Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (9 milliseconds)
English
Persian
one nails drives another
غم جدید غم کهنه را بر از یاد
Other Matches
rehyphenation
تغییرنوشتاروکد گزاری کلمات متن پس ازقرارگرفتن در قالب صفحه جدید یا درخط جدید
imagism
مکتب شعر جدید که قبل ازجنگ اول جهانی رایج شده وپیرو تشبیهات زنده وموضوعات جدید وبکر وازادی از قید سجع وقافیه است
installs
تنظیم کامپیوتر جدید طبق نیاز کاربر یا تشخیص برنامه جدید طبق تواناییهای موجود سیستم
install
تنظیم کامپیوتر جدید طبق نیاز کاربر یا تشخیص برنامه جدید طبق تواناییهای موجود سیستم
installing
تنظیم کامپیوتر جدید طبق نیاز کاربر یا تشخیص برنامه جدید طبق تواناییهای موجود سیستم
clout
پارچه کهنه کهنه
clouts
پارچه کهنه کهنه
clouting
پارچه کهنه کهنه
clouted
پارچه کهنه کهنه
map compilation
تهیه نقشه جدید یا جمع اوری اطلاعات جدید برای تهیه نقشه
update
1-فایل اصلی که با افزودن مواد جدید بهنگام میشود. 2-اطلاع چاپ شده که گونه بهنگام اطلاع است .3-گونه جدید سیستم که به کاربرهای سیستم موجود ارسال میشود
updates
1-فایل اصلی که با افزودن مواد جدید بهنگام میشود. 2-اطلاع چاپ شده که گونه بهنگام اطلاع است .3-گونه جدید سیستم که به کاربرهای سیستم موجود ارسال میشود
updated
1-فایل اصلی که با افزودن مواد جدید بهنگام میشود. 2-اطلاع چاپ شده که گونه بهنگام اطلاع است .3-گونه جدید سیستم که به کاربرهای سیستم موجود ارسال میشود
kettle holder
کهنه
knacker
کهنه خر
weatherworn
کهنه
worm eaten
کهنه
tatters
کهنه
tacky
کهنه
fustiest
کهنه
fusty
کهنه
rag
کهنه
outworn
کهنه
rags
کهنه
obsolete
کهنه
fustier
کهنه
timeworn
کهنه
trity
کهنه
antiquated
کهنه
age old
کهنه
out of d.
کهنه
pokey
کهنه
antique
کهنه
ragman
کهنه خر
antiques
کهنه
ragged
کهنه
olden
کهنه
shabbly
کهنه
mucid
کهنه
wadding
کهنه
obsolescent
کهنه
archaic
کهنه
age-old
کهنه
wads
کهنه
trite
کهنه
run-down
کهنه
rungs
کهنه
by gone
کهنه
dossil
کهنه
crusted
کهنه
pokier
کهنه
pokiest
کهنه
wad
کهنه
behind the times
کهنه
worn-out
کهنه
obsolescence
کهنه گی
poky
کهنه
worn out
کهنه
run down
کهنه
dowdy
کهنه
old-fashioned
کهنه
weatherbeaten
کهنه
musty
کهنه
gray
کهنه
lint
کهنه
fogram
کهنه
stale
کهنه
behindhand
کهنه
wads
کهنه نمد
fripper
کهنه فروش
boneman
کهنه فروش
obsolesce
کهنه شدن
wad
کهنه نمد
rag
کهنه شدن
fripperer
کهنه فروش
antiquate
کهنه کردن
rags
کهنه شدن
dab
کهنه را نم زدن
green meat
گوشت کهنه
ogygian
بسیار کهنه
duds
رخت کهنه
dabbed
کهنه را نم زدن
older
کهنه کار
ages
کهنه کردن
shabbier
کهنه ژنده
aging
کهنه شدن
hunkerism
کهنه پرستی
duddy
کهنه پوش
fogyish
کهنه پرست
fogyism
کهنه پرستی
aging
کهنه کردن
codex
دستخط کهنه
shabbiest
کهنه ژنده
oldest
پیرانه کهنه
older
پیرانه کهنه
shabby
کهنه ژنده
old
پیرانه کهنه
old
کهنه کار
dabs
کهنه را نم زدن
duddie
کهنه پوش
age
کهنه کردن
ancient
کهن کهنه
veterans
کهنه کار
back numbers
چیز کهنه
Neanderthal
خیلی کهنه
uptight
کهنه پرست
fuddy-duddy
کهنه اندیش
fuddy-duddies
کهنه اندیش
dodos
کهنه پسند
dodoes
کهنه پسند
dodo
کهنه پسند
wash linen
کهنه فرفشویی
dead
منسوخ کهنه
wall rue
سداب کهنه
unworn
کهنه نشده
the old world
جهان کهنه
back numbers
شماره کهنه
back number
چیز کهنه
back number
شماره کهنه
sour dough
کهنه کار
thread bare
فرش کهنه
old wool
پشم کهنه
stale joke
جوک کهنه
obscurantism
کهنه پرستی
lint
کهنه فتیله
A pair of old pants ( trousers ) .
یک شلوار کهنه
superannuated
زیاد کهنه
unreconstructed
کهنه پرست
old timer
کهنه کار
oldest
کهنه کار
superannuate
کهنه شدن
veteran
کهنه سرباز
junk
کهنه و کم ارزش
veterans
کهنه سرباز
rag picker
کهنه برچین
ragman
کهنه فروش
pseudo archaic
کهنه نما
old-timer
کهنه کار
old-timers
کهنه کار
mouldy
کهنه وفاسد
veteran
کهنه کار
back out
کهنه و فرسوده شدن
hach
زیاداستعمال کردن کهنه
bibliopolism
فروش کتابهای کهنه
glass cloth
کهنه شیشه پاک کن
Antiguated
آنتیک ،کهنه،قدیمی
trade something in
<idiom>
تعویض وسایل کهنه
paleology
دانش چیزهای کهنه
outwear
کهنه شدن گذراندن
passe
کهنه مسلک گذشته
he has seen sevice
کهنه کار است
ragpicker
کهنه و ژنده جمع کن
tampons
پنبه یا کهنه قاعدگی
tampon
پنبه یا کهنه قاعدگی
antediluvian
ادم کهنه پرست
bric a brac
اشیاء کهنه وعتیقه
stager
ادم کهنه کار
knackery
جنس بنجل و کهنه
wear out
کهنه و فرسوده شدن
dishcloth
کهنه فرف شویی
sea dog
ملوان کهنه کار
to pick rags
کهنه برچینی کردن
dishcloths
کهنه فرف شویی
fossilizes
سخت ومتحجرشدن کهنه شدن
age
: پیرشدن پیرنماکردن کهنه شدن
fossilize
سخت ومتحجرشدن کهنه شدن
ages
: پیرشدن پیرنماکردن کهنه شدن
well worn
زیاد کار کرده کهنه
modified stock car
اتومبیل با بدنه کهنه و موتورجدید
God bless
[you]
!
خدا حافظ
[واژه کهنه]
ragbag
کیف لباسهای کهنه و بی مصرف
ragbags
کیف لباسهای کهنه و بی مصرف
articlcs of virtu
کالاهای صنعتی و کهنه وکمیاب
well-worn
زیاد کار کرده کهنه
bibliopoly
فروش کتابهای کهنه یاعتیق
veteran skill
مهارت و کهنه کاری کارازمودگی
jalopies
اتومبیل یا هواپیمای کهنه واسقاط
jalopy
اتومبیل یا هواپیمای کهنه واسقاط
vet
بیطاری کردن کهنه سرباز
vetted
بیطاری کردن کهنه سرباز
he is a past master in
او در استاد یا کهنه کار است
fossilising
سخت ومتحجرشدن کهنه شدن
fossilises
سخت ومتحجرشدن کهنه شدن
fossilised
سخت ومتحجرشدن کهنه شدن
junk
طناب کهنه کاغذ پاره
Old clothes ( houses ) .
لباس ( خانه های) کهنه
fossilizing
سخت ومتحجرشدن کهنه شدن
She's quite a back number.
<idiom>
او
[زن]
آدم کهنه فکری است.
demode
ازمد افتاده کهنه شده
vets
بیطاری کردن کهنه سرباز
snot rag
کهنه بینی پاک کنی
dish towel
کهنه فرف خشک کنی
old fashioned
کهنه پرست محافظه کار
tampon
توپی یا کهنه مخصوص گرفتن سوراخی
tampons
توپی یا کهنه مخصوص گرفتن سوراخی
His political beliefs are old hat now .
عقاید سیاسی اش دیگه کهنه شده
mossback
ادم کهنه پرست یا محافظه کار
mossyback
ادم کهنه پرست یا محافظه کار
Who is worse shod than the shoemakers wife?.
<proverb>
کهنه تر از کفش زن کفاش ,کفشى هست ؟.
The old paper money is called in.
اسکناسهای کهنه از جریان خارج می شوند
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com