English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (3 milliseconds)
English Persian
onomasticon فرهنگ نامهای خاص فرهنگ اسامی مردم
Other Matches
lowbrow بی فرهنگ
dictionaries فرهنگ
culture فرهنگ
lexicons فرهنگ
lexicon فرهنگ
culturing فرهنگ
cultures فرهنگ
dictionary فرهنگ
kultur فرهنگ
dictionary فرهنگ لغات
thesaurus فرهنگ جامع
glossary فرهنگ لغات
lexicon [dictionary] فرهنگ لغات
word book فرهنگ لغات
deculturation فرهنگ باختگی
wordbook فرهنگ لغات
class culture فرهنگ طبقهای
national culture فرهنگ ملی
ministry of education وزارت فرهنگ
ministry education وزارت فرهنگ
thesauruses فرهنگ جامع
subculture خرده فرهنگ
dictionaries فرهنگ لغات
subculture فرهنگ فرعی
encyclopaedia فرهنگ جامع
subcultures خرده فرهنگ
walking dictionary فرهنگ متحرک
subcultures فرهنگ فرعی
data dictionary فرهنگ داده ها
enculturation فرهنگ اموزی
deculturation فرهنگ زدایی
dictionary فرهنگ لغات
gazetteer فرهنگ جغرافیایی
acculturation فرهنگ پذیری
lexicography فرهنگ نویسی
armenian فرهنگ ارمنی
educative فرهنگ بخش
vocabulary فرهنگ لغات
vocabularies فرهنگ لغات
Arabic فرهنگ عربی
an a to a dictionary ضمیمه فرهنگ
folklore فرهنگ قومی
abclution فرهنگ ناپذیری
acculturate فرهنگ پذیرفتن
iranism فرهنگ ایرانی
gradus فرهنگ عروضی
graecism فرهنگ یونانی
etymologicon فرهنگ مشتقات
rhyming dictionary فرهنگ قوافی
urbiculture شهر فرهنگ
an a to a dictionary ذیل یاملحقات فرهنگ
culture fair tests ازمونهای فرهنگ- نابسته
chung shin sooyak فرهنگ اخلاقی تکواندو
culture free tests ازمونهای فرهنگ- نابسته
lexical وابسته به فرهنگ لغات
lexical وابسته به فرهنگ نویسی
eeglish persian dictionary فرهنگ انگلیسی به فارسی
dictionary program برنامه فرهنگ لغات
hellenist متخصص فرهنگ یونان
glossaries فرهنگ لغات دشوار
glossary فرهنگ لغات دشوار
culture bound tests ازمونهای فرهنگ- بسته
Brahmins آدم با فرهنگ از طبقات بالا
americanist متخصص زبان یا فرهنگ امریکایی
lexicography فرهنگ نویسی واژه نگاری
germanist دانشمند فرهنگ و زبان المانی
slavicist محقق در فرهنگ وزبان اسلاوی
slavist محقق در فرهنگ وزبان اسلاوی
glossaries فرهنگ لغات فنی سفرنگ
occidentalism پیروی از فرهنگ و تمدن باختری
glossary فرهنگ لغات فنی سفرنگ
it is ministerial to culture وسیله ترقی فرهنگ است
vocabular مربوط به فرهنگ لغات زبان
Brahmin آدم با فرهنگ از طبقات بالا
philistia ادم بی فرهنگ وبی ذوق ومادی
philistine ادم بی فرهنگ وبی ذوق ومادی
intercultural وابسته به فرهنگ دو کشور بین فرهنگی
culturist فرهنگ خواه هواخواه تهذیب وپرورش
philistines ادم بی فرهنگ وبی ذوق ومادی
A dictionary tell you what words mean . فرهنگ زبان معنی کلمات را میدهد
Don't touch me!; Don't you touch me! به من خیلی نزدیک نشو ! [یک متر در فرهنگ باختر]
Indian style [سبک معماری هندی متاثر از فرهنگ غربی]
humanism مسلک نوع پرستی و انسان دوستی ادبیات و فرهنگ
This dictionary has many examples of how idioms are used . این فرهنگ مثالهای زیادی از کاربرد اصطلاحات دارد
acculturate نقل و انتقال دادن فرهنگ یک جامعه به جامعهء دیگر
Don't touch me!; Don't you touch me! وارد منطقه شخصی من نشو ! [یک متر در فرهنگ باختر]
occidentalist کسیکه فرهنگ و اداب باختریان را جستجو میکند باختر شناس
This dictionary is published(printed) in three volumes. این فرهنگ زبان درسه جلد منتشر گردیده است
gradus فرهنگ نظم ونثر لاتین و یونانی که سابقادر انگلستان تدریس میشده
lore فرهنگ نژادی افسانه هاوروایات قومی فاصله بین چشم ومنقار
synonymize الفاظ مترادف بکار بردن فرهنگ لغات هم معنی راتالیف کردن
homestay خانواده مهمان دار [کسی که برای آموزش زبان یا فرهنگ در آن کشور می گذراند]
letters patent نامهای است که به وسایل مختلفه به مردم عرضه میشود تا ازمضمون ان همگان اگاه شوند
sinologist چین شناس ویژه گر فرهنگ وادبیات وتاریخ چین
external symbol dictionary فهرست علائم خارجی فرهنگ لغات نمادهای خارجی
sinologue چین شناس ویژه گر فرهنگ وادبیات وتاریخ چین
Japonaiserie [از بعد از نیمه قرن نوزدهم میلادی طراحی ژاپنی متاثر از فرهنگ غرب بویژه در صنایع دستی و زیبایی شناسی بوجود آمد.]
lexicographic وابسته به فرهنگ نویسی وابسته به واژه نگاری
grecism طرز یونانی فرهنگ یونانی
tribial rugs فرش های عشایری [فرش های ایلی] [اینگونه فرش ها ریشه در آداب و رسوم و فرهنگ هر منطقه داشته و تابلوئی از زندگی ایشان را به نقش می کشد.]
atlases فرهنگ جهان نما نقشه جهان نما
atlas فرهنگ جهان نما نقشه جهان نما
floral design طرح گل و بته [قدیمی ترین فرش بافته شده با این طرح مربوط به قرن هجدهم میلادی در منطقه قفقاز روسیه می باشد. این طرح به گونه های مختلف بافته شده و ریشه در فرهنگ کشور دارد مثل گل لاله در فرش ترکیه.]
recredential نامهای است که بعضی اوقات رئیس دولتی که سفیر نزد ان ماموریت دارد در جواب احضار نامه سفیر به رئیس دولت فرستنده سفیر می نویسد و در واقع این نامه پاسخی است به استوار نامهای که سفیر در شروع ماموریتش تقدیم داشته است
democracy مردم سالاری دمکراسی حکومت مردم برمردم
democracies مردم سالاری دمکراسی حکومت مردم برمردم
plebiscites مردم خواست رای قاطبه مردم
plebiscite مردم خواست رای قاطبه مردم
popular مردم پسند و مناسب حال مردم
to never let yourself get to thinking like them <idiom> نگذارند که نفوذ بقیه مردم مجبورشان بکند طرز فکر مانند بقیه مردم داشته باشند [اصطلاح روزمره]
epistolary نامهای
i had a lettr from him نامهای از او داشتم
the underwritten names نامهای زیرین
send a letter نامهای بفرستید
letter-bombs بمب نامهای
letter-bomb بمب نامهای
jim از اسامی اقایان
nomenelature صورت اسامی
nominal list صورت اسامی
descriptive name شرح اسامی
dictionary sort ترتیب واژه نامهای
panels صورت اسامی اشخاص
panel صورت اسامی اشخاص
muster لیست اسامی فراخواندن
musters لیست اسامی فراخواندن
mustering لیست اسامی فراخواندن
attributes of god صفات یا اسامی خدا
mustered لیست اسامی فراخواندن
nomenclator فهرست لغات و اسامی
beadroll فهرست اسامی تسبیح
home rule حکومت به دست خود اهالی حکومت مردم بر مردم
acknowledging وصول نامهای را اشعار داشتن
acknowledges وصول نامهای را اشعار داشتن
to readdress a letter عنوان نامهای را عوض کردن
the underwritten names اسامی ای که درزیرنوشته شده است
sourcing of suppliers یافتن اسامی و مشخصات فروشندگان
rota فهرست اسامی شاگردان یاسربازان
rotas فهرست اسامی شاگردان یاسربازان
blind letter نامهای که نام ونشان روشن ندارد
to prove a will درستی و اعتباروصیت نامهای را محقق نمودن
Their names are as follows . اسامی آنها بقرار زیر است
stop list اسامی شرکتهایی که خرید از انهامنع شده
ragman سنددارای اسامی و مهر وامضاهای زیاد
toponymy ذکر اسامی نواحی مکان نامی
populations تعداد مردم مردم
population تعداد مردم مردم
an open letter نامهای که بوسیله روزنامه به کسی عنوان شود
pasquinade جرشفت هجو نامهای که درجایگاه عمومی بزنند
book message نامهای که سایر گیرندگان دران قید نمیشود
plotter اسامی که مختصات داده شده را رسم میکند
plotters اسامی که مختصات داده شده را رسم میکند
p sanction حکم سلطنتی یاتصویب نامهای که صورت قانون راپیدامیکند
officinal names of drugs نامهای داروها چنانکه درکتاب داروسازی امده است
rolls of honour صورت اسامی کسانی که درجنگ فداکاری کرده اند
roll of honour صورت اسامی کسانی که درجنگ فداکاری کرده اند
muster roll دفتر اسامی افراد نظامی وافسران یک منطقه یا کشتی
secret ballot ورقه رای مخفی دارای اسامی چاپی کاندیداها
open cover بیمه نامهای که جهت حمل محمولههای متعدد تهیه میشود
open policy بیمه نامهای که جهت حمل مجموعههای متعدد تهیه میشود
round robin (letter) <idiom> نامهای که دست جمعی نوشته شود (هرگوشه آن بوسیله شخصی)
plotters اسامی که مختصات را دریافت میکند تا به صورت دیجیتالی رسم کند
attestation clause عبارتی که در ذیل اسنادبلافاصله قبل از اسامی گواهی کنندگان امضا
plotter اسامی که مختصات را دریافت میکند تا به صورت دیجیتالی رسم کند
letter de chancellerie نامهای است که در مناسبات مهم جهانی مورد استفاده قرار می گیرد
noting نامهای که به وسیله نماینده سیاسی به حکومت خارجی تسلیم میشودaide-memoire
notes نامهای که به وسیله نماینده سیاسی به حکومت خارجی تسلیم میشودaide-memoire
note نامهای که به وسیله نماینده سیاسی به حکومت خارجی تسلیم میشودaide-memoire
consular convention عهد نامهای که جهت مبادله کنسول بین دو کشور منعقد میشود
sanitize حفظ کردن اسناد و مدارک بااهمیت با تغییر اسامی یامحلها یا علایم مشخصه ان
letters patent نامهای که ازطرف دولت برای کسی فرستاده میشود تافورا بازنموده وبرای همه بخواند
black list فهرست اسامی موسساتی که در پرداخت دیون خود تعلل ویا در اجرای کار خدعه کرده اند
wild card روشی که به یک سیستم عامل امکان میدهد تا روی چندین فایل با نامهای مرتبط عملکرد مفیدی داشته باشد
blacklist فهرست اسامی مجرمین واشخاص مورد سوء فن فهرست سیاه
blacklisted فهرست اسامی مجرمین واشخاص مورد سوء فن فهرست سیاه
blacklists فهرست اسامی مجرمین واشخاص مورد سوء فن فهرست سیاه
blacklisting فهرست اسامی مجرمین واشخاص مورد سوء فن فهرست سیاه
bill of health گواهی نامهای که هنگام حرکت کشتی پس ازمعاینه کشتی از لحاظ بیماریهای مسری به ناخداداده میشود
rota صورت فهرست نگهبانی فهرست اسامی یا ادرس
rotas صورت فهرست نگهبانی فهرست اسامی یا ادرس
open policy بیمه نامهای که در ان قیمت کالای بیمه شده معین نشده ودر وقت تلف شدن تعیین میشود
standard نامهای که بدون تغییر به متن اصلی فرستاده میشود ولی سپس با درج نام و آدرس افراد مختلف مشخص میشود
standards نامهای که بدون تغییر به متن اصلی فرستاده میشود ولی سپس با درج نام و آدرس افراد مختلف مشخص میشود
onomastics علم اللغات علم اشتقاق اسامی
returning گزارش رسمی مامورشهربانی یا سایر مامورین رسمی در جواب نامهای که دادگاه به ایشان نوشته کیفیت پیگرد را در پرونده بخصوصی سوال میکند
returned گزارش رسمی مامورشهربانی یا سایر مامورین رسمی در جواب نامهای که دادگاه به ایشان نوشته کیفیت پیگرد را در پرونده بخصوصی سوال میکند
return گزارش رسمی مامورشهربانی یا سایر مامورین رسمی در جواب نامهای که دادگاه به ایشان نوشته کیفیت پیگرد را در پرونده بخصوصی سوال میکند
returns گزارش رسمی مامورشهربانی یا سایر مامورین رسمی در جواب نامهای که دادگاه به ایشان نوشته کیفیت پیگرد را در پرونده بخصوصی سوال میکند
envelopes نام داده که حاوی پیام پستی است به همراه اطلاعات آدرس مقصد بسته کاغذ که حاوی نامهای است
envelope نام داده که حاوی پیام پستی است به همراه اطلاعات آدرس مقصد بسته کاغذ که حاوی نامهای است
letter of recall نامهای است که رئیس یک کشور به رئیس کشور دیگرنوشته و از او تقاضای مرخص کردن سفیری را که کارش در مملکت مرسل الیه پایان یافته میکند
peopled مردم
folks مردم
folk مردم
peopling مردم
peoples مردم
people مردم
population [pop.] مردم
the people مردم
the deaf مردم کر
public مردم
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com