English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 86 (9 milliseconds)
English Persian
extra-mural فرا دیواری
Search result with all words
cuckoo clock ساعت دیواری زنگی که در سرساعت صدایی شبیه صدای فاخته میکند
cuckoo clocks ساعت دیواری زنگی که در سرساعت صدایی شبیه صدای فاخته میکند
transparencies اسلاید دیواری
transparency اسلاید دیواری
framework استخوان بندی قالب چهار دیواری
frameworks استخوان بندی قالب چهار دیواری
dikes دیواری که برای جلوگیری از اب دریا می سازند
dyke دیواری که برای جلوگیری از اب دریا می سازند
dykes دیواری که برای جلوگیری از اب دریا می سازند
wall دیواری
walls دیواری
bank کرانه دیواری
banks کرانه دیواری
grate بخاری تو دیواری
grated بخاری تو دیواری
grates بخاری تو دیواری
quadrangle چهار گوش چهار دیواری
quadrangles چهار گوش چهار دیواری
mural دیواری
mural نقاشی دیواری
mural نقش دیواری
murals دیواری
murals نقاشی دیواری
murals نقش دیواری
witch hazel موچسب پیچک دیواری
rung پله ی دیواری
fresco نقاشی دیواری
frescoes نقاشی دیواری
chimney بخاری دیواری
chimneys بخاری دیواری
hangings کاغذ دیواری
wallpaper کاغذ دیواری
wallpaper با کاغذ دیواری تزئین کردن
wallpapers کاغذ دیواری
wallpapers با کاغذ دیواری تزئین کردن
affiche اعلان دیواری
branch cutoff دیواری است که معمولا درجهت عمود بر دیوار سپری ساخته میشود
countermure دیواری که برای پشتیبان دیواردیگربسازند
covered forge کوره دیواری
fire grate اجاق دیواری
fire place بخاری دیواری
fire side بخاری دیواری
gas bracket لوله دیواری که دارای گازسوزباشد
inclosure چهار دیواری حصار
intermural میان دیواری
krantz خاره هایی که دیواری ازانهادرست شود
lean to roof بام سینه دیواری
outlet box جعبه دیواری
paper hanger کاغذ دیواری چسبان
paper hangings کاغذ دیواری
paper stainer سازنده کاغذهای دیواری
paperhanger کسیکه کاغذ دیواری می چسباند
parietal دیواری
parpen سنگ تراشی مه از توی دیواری گذر کرده و ازدوسوی ان نمایان باشد
pitch and toss بازی بیخ دیواری
sconce mirror ایینه دیواری
side board میز پا دیواری
tablature نقاشی دیواری یا سقفی
to batter awall کوبیدن یافروریختن دیواری
to panel a wall دیواری را تخته کوبی کردن
to peck down a wall دیواری را با الت نوک تیزخراب کردن
wall hanging تزئینات دیواری
wall mounted switch کلید دیواری
wall mounting cabinet قفسه دیواری
wall painting نقاشی دیواری
wall paper کاغذ دیواری
wall socket پریز دیواری
wall tie بست دیواری
wallpaper adhesive چسب کاغذ دیواری
The clock is fast (gaining). ساعت دیواری تند کار می کند
The clock has stopped. ساعت دیواری خوابیده است
Does this clock keep good time? این ساعت دیواری درست کار می کند ؟
This is a self - winding clock . این ساعت دیواری کوک لازم ندارد ( اتو ماتیک است )
electrical outlet پریز دیواری
point [wall socket] [British] پریز دیواری
power outlet پریز دیواری
socket [wall socket] پریز دیواری
electrical outlets پریز های دیواری
electric sockets پریز های دیواری
power outlets پریز های دیواری
wall sockets پریز های دیواری
wall clock ساعت دیواری
fractable [کتیبه دیواری سنتوری]
hanging [فرش کردن، کاغذ دیواری یا هر تزئینی برای اتاق]
lean-to proof بام سینه دیواری
Partial phrase not found.
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com