English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 75 (5 milliseconds)
English Persian
scuba dive فرورفتن غواص به زیر اب باوسایل
Other Matches
physiatrics درمان امراض باوسایل طبیعی
expressage حمل یافرستادن باوسایل تندرو
spinning پرتاب نخ و قلاب ماهیگیری باوسایل چرخان
mechanical sweep مین جمع کنی باوسایل مکانیکی
spin casting پرتاب قلاب ماهیگیری باوسایل چرخان
bleaches سفید شدن بوسیله شستن باوسایل شیمیایی
bleach سفید شدن بوسیله شستن باوسایل شیمیایی
bleached سفید شدن بوسیله شستن باوسایل شیمیایی
latifundium ملک کشاورزی باوسایل اولیه که برده ها در ان کارمیکرده اند
augmentation افزایش نیروی جلوبرنده باوسایل کمکی از جمله پس سوز
to go deep in to فرورفتن در
to sinister in فرورفتن
foundering فرورفتن
foundered فرورفتن
founder فرورفتن
stick فرورفتن
founders فرورفتن
to stall in mud درگل فرورفتن
breaking into the ground فرورفتن در زمین
immersion پوشیدگی فرورفتن در اب
to give way پس رفتن فرورفتن
bogs درباتلاق فرورفتن
bog درباتلاق فرورفتن
skin-diver غواص
ember diver غواص
ember goose غواص
skin diver غواص
diver غواص
frogmen غواص
frogman غواص
forgman غواص
skin-divers غواص
gride سوراخ کردن فرورفتن
cover-ups در لاک دفاعی فرورفتن
merges فرورفتن مستهلک شدن
merge فرورفتن مستهلک شدن
fantasizing به خواب و خیال فرورفتن
fantasizes به خواب و خیال فرورفتن
fantasized به خواب و خیال فرورفتن
cover up در لاک دفاعی فرورفتن
fantasize به خواب و خیال فرورفتن
cover-up در لاک دفاعی فرورفتن
fantasising به خواب و خیال فرورفتن
fantasises به خواب و خیال فرورفتن
fantasised به خواب و خیال فرورفتن
scuba diver غواص با وسایل
swim fin کفش غواص
introspect بخود امدن درخود فرورفتن
mouthguard لوله هوای غواص
snorkeler غواص با ماسک و لوله
mouthpiece لوله هوای غواص
mouthpieces لوله هوای غواص
submersible قابل فرورفتن یا فرو بردن درزیر اب
lifeline طناب یارسن نجات غواص
bottom time مدت ماندن غواص در زیر اب
surface line طناب وصل به غواص و قایق
loon انواع پنگوئنهای ماهیخوار و غواص
lifelines طناب یارسن نجات غواص
scuba وسیله ماندن غواص در زیراب
hang off مکث کوتاه غواص در زیر اب در صعود
visual interceptor هواپیمای رهگیر بصری هواپیمایی که باوسایل بصری رهگیری میکند
decompression stop مکث غواص کوتاه در عمقهای معین در صعود
shallow water blackout بیهوشی غواص که نفس رازیر اب حبس کرده
ambient water ابی که در عمق معین دراطراف غواص است
buddy line طنابی که در حدود 01 متر که 2 غواص را به هم وصل میکند
nitrogen narcosis حالت مستانه غواص در عمق بیش از 031 متر
j valve سوپاپ کپسول هوای غواص که بطور خودکار بسته شود
dump بقیمت خیلی ارزان فروختن فرورفتن درخیالات واهی حالت مالخو لیایی
decompression table جدول نشاندهنده زمان و محل لازم برای صعود ارام غواص
ducks and drakes پرتاب سنگ روی اب بطوریکه قبل از فرورفتن دراب بچند نقطه از سطح اب بخورد
duck and drake پرتاب سنگ روی اب بطوریکه قبل از فرورفتن دراب بچند نقطه از سطح اب بخورد
weight belt کمربند با وزنه هایی برای سنگین کردن بدن غواص برای رفتن به عمق موردنظر
flmingo مرغ اتشی مرغ غواص
dive schedule جدول حداکثر زمان و عمق استخر برای شیرجه جدول نشاندهنده عمق و زمان ماندن زیر اب غواص
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com