches
papillary مانند برامدگی دارای برامدگی
lumpier غلنبه غلنبه
lumpiest غلنبه غلنبه
lumpy غلنبه غلنبه
fustain غلنبه
declaimatory غلنبه
euphuistic غلنبه
nub or nubble غلنبه
mouth filling غلنبه
knotted غلنبه
protuberate غلنبه شدن
knots غده چیز سفت یا غلنبه
knot غده چیز سفت یا غلنبه
ink hard terms اصطلاحات غلنبه که حاکی ازعلم فروشی باشد
knop برامدگی
nub برامدگی
ridges برامدگی
nibs برامدگی
ganglion برامدگی
gibbous برامدگی
knurr برامدگی
knurl برامدگی
knur برامدگی
granulation برامدگی
ridge برامدگی
knosp برامدگی
overhang برامدگی
extuberance برامدگی
burred برامدگی
burrs برامدگی
dome برامدگی
domes برامدگی
bluging برامدگی
convexity برامدگی
burr برامدگی
nib برامدگی
burring برامدگی
entasis برامدگی
cusp برامدگی
heave برامدگی
heaved برامدگی
antinode برامدگی
whaleback برامدگی
bumpiest پر از برامدگی
bumpier پر از برامدگی
bump برامدگی
tuberosity برامدگی
knobs برامدگی
knob برامدگی
ledges برامدگی
ledge برامدگی
turgescence برامدگی
bumpy پر از برامدگی
bulges برامدگی
mounds برامدگی
mound برامدگی
neuroma برامدگی پی
nub or nubble برامدگی
bulging برامدگی
overhangs برامدگی
bulged برامدگی
nurl برامدگی
bulge برامدگی
caput نوک برامدگی
bulginess برامدگی شکم
turgor برامدگی [تورم]
lump برامدگی [تورم]
bulge برامدگی [تورم]
annular projection برامدگی حلقوی
circular projection برامدگی گرد
cuspidal دارای برامدگی
bulging test ازمایش برامدگی
bumpiness دارای برامدگی
protuberance برامدگی [تورم]
bunchout برامدگی یافتن
tumidity برامدگی [تورم]
swelling برامدگی [تورم]
tumescence برامدگی [تورم]
boll برامدگی مانند
bowing of bed برامدگی کف نهر
villus برامدگی مویی
knarred دارای برامدگی
knar برامدگی درچوب
jag برامدگی تیز
papilla برامدگی کوچک
papillose دارای برامدگی
hyperostosis برامدگی استخوان
knuckle bone برامدگی بندانگشت
phantom tumour برامدگی موقتی
exostosis برامدگی استخوان
protuberancy برامدگی قلنبگی
eminency برامدگی بزرگی
mezzo rillievo نیم برامدگی
thenar برامدگی کف دست
tubercle برامدگی گرد
phyma برامدگی پوست
tumor تومور برامدگی
midrib خط یا برامدگی حد فاصل
tumours تومور برامدگی
protruded برامدگی داشتن
verruca گندمه برامدگی
protuberances برامدگی قلنبگی
protuberance برامدگی قلنبگی
eminence برامدگی بزرگی
humping برامدگی گرد
nodules برامدگی عقده
nodule برامدگی کوچک
nodule برامدگی عقده
promontory پرتگاه برامدگی
promontories پرتگاه برامدگی
splint برامدگی کوچک
protruding برامدگی داشتن
protrudes برامدگی داشتن
hump برامدگی گرد
humps برامدگی گرد
bridge برامدگی بینی
protrude برامدگی داشتن
verrucas گندمه برامدگی
knobby دارای برامدگی
bossing برامدگی تزیینی
bosses برامدگی تزیینی
bossed برامدگی تزیینی
boss برامدگی تزیینی
sills برامدگی دریایی
sill برامدگی دریایی
node دشواری برامدگی
nodules برامدگی کوچک
bridged برامدگی بینی
tumour تومور برامدگی
bridges برامدگی بینی
nodes دشواری برامدگی
tumors تومور برامدگی
tubercular برامدگی دار سلی
pigeon breast برامدگی جناغ سینه
nubble برامدگی یاگره کوچک
cockles گره و برامدگی پارچه
stigma لکه ننگ برامدگی
knuckles برامدگی یا گره گیاه
projections پیش افکنی برامدگی
projection پیش افکنی برامدگی
tubercle برامدگی دندان اسیاب
papula برامدگی خارش دار
hillock برامدگی در سطح صاف
hillocks برامدگی در سطح صاف
knuckle برامدگی یا گره گیاه
stigmas لکه ننگ برامدگی
papilla برامدگی نوک دار
outgrwth برامدگی گوشت زیادی
cockle گره و برامدگی پارچه
inion برامدگی پشت کله
hummock برامدگی زمین در مرداب
knag گره چوب برامدگی
gyrus برامدگی چین خورده مغز
excrescency اماس گیاهی یا حیوانی برامدگی
caulk برامدگی زیر نعل اسب
glabella برامدگی پیشانی میان دو ابرو
chicken breast برامدگی عظم قص یا استخوان سینه
cams برامدگی قطعه گوشه دار
cam برامدگی قطعه گوشه دار
fingers باندازه یک انگشت میله برامدگی
tuberculous دارای برامدگی یا دکمه مسلول
mounts سوار شدن قله برامدگی
tuberous دارای برامدگی گره دار
mount سوار شدن قله برامدگی
finger باندازه یک انگشت میله برامدگی
umbo قبه سپر قوز برامدگی
nook قطعه زمین پیش امده برامدگی
bulbs هر نوع برامدگی یاتورم شبیه پیاز
fourchette برامدگی سه گوش درکف پای اسب
fusee امرود برامدگی ساق پای اسب
tuber سیبک برامدگی زگیل مانند برجستگی
antihelix برامدگی قسمت غضروفی خارج گوش
tubers سیبک برامدگی زگیل مانند برجستگی
bleb برامدگی روی پوست انسان یاگیاه
monticule تپه کوچک اتش فشانی برامدگی
bulb هر نوع برامدگی یاتورم شبیه پیاز
trochanter برامدگی در بالای تنه استخوان ران
beard هرگونه برامدگی تیزشبیه مو و سیخ در گیاه و حیوان
beards هرگونه برامدگی تیزشبیه مو و سیخ در گیاه و حیوان
keloid برامدگی ایکه درمحل التیام زخم پدید می اید
olivary body بر امدگی جلو پیاز مخ برامدگی قدامی بصل النخاع
interspinalis ماهیچه کوتاهی که برامدگی مهرههای پشت رابهم می پیوند د
cumulus mammatus ابرهای متراکمی با برامدگی اونگ مانند در سطح زمین
burring برامدگی تیز یا زبر یک فلز براثر عملیات ماشین کاری
burrs برامدگی تیز یا زبر یک فلز براثر عملیات ماشین کاری
burr برامدگی تیز یا زبر یک فلز براثر عملیات ماشین کاری
rose gall برامدگی در درخت نسترن که انرا حشره ویژهای فراهم می ورد
kissing button برامدگی روی زه که درکشیدن کامل کمان با لب کمانگیر مماس میشود
burred برامدگی تیز یا زبر یک فلز براثر عملیات ماشین کاری
offsets برامدگی یا فرورفتگی هائی که برای دربرگرفتن قسمتهای دیگر ساختمان پیش بینی میشود
frost heave برامدگی زمین یا سنگفرش که دراثر یخ زدن ایجاد میگردد یخ زدگی وبادکردگی زمین
rand لبه برامدگی لبه طبقات سنگ نوار
hyprostosis رویش غیر طبیعی استخوان کلفت شدگی استخوان برامدگی استخوان
knobble برامدگی کوچک گره کوچک
condyle مهره استخوان- برامدگی استخوان
socle پایه ستون برامدگی پایه ستون وامثال ان
butted ضربه با سر به حریف سرشاخ انتهای چوب هاکی قسمت انتهایی چوب گلف قسمت انتهای راکت تنیس قسمت انتهای چوب بیلیارد تپه یا برامدگی پشت زمین هدف
butts ضربه با سر به حریف سرشاخ انتهای چوب هاکی قسمت انتهایی چوب گلف قسمت انتهای راکت تنیس قسمت انتهای چوب بیلیارد تپه یا برامدگی پشت زمین هدف
butt ضربه با سر به حریف سرشاخ انتهای چوب هاکی قسمت انتهایی چوب گلف قسمت انتهای راکت تنیس قسمت انتهای چوب بیلیارد تپه یا برامدگی پشت زمین هدف
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com