Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (3 milliseconds)
English
Persian
predicting interval
فاصله زمانی پیش بینی شده هدف سبقت پیش بینی شده هدف
Other Matches
pug nosed
دارای بینی کوتاه وسر بالا پهن بینی
snub nosed
دارای بینی کوتاه وسر بالا پهن بینی
snub-nosed
دارای بینی کوتاه وسر بالا پهن بینی
gap analysis
تجزیه و تحلیل فاصله بین پیش بینی و واقعیت
deferred exit
انتقال کنترل به یک زیربرنامه در زمانی که قابل پیش بینی نبوده و حادثهای غیر مترقبه ان را مشخص میکند
asynchronous
انتقال داده بین دو وسیله که بدون هر گونه سیگنال زمانی قابل پیش بینی انجام میشود
septum
حفرههای بینی پره بینی
guided propagation
تبلیغات پیش بینی شده انتشار امواج رادار در مسیرپیش بینی شده ردیابی هدایت شده رادار
vomer
استخوان میانی بینی استخوان تیغه بینی
weather forecasts
پیش بینی اوضاع جوی گزارش هواشناسی پیش بینی جوی
anaglyph
عکس رنگی برجسته بینی تجزیه رنگ عکس در برجسته بینی
anticipated stock losses
تلفات پیش بینی شده اماد ضایعات پیش بینی شده
weather forecast
پیش بینی اوضاع جوی گزارش هواشناسی پیش بینی جوی
lapsing
فاصله زمانی
lapse
فاصله زمانی
time lags
فاصله زمانی
lapses
فاصله زمانی
interval
فاصله زمانی
time interval
فاصله زمانی
time lag
فاصله زمانی
time lags
فاصله زمانی مرده
time lag
فاصله زمانی مرده
distributed lag
توزیع فاصله زمانی
noses
بینی
hand reading
کف بینی
snivelling
اب بینی
nose
بینی
cross eye
کج بینی
snivelled
اب بینی
the handle of the face
بینی
snot
اب بینی
cross eye
دو بینی
sniveling
اب بینی
sniveled
اب بینی
snivels
اب بینی
neb
بینی
snivel
اب بینی
rheum
اب بینی
snoot
بینی
chiromancy
کف بینی
nozzles
بینی
mucus of the nose
اب بینی
rhinologist
بینی
nasally
از بینی
nozzle
بینی
palmistry
کف بینی
night bilndness
شب بینی
double vision
دو بینی
graphology
خط بینی
pecker
بینی
keying interval
فاصله زمانی بین دو انعکاس موج رادار
flash to bang time
فاصله زمانی بین نور و صدای گلوله
abdominos'copy
شکم بینی
projection
پیش بینی
projections
پیش بینی
insights
درون بینی
crystal gazing
بلور بینی
insight
درون بینی
augury
پیش بینی
strictures
باریک بینی
stricture
باریک بینی
conchoscope
بینی بین
clear sightedness
روشن بینی
biopsy
زنده بینی
erythropsia
سرخ بینی
long siht
دور بینی
lookahead
پیش بینی
macropsia
درشت بینی
megalopsia
درشت بینی
preparations
پیش بینی
megalopsis
درشت بینی
preparation
پیش بینی
realism
واقع بینی
objectivity
واقع بینی
microscopy
ذره بینی
moon blindness
روز بینی
mucus of the nose
مخاط بینی
localism
کوته بینی
lenticular
ذره بینی
laryngoscopy
حنجره بینی
false pride
خود بینی
fastidiousness
باریک بینی
flat nosed
پهن بینی
forcasting
پیش بینی
fortune telling
طالع بینی
genethlilogy
طالع بینی
genethlilogy
زایچه بینی
microscopy
ریز بینی
haemoscopy
خون بینی
hawk nose
بینی قوشی
isomorphism
هم ریخت بینی
keenness of sight
تیز بینی
myopy
نزدیک بینی
second sight
روشن بینی
prognostications
پیش بینی
prognostication
پیش بینی
caution
پیش بینی
cautioned
پیش بینی
cautioning
پیش بینی
cautions
پیش بینی
introspection
باطن بینی
finesse
نکته بینی
microscopic
ذره بینی
hook nosed
دارای بینی کج
hook-nosed
دارای بینی کج
precaution
پیش بینی
precautions
پیش بینی
forecasts
پیش بینی
second sight
دور بینی
sniff
بینی گرفتن
sniffed
بینی گرفتن
sniffing
بینی گرفتن
sniffs
بینی گرفتن
forecast
پیش بینی
astrology
اختر بینی
astrology
طالع بینی
forecasted
پیش بینی
nose
بینی اسب
noses
بینی اسب
predictions
پیش بینی
anticipation
پیش بینی
megalomania
خودبزرگ بینی
myopia
نزدیک بینی
nasal
وابسته به بینی
nasal
مربوط به بینی
prediction
پیش بینی
forecasting
پیش بینی
expectation
پیش بینی
nostrils
سوراخ بینی
nostril
سوراخ بینی
expectations
پیش بینی
astronomy
طالع بینی
clairvoyance
روشن بینی
clairvoyance
غیب بینی
pessimistically
ازروی بد بینی
optimism
نیک بینی
optimism
خوش بینی
foresight
پیش بینی
auguries
پیش بینی
platyrrhine
پهن بینی
revisions
باز بینی
revision
باز بینی
scintillating scotoma
اخگر بینی
self imprtance
خود بینی
snuffer
سوراخ بینی
soothsayer
فال بینی
soothsaying
فال بینی
spectroscope
طیف بینی
spectroscopy
طیف بینی
rhiopharyngeal
بینی حلقی
rhinoscope
بینی نگر
polyopia
چند بینی
pregiurement
پیش بینی
prevision
پیش بینی
priggery
خود بینی
priggism
اندک بینی
the two nostrils
دو سوراخ بینی
quillet
باریک بینی
retinoscopy
شبکیه بینی
rhinal
وابسته به بینی
rhinology
بینی شناسی
stereoscopic
برجسته بینی
strology
زایجه بینی
subtility
باریک بینی
arrangements
پیش بینی
arrangement
پیش بینی
worldview
جهان بینی
bridges
برامدگی بینی
bridged
برامدگی بینی
My nose is running.
از بینی ام آب می آید
nose leather
چرم بینی
telegnosis
غیب بینی
the tip of the nose
نوک بینی
prospectiveness
پیش بینی
to blow nose
گرفتن بینی
to read people's hands
کف بینی کردن
vibrissa
موی بینی
weltanschauung
جهان بینی
world view
جهان بینی
xanthopsia
زرد بینی
bridge
برامدگی بینی
nassal
وابسته به بینی
nares
مجراهای بینی
ornithoscopy
مرغ بینی
otoscopy
گوش بینی
perspicuity
روشن بینی
nasality
وابستگی به بینی
nasiform
بینی شکل
nasion
بیخ بینی
nasitis
اماس بینی
perdict
پیش بینی
nasology
مبحث بینی
near sightedness
نزدیک بینی
nasolabial
وابسته به لب و بینی
paranasal
نزدیک بینی
nasute
گنده بینی
outsight
فاهر بینی
inferiority complexes
خود کم بینی
ozena
قرحه بینی
perspicuity
تیز بینی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com