English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 116 (8 milliseconds)
English Persian
brigadier فرمانده تیپ
brigadiers فرمانده تیپ
brigade commander فرمانده تیپ
Search result with all words
prefect رئیس فرمانده
prefects رئیس فرمانده
commandant افسر فرمانده
commandant فرمانده
commandants افسر فرمانده
commandants فرمانده
admiral امیرالبحر فرمانده
admirals امیرالبحر فرمانده
drum major فرمانده طبالان
drum majors فرمانده طبالان
commander-in-chief فرمانده کل
commanders-in-chief فرمانده کل
generalissimo فرمانده کل
generalissimos فرمانده کل
skipper فرمانده دسته نظامی فرمانده یا خلبان هواپیما کاپیتان
skipper فرمانده ناو
skippered فرمانده دسته نظامی فرمانده یا خلبان هواپیما کاپیتان
skippered فرمانده ناو
skippering فرمانده دسته نظامی فرمانده یا خلبان هواپیما کاپیتان
skippering فرمانده ناو
skippers فرمانده دسته نظامی فرمانده یا خلبان هواپیما کاپیتان
skippers فرمانده ناو
captain فرمانده ناو
captain فرمانده هواپیما
captained فرمانده ناو
captained فرمانده هواپیما
captaining فرمانده ناو
captaining فرمانده هواپیما
captains فرمانده ناو
captains فرمانده هواپیما
leader راهنما فرمانده
leader فرمانده دسته
leader هادی راهنما فرمانده گروه یا یکان کوچک
leaders راهنما فرمانده
leaders فرمانده دسته
leaders هادی راهنما فرمانده گروه یا یکان کوچک
governor حکمران فرمانده
governors حکمران فرمانده
commodore افسر فرمانده دریایی
commodore فرمانده یکان هوایی
commodore فرمانده پایگاه هوایی
commodores افسر فرمانده دریایی
commodores فرمانده یکان هوایی
commodores فرمانده پایگاه هوایی
commanding officer افسر فرمانده
commanding officers افسر فرمانده
commander فرمانده
commander فرمانده یکان ناخدا سوم فرمانده سوم ناو
commanders فرمانده
commanders فرمانده یکان ناخدا سوم فرمانده سوم ناو
chief فرمانده
chiefs فرمانده
air defense commander فرماندهی پدافند هوایی فرمانده پدافند هوایی یک منطقه
alternate command authority افسر جانشین فرمانده
area air defense commander فرمانده منطقه پدافند هوایی
army commander فرمانده ارتش
army commander فرمانده نیروی زمینی شرکت کننده درعملیات فرمانده قسمت زمینی
battery commander فرمانده اتشبار
battalion commander فرمانده گردان
blue commander فرمانده نیروهای خودی فرمانده نیروهای ابی
budget item اقلامی که به دستور فرمانده قیمت ان ازبودجه یکان کسر میشود
chalk commander فرمانده سریال حرکت هوایی فرمانده سریال بار هوایی
chevroner فرمانده گروه
chief of boat فرمانده قایق
chief of naval operations فرمانده عملیات دریایی
commandant of marine corps فرمانده نیروی تکاوران دریایی فرمانده نیروی تفنگداران دریایی
commander in chief فرمانده کل
commander in chief فرمانده کل
commander in chief فرمانده کل قوا سر فرماندهی
commander of d. فرمانده
commander's concept تدبیر فرمانده
commander's concept تدبیر عملیاتی فرمانده
commander's guidance دستورالعمل فرماندهی راهنمای طرح ریزی فرمانده
commission pennant پرچم فرمانده ناو
company commander فرمانده گروهان
constable of france فرمانده کل قوادرغیاب پادشاهان پیشین فرانسه
convoy commodore فرمانده ستون دریایی فرمانده کاروان دریایی
corps commander فرمانده سپاه
division commander فرمانده لشگر
division officer فرمانده قسمت افسر رسته
divisional officer فرمانده یگان
drillmaster فرمانده تمرین نظامی سردسته
executive order فرمانده دوم ناو
exercise commander فرمانده مانور
flag captain فرمانده ناو سرفرماندهی
fleet commander فرمانده ناوگان
flight leader فرمانده پرواز
hetman فرمانده لهستانی
imperator فرمانده
officer in tactical command فرمانده تاکتیکی
official visit بازدید رسمی فرمانده
oldman فرمانده کل
pendragon فرمانده کل قوا
penteconter فرمانده پنجاه تن
personal staff ستاد خصوصی فرمانده
phylarch فرمانده سواره نظام
planning guidance راهنمای طرح ریزی راهنمای طرح ریزی فرمانده
platoon leader فرمانده دسته
privateer فرمانده کشتی بازرسی
rear commodore سرپرست کاروان دریایی جانشین فرمانده کاروان دریایی
Other Matches
section chief فرمانده رسد فرمانده قبضه
regiment commander فرمانده هنگ
sector commander فرمانده ناحیه
territorial commander فرمانده سرزمینی
warlord فرمانده ارتشی فرمانروا
sea captain فرمانده نیروی دریایی
section leader فرمانده رسد یا جوخه
tactical air commander فرمانده نیروی هوایی تاکتیکی
sector commander فرمانده ناحیه پدافند هوایی
visit of courtesy بازدیدرسمی دوستانه فرمانده یک یکان از یکان دیگر
warlock جادوگر مرد که فرمانده زنان جادوگر است
support command فرمانده پشتیبانی یکان مسئول پشتیبانی
task unit نیروی واگذار کننده ماموریت دریایی یکان یا بخشی ازگروه ماموریت دریایی که زیر امر فرمانده گروه قرارمی گیرد
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com