English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 114 (7 milliseconds)
English Persian
folklore فرهنگ قومی
Search result with all words
lore فرهنگ نژادی افسانه هاوروایات قومی فاصله بین چشم ومنقار
Other Matches
onomasticon فرهنگ نامهای خاص فرهنگ اسامی مردم
gentilitial قومی
national قومی
familial قومی
ethnic قومی
ethnicity قومی
folk psychology روانشناسی قومی
folk ways راه و رسم قومی
ethos عادات ورسوم قومی
folktale افسانههای قومی واجدادی داستان ملی
racism اعتقادبه برتری برخی نژادها بربعضی دیگر و لزوم توجیه خصوصیات قومی و ملی وفرهنگی بر مبنای معیارهای نژادی
folklore معتقدات واداب ورسوم قدیمی واجدادی افسانههای قومی واجدادی فولکلور
culturing فرهنگ
dictionaries فرهنگ
cultures فرهنگ
lowbrow بی فرهنگ
kultur فرهنگ
dictionary فرهنگ
lexicon فرهنگ
culture فرهنگ
lexicons فرهنگ
dictionary فرهنگ لغات
graecism فرهنگ یونانی
ministry education وزارت فرهنگ
lexicon [dictionary] فرهنگ لغات
armenian فرهنگ ارمنی
glossary فرهنگ لغات
class culture فرهنگ طبقهای
iranism فرهنگ ایرانی
ministry of education وزارت فرهنگ
encyclopaedia فرهنگ جامع
etymologicon فرهنگ مشتقات
gazetteer فرهنگ جغرافیایی
national culture فرهنگ ملی
gradus فرهنگ عروضی
rhyming dictionary فرهنگ قوافی
enculturation فرهنگ اموزی
urbiculture شهر فرهنگ
deculturation فرهنگ باختگی
deculturation فرهنگ زدایی
data dictionary فرهنگ داده ها
walking dictionary فرهنگ متحرک
an a to a dictionary ضمیمه فرهنگ
word book فرهنگ لغات
thesaurus فرهنگ جامع
subcultures فرهنگ فرعی
subcultures خرده فرهنگ
subculture فرهنگ فرعی
subculture خرده فرهنگ
dictionary فرهنگ لغات
dictionaries فرهنگ لغات
vocabulary فرهنگ لغات
thesauruses فرهنگ جامع
acculturation فرهنگ پذیری
acculturate فرهنگ پذیرفتن
wordbook فرهنگ لغات
abclution فرهنگ ناپذیری
lexicography فرهنگ نویسی
vocabularies فرهنگ لغات
educative فرهنگ بخش
Arabic فرهنگ عربی
lexical وابسته به فرهنگ نویسی
dictionary program برنامه فرهنگ لغات
lexical وابسته به فرهنگ لغات
eeglish persian dictionary فرهنگ انگلیسی به فارسی
culture free tests ازمونهای فرهنگ- نابسته
glossary فرهنگ لغات دشوار
an a to a dictionary ذیل یاملحقات فرهنگ
chung shin sooyak فرهنگ اخلاقی تکواندو
culture fair tests ازمونهای فرهنگ- نابسته
glossaries فرهنگ لغات دشوار
culture bound tests ازمونهای فرهنگ- بسته
hellenist متخصص فرهنگ یونان
americanist متخصص زبان یا فرهنگ امریکایی
vocabular مربوط به فرهنگ لغات زبان
Brahmin آدم با فرهنگ از طبقات بالا
Brahmins آدم با فرهنگ از طبقات بالا
slavicist محقق در فرهنگ وزبان اسلاوی
slavist محقق در فرهنگ وزبان اسلاوی
it is ministerial to culture وسیله ترقی فرهنگ است
glossaries فرهنگ لغات فنی سفرنگ
germanist دانشمند فرهنگ و زبان المانی
occidentalism پیروی از فرهنگ و تمدن باختری
glossary فرهنگ لغات فنی سفرنگ
lexicography فرهنگ نویسی واژه نگاری
philistines ادم بی فرهنگ وبی ذوق ومادی
philistine ادم بی فرهنگ وبی ذوق ومادی
A dictionary tell you what words mean . فرهنگ زبان معنی کلمات را میدهد
philistia ادم بی فرهنگ وبی ذوق ومادی
intercultural وابسته به فرهنگ دو کشور بین فرهنگی
culturist فرهنگ خواه هواخواه تهذیب وپرورش
Indian style [سبک معماری هندی متاثر از فرهنگ غربی]
Don't touch me!; Don't you touch me! به من خیلی نزدیک نشو ! [یک متر در فرهنگ باختر]
Don't touch me!; Don't you touch me! وارد منطقه شخصی من نشو ! [یک متر در فرهنگ باختر]
humanism مسلک نوع پرستی و انسان دوستی ادبیات و فرهنگ
acculturate نقل و انتقال دادن فرهنگ یک جامعه به جامعهء دیگر
This dictionary has many examples of how idioms are used . این فرهنگ مثالهای زیادی از کاربرد اصطلاحات دارد
This dictionary is published(printed) in three volumes. این فرهنگ زبان درسه جلد منتشر گردیده است
occidentalist کسیکه فرهنگ و اداب باختریان را جستجو میکند باختر شناس
synonymize الفاظ مترادف بکار بردن فرهنگ لغات هم معنی راتالیف کردن
gradus فرهنگ نظم ونثر لاتین و یونانی که سابقادر انگلستان تدریس میشده
homestay خانواده مهمان دار [کسی که برای آموزش زبان یا فرهنگ در آن کشور می گذراند]
external symbol dictionary فهرست علائم خارجی فرهنگ لغات نمادهای خارجی
sinologist چین شناس ویژه گر فرهنگ وادبیات وتاریخ چین
sinologue چین شناس ویژه گر فرهنگ وادبیات وتاریخ چین
Japonaiserie [از بعد از نیمه قرن نوزدهم میلادی طراحی ژاپنی متاثر از فرهنگ غرب بویژه در صنایع دستی و زیبایی شناسی بوجود آمد.]
lexicographic وابسته به فرهنگ نویسی وابسته به واژه نگاری
grecism طرز یونانی فرهنگ یونانی
tribial rugs فرش های عشایری [فرش های ایلی] [اینگونه فرش ها ریشه در آداب و رسوم و فرهنگ هر منطقه داشته و تابلوئی از زندگی ایشان را به نقش می کشد.]
atlases فرهنگ جهان نما نقشه جهان نما
atlas فرهنگ جهان نما نقشه جهان نما
floral design طرح گل و بته [قدیمی ترین فرش بافته شده با این طرح مربوط به قرن هجدهم میلادی در منطقه قفقاز روسیه می باشد. این طرح به گونه های مختلف بافته شده و ریشه در فرهنگ کشور دارد مثل گل لاله در فرش ترکیه.]
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com