Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 165 (9 milliseconds)
English
Persian
presumptive
فرضی احتمالی
Other Matches
contingencies
عملیات احتمالی پیش امد احتمالی
contingency
عملیات احتمالی پیش امد احتمالی
assumed decimal point
ممیز فرضی نقطه اعشار فرضی
assumed grid
شبکه فرضی سیستم مختصات فرضی
contingency option program
برنامه راه کارهای احتمالی برنامه عملیات مختلف احتمالی
false origin
مبنای مختصات فرضی مبنای فرضی
possibly
<adv.>
احتمالی
probabilistic
احتمالی
conceivably
<adv.>
احتمالی
as may be the case
<adv.>
احتمالی
contingency
احتمالی
contingencies
احتمالی
even tual
احتمالی
contingently
<adv.>
احتمالی
probable
احتمالی
eventual
احتمالی
adventures
خطر احتمالی
probable error
اشتباه احتمالی
probable error
خطای احتمالی
acatalepsy
فلسفهء احتمالی
contingency plan
طرح احتمالی
ramifications
تبعات احتمالی
probabilistic model
مدل احتمالی
adventure
خطر احتمالی
contingent liabilities
بدهیهای احتمالی
prospects
مشتری احتمالی
contenders
برنده احتمالی
contender
برنده احتمالی
gambling
خطر احتمالی
prospecting
مشتری احتمالی
prospected
مشتری احتمالی
prospect
مشتری احتمالی
PE
خطای احتمالی
risk
خطر احتمالی
probability cost
بهای احتمالی
risked
خطر احتمالی
risking
خطر احتمالی
contingent liability
بدهی احتمالی
contingent profit
منفعت احتمالی
probability limits
حدود احتمالی
probabilistic model
الگوی احتمالی
probabilism
احتمالی نگری
risks
خطر احتمالی
probabilism
انتخاب وجه احتمالی
break up of the a proposed marriage
به هم خوردن ازدواج احتمالی
radial probability density
چگالی شعاعی احتمالی
likly
باور کردنی احتمالی
contingency plan
طرح عملیات احتمالی
vertical probable error
اشتباه احتمالی قائم
likely
باور کردنی احتمالی
likelier
باور کردنی احتمالی
likeliest
باور کردنی احتمالی
hypothetical
فرضی
presumptive
فرضی
assumed
فرضی
theoretical
فرضی
imaginary
فرضی
obligatory
فرضی
presumptive title
حق فرضی
phantom line
خط فرضی
hypothetial
فرضی
hypothetic
فرضی
an imaginary line
خط فرضی
agonic line
خط فرضی
assumptive
فرضی
supposed
فرضی
suppositional
فرضی
suppositive
فرضی
suppisitive
فرضی
contingent effects
اثرات احتمالی انفجار هستهای
probable
باور کردنی امر احتمالی
buffer zones
منطقه جلوگیری ازخطر احتمالی
buffer zone
منطقه جلوگیری ازخطر احتمالی
contingent zone of fire
منطقه اتش احتمالی توپخانه
range probable error
اشتباه احتمالی برد توپ
norm point
نقطه احتمالی فرود در پرش
contingencey forces
نیروهای مخصوص عملیات احتمالی
notional income
درامد فرضی
persumptive death
موت فرضی
supposed death
موت فرضی
presumed death
موت فرضی
presumption of death
موت فرضی
assumed name
نام فرضی
presumptive title
سمت فرضی
suppositious
فرضی خیالی
fictitious thickness
ضخامت فرضی
theoretical competition
رقابت فرضی
john done
اسم فرضی
implied trust
مسئولیت فرضی
dead reckoning
محل فرضی
hypothetical case
دعوی فرضی
hypostatic
اصلی- فرضی
supposedly
بطور فرضی
suppositions
فرضی انگاشتی
dead reckoning
نقطه فرضی
assumed position
موضع فرضی
fictitious thickness
ضخامت فرضی
line of scrimmage
خط فرضی تجمعی
hypothetical construct
سازه فرضی
arbitrary control
کنترل فرضی
assumed azimuth
گرای فرضی
supposition
فرضی انگاشتی
assumed orientation
توجیه فرضی
assumed mean
میانگین فرضی
contingency retention stock
اقلام ذخیره برای عملیات احتمالی
confidence level
احتمالی که یک عدد در محدوده قرار بگیرد
dope
اطلاعات درباره نتیجه احتمالی مسابقه
dopes
اطلاعات درباره نتیجه احتمالی مسابقه
conceptual nervous system
دستگاه عصبی فرضی
agonic line
خط فرضی روی نقشه
assumed grid
شبکه بندی فرضی
rule of thumb
حساب تخمینی و فرضی
warrant of presumed death
حکم موت فرضی
fictitious force
نیروی فرضی
[فیزیک]
ideals
نمونه کامل فرضی
cone of scape
مخروط فرضی در اگزوسفر
implied malice
سوء نیت فرضی
hypotheses
قضیه فرضی نهشته
hypothetico deductive method
روش فرضی- قیاسی
intervening variable
متغیر فرضی رابط
offside line
خط فرضی موازی با دروازه
home whistle
امتیاز واقعی یا فرضی
ideal
نمونه کامل فرضی
hypothesis
قضیه فرضی نهشته
differential ballistic wind
باد بالیستیکی فرضی
presumption of the death decree
حکم موت فرضی
presumption of death decree
حکم موت فرضی
contingency support stocks
اقلام ذخیره برای پشتیبانی عملیات احتمالی
circular probable error
دایره پراکندگی گلوله ها اشتباه احتمالی دایرهای
arbitrary control
کنترل با استفاده از گرایامختصات فرضی
head string
خط عرضی فرضی وسط میزبیلیارد
hypostasis
موجود فرضی حالت تعلیق
lay line
خط فرضی مسیر قایق به مقصد
graviton
واحد بنیادی فرضی گرانش
loading for contingencies
کارمزدی که بابت هزینههای احتمالی به حق بیمه اضافه میشود
tabula rasa
مرحله فرضی فکری خالی ازافکاروتخیلات
assumed orientation
توجیه فرضی وسایل نقشه برداری
four yard line
خط فرضی 4 متر به موازات دوازه واترپولو
It is quite a hypothetical case .
این یک قضیه کاملا" فرضی است
long string
خط فرضی از وسط طول میزکیسه دار بیلیارد
searchingly
بررسی خریدار ملک جهت اطلاع از اشکالات احتمالی مربوط به مبیع
searched
بررسی خریدار ملک جهت اطلاع از اشکالات احتمالی مربوط به مبیع
searches
بررسی خریدار ملک جهت اطلاع از اشکالات احتمالی مربوط به مبیع
search
بررسی خریدار ملک جهت اطلاع از اشکالات احتمالی مربوط به مبیع
Utopia
دنیای فرضی که در ان همه چیز در حداعلی نیکو است
Utopias
دنیای فرضی که در ان همه چیز در حداعلی نیکو است
data line
خط فرضی که نمایشگر حدفاصله بین دو روز عملیات میباشد
purpuric acid
اسید فرضی که نمک های آن ارغوانی رنگ هستند
armed peace
حالتی که دولتهابدون درگیری نظامی خود رابرای جنگ احتمالی اماده می کنند
Ask your doctor or pharmacist about any health risks and possible side effects.
در مورد هر خطرات سلامتی و عوارض جانبی احتمالی از دکتر یا داروساز خود بپرسید.
bomb release line
خط فرضی دور هدف که هواپیما بمب خود را داخل ان رها میکند
telegony
انتقال فرضی صفات ونفوذاخلاقی شوهر اول در بچههای زن از شوهران بعدی
yard marker
خطوط فرضی یا واقعی روی زمین فوتبال امریکایی بعرض یک یارد از یکدیگر
yard line
خطوط واقعی یا فرضی روی زمین فوتبال امریکایی بعرض یک یارد از یکدیگر
isallobar
خط فرضی که نقاط دارای فشار جوی مساوی در زمان معینی رانشان میدهد
isallobaric
خط فرضی که نقاط دارای فشار جوی مساوی در زمان معینی رانشان میدهد
point of fall
نقطه فرود گلوله به زمین به طور فرضی که با دهانه لوله در یک افق قرار دارد
rhumb line
خط فرضی روی کره زمین که همه نصف النهارها را تحت زاویه یکسان قطع میکند
preventive justice
قسمتی ازحقوق که به بررسی اقدامات مختلفی که برای جلوگیری ازارتکاب جرم از ناحیه تبهکاران احتمالی لازم است اختصاص دارد
chapman region
منطقه فرضی در لایههای فوقانی اتمسفر که توزیع دانسیته الکترونها در ان باتغییرات ارتفاع قابل پیش بینی است
talweg
خط فرضی موجوددر رود یا نهر که اگر این رود یا نهر بین دو کشورمشترک باشد خط مذکور مرزان دو محسوب خواهد شد
indemnity
تضمین جبران خسارت احتمالی اینده تضمین هر نوع خسارت
indemnities
تضمین جبران خسارت احتمالی اینده تضمین هر نوع خسارت
implied trust
امانت فرضی حالتی است که کسی به حکم مندرج در قانون و یاجمع شدن شرایطی که قانون پیش بینی کردن عنوان امین می یابد و یا در موردی مسئول تلقی میشود بدون انکه شخصا" به این امرتمایل داشته باشد
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com