English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English Persian
internuclear distance فاصله بین هستهای
Other Matches
virtual level تراز انرژی سیستم هستهای داخل اتم که انرژی برانگیزش ان کمتر از کمترین انرژی جداشده از ذره هستهای بیشتر است
single space در میان سطور فقط یک فاصله گذاردن تک فاصله کردن
following distance فاصله بین وسائط نقلیه فاصله میان خودروها
point blank range فاصله از محل تیراندازی تاهدف فاصله تا هدف
interval فاصله اختلاف فاصله مدت زمان
spaces فاصله دادن فاصله داشتن
space فاصله دادن فاصله داشتن
collision parameter در محاسبه مدارات فاصله بین مرکز جاذبه یک میدان نیروی مرکزی از امتداد بردار سرعت جسم متحرک در بیشترین فاصله از مرکز ان
alley منطقه بین زمین سرویس وخط کناری فاصله بین بازیگران دوردست درزمین بیس بال فاصله از دیوارطرفین که گرفتن توپ در ان مشکل میشود
alleyways منطقه بین زمین سرویس وخط کناری فاصله بین بازیگران دوردست درزمین بیس بال فاصله از دیوارطرفین که گرفتن توپ در ان مشکل میشود
alleys منطقه بین زمین سرویس وخط کناری فاصله بین بازیگران دوردست درزمین بیس بال فاصله از دیوارطرفین که گرفتن توپ در ان مشکل میشود
holes فاصله دو بازیگرفضای بین دو سوارکار که سوارکار سومی ازان بگذرد فاصله بین میله 1 بولینگ با2 یا 3 شکست دادن حریف باشروع بهتر
hole فاصله دو بازیگرفضای بین دو سوارکار که سوارکار سومی ازان بگذرد فاصله بین میله 1 بولینگ با2 یا 3 شکست دادن حریف باشروع بهتر
holed فاصله دو بازیگرفضای بین دو سوارکار که سوارکار سومی ازان بگذرد فاصله بین میله 1 بولینگ با2 یا 3 شکست دادن حریف باشروع بهتر
holing فاصله دو بازیگرفضای بین دو سوارکار که سوارکار سومی ازان بگذرد فاصله بین میله 1 بولینگ با2 یا 3 شکست دادن حریف باشروع بهتر
close march راهپیمایی با فاصله جمع فرمان " فاصله جمع " درراهپیمایی
atomic هستهای
potential barrier سد هستهای
nuclear strike تک هستهای
mononuclear یک هستهای
nuclear هستهای
nuclear reaction فرایند هستهای
nuclear transformation تبدیل هستهای
nuclear radiation تشعشع هستهای
nuclear power station نیروگاه هستهای
nuclear reaction واکنش هستهای
fusions جوش هستهای
transmutation تبدیل هستهای
nuclear structure ساختار هستهای
nucleonics فیزیک هستهای
nuclear configuration ترکیب هستهای
nuclear chemistry شیمی هستهای
core storage انباره هستهای
core memory حافظه هستهای
mononuclear سلول یک هستهای
fusion جوش هستهای
necleo synthesis سنتز هستهای
nuclear corrosion فرسایش هستهای
nuclear fission انشقاق هستهای
nuclear forces نیروهای هستهای
nuclear fission شکافت هستهای
fission شکاف هستهای
fission شکافت هستهای
thermonuclear گرمای هستهای
nuclear reactor راکتور هستهای
nuclear reactor واکنشگاه هستهای
nuclear reactors راکتور هستهای
nuclear reactors واکنشگاه هستهای
nuclear families خانواده هستهای
nuclear family خانواده هستهای
fission bomb بمب هستهای
fission reactor واکنشگاه هستهای
nuclear engineering تکنولوژی هستهای
nuclear technology تکنولوژی هستهای
nuclear fusion گداز هستهای
nuclear pile پیل هستهای
nuclear number عدد هستهای
nuclear power انرژی هستهای
nuclear energy انرژی هستهای
nuclear fusion ذوب هستهای
nuclear electricity الکتریسیته هستهای
nuclear detector اشکارساز هستهای
nuclear fusion همجوشی هستهای
nuclear fusion گداخت هستهای
nuclear power نیروی هستهای
nuclear power production تولید انرژی هستهای
fusions عمل ترکیب هستهای
nuclear biological chemical شیمیایی میکربی هستهای
nuclear fusion energy انرژی ذوب هستهای
thermonuclear بمب هستهای حرارتی
slugs میزان سازی هستهای
slugged میزان سازی هستهای
slug میزان سازی هستهای
nuclear binding energy انرژی اتصال هستهای
fusion عمل ترکیب هستهای
thermonuclear reaction واکنش گرما- هستهای
fusion energy انرژی همجوشی هستهای
nuclear power plant تاسیسات انرژی هستهای
go no go اچار تنظیم فاصله سر تیر بارکالیبر 7/21 اچار تنظیم فاصله پیشانی گلنگدن
contingent effects اثرات احتمالی انفجار هستهای
attack nuclear carrier ناو هواپیمابر افندی هستهای
radiological رادیولوژیکی مربوط به تشعشع هستهای
fusion reactor راکتوری که در ان جوش هستهای صورت میگیرد
fission تجزیه بمب تجزیهای شکافت هستهای
nuclear submarine زیردریایی هستهای nuclear-poweredsubmarine : syn
lymphocytosis ازدیاد گلبولهای سفید یک هستهای خون
dwarf dud جنگ افزار هستهای عمل نکرده
nominal weapon جنگ افزار هستهای که قدرت ان 02 کیلو تن باشد
elodea جنس گیاهان کوچک و ابزی و تک هستهای درامریکا
endomixis تجدید وضع هستهای اغازیان تاژکدار در فواصل معینه
induced 1-تولید جریان الکتریکی در هستهای از سیم با تاثیر الکترومغناطیسی . 2-اثبات
inducing 1-تولید جریان الکتریکی در هستهای از سیم با تاثیر الکترومغناطیسی . 2-اثبات
induce 1-تولید جریان الکتریکی در هستهای از سیم با تاثیر الکترومغناطیسی . 2-اثبات
induces 1-تولید جریان الکتریکی در هستهای از سیم با تاثیر الکترومغناطیسی . 2-اثبات
radioactivity قابلیت پخش امواج هستهای رادیواکتیویته داشتن قدرت تشعشع اتمی
fission products عوامل تولید شده در اثر تجزیه اتمی بقایای شکافت هستهای
inductor قطعه الکتریکی شامل هستهای از سیم برای بیان تاثیرات روی مدار.
controlled thermonuclear reaction جوش هستهای کنترل شده تحت شرایط ازمایشگاهی برای تولید توان مفید
spaces جا فاصله
spaces فاصله
length فاصله
space جا فاصله
intermittence فاصله
intermezzo فاصله
per saltum بی فاصله
space فاصله
interval فاصله
gaps فاصله
clearance فاصله
discontinuance فاصله
head space فاصله سر
gap فاصله
diastema فاصله
unremittingly بی فاصله
blankest فاصله
blank فاصله
lengths فاصله
hiatus فاصله
distances فاصله
distance فاصله
single space تک فاصله تو هم
blank character فاصله
space bar فاصله زن
interregna فاصله
em dash خط فاصله ام
interregnum فاصله
range فاصله
ranged فاصله
ranges فاصله
spacing فاصله
interregnums فاصله
equidistant هم فاصله
tele فاصله
en dash خط فاصله ان
f. distance or length فاصله کانونی
fiducial interval فاصله اطمینان
time lags فاصله زمانی
time out وقفه فاصله
dutter فاصله ستونها
focal length فاصله کانونی
frequency distance فاصله فرکانس
frequency spacing فاصله فرکانس
lattice spacing فاصله شبکه
class interval فاصله طبقه
mode interval فاصله نما
angular distance فاصله زاویهای
interval confidence فاصله اطمینان
close range فاصله نزدیک
code distance فاصله رمز
coherence distance فاصله همدوسی
confidence interval فاصله اطمینان
confidence interval فاصله اعتماد
magnet gap فاصله هوایی
center distance فاصله ازمرکز
keyspace فاصله کلیدی
light gap فاصله نور
light gap فاصله روشنایی
blank character دخشه فاصله
line spacing فاصله سطرها
line spacing فاصله سطر
center distance فاصله مرکزی
line spacing فاصله خطوط
line to line spacing فاصله سطور
infighting نبرد در فاصله کم
gulf فاصله زدوری
deflationary gap فاصله تنزلی
ignition spark gap فاصله جرقه
spacing فاصله بندی
ignition gap فاصله جرقه
diatessaron فاصله یک چهارم
distance meter فاصله سنج
head space فاصله سر تیربار
input gap فاصله اولیه
dead rise فاصله مرده
normal interval فاصله معمولی صف
interspace فاصله مدت
interstice ترک فاصله
spacing فاصله گذاری
hard space فاصله واصل
gulfs فاصله زدوری
focal distance فاصله کانونی
known distance فاصله معلوم
haul distance فاصله حمل
time lag فاصله زمانی
distant فاصله دار
time interval فاصله زمانی
spaces فاصله مدت
spaces جا فاصله مدت
spaces فاصله گذاشتن
space فاصله مدت
space جا فاصله مدت
tooth gap فاصله دندانه
track pitch فاصله شیار
terraces spacing فاصله تراسها
telemeter فاصله سنج
intermissions فاصله عود
intermission فاصله عود
intervalometer فاصله سنج
space condition شرط فاصله
space condition حالت فاصله
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com