English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (9 milliseconds)
English Persian
electron multiplier فزون ساز الکترون
Other Matches
over graze فزون چر
trans- فزون
overactive فزون کار
over irrigation فزون ابیاری
polyuria فزون ادراری
amplifiers فزون ساز
amplifier فزون ساز
amplification فزون سازی
overgrown فزون رسته
class ab amplifier فزون ساز درجه ا ب
cathode follower فزون ساز کاتدی
cascode amplifier فزون ساز کاسکودی
video amplifier فزون ساز ویدئو
amplifier tube لامپ فزون ساز
abundancy motive انگیزه فزون خواهی
oversold فزون فروشی کردن
class b amplifier فزون ساز درجه ب
class c amplifier فزون ساز درجه سی
overreacted فزون واکنش کردن
oversell فزون فروشی کردن
triode amplifier فزون ساز سه قطبی
overreacting فزون واکنش کردن
hypersexuality فزون خواهی جنسی
voltage amplification فزون سازی ولت
oversells فزون فروشی کردن
overreact فزون واکنش کردن
overreacts فزون واکنش کردن
overselling فزون فروشی کردن
sweep amplifier فزون ساز روبنده
overvalue فزون ارج کردن
overvalued فزون ارج کردن
overvalues فزون ارج کردن
self consequence خود فزون شماری
class a amplifier فزون ساز درجه ا
overvaluing فزون ارج کردن
modulated amplifier مرحله فزون ساز تحمیلی
gas amplification factor ضریب فزون سازی گاز
microphone pre amplifier پیش فزون ساز میکروفون
public address amplifier فزون ساز بلندگوی اجتماعات
overly به طور مفرط فزون کارانه
radio frequency amplifier فزون ساز بسامد رادیویی
power amplifier stage مرحله فزون ساز توان
chrominance amplifier فزون ساز رنگ تابی
voltage factor ضریب فزون سازی دو الکترد
isoelectronic هم الکترون
electrons الکترون
electron donor الکترون ده
negatron الکترون
electron الکترون
coelectron هم الکترون
trace رد الکترون
traced رد الکترون
traces رد الکترون
electron shell پوسته الکترون
electron pair زوج الکترون
electrophile الکترون دوست
electroneutrality الکترون خنثایی
electron recoil بازگشت الکترون
electron volt الکترون ولت
electron spin تنیدگی الکترون
electron tube لوله الکترون
electron transition عبور الکترون
electron transition انتقال الکترون
electron spin اسپین الکترون
electron trajectory مسیر الکترون
free electron الکترون ازاد
lone electron الکترون تنها
mass of the electron جرم الکترون
nonbonding electron الکترون ناپیوندی
nuclear electron الکترون هسته
odd electron الکترون منفرد
outer shell electron الکترون بیرونی
outer shell electron الکترون رسانایی
photo electron فوتو الکترون
photo electron الکترون نوری
valence electron الکترون والانس
valence electron الکترون رسانایی
free electron الکترون غیرپیوندی
secondary electron الکترون ثانوی
valence electron الکترون فرفیت
initiating electron الکترون اغازگر
inner shell electron الکترون درونی
isoelectronic ions یونهای هم الکترون
primary electron الکترون اولیه
electron acceptor الکترون پذیر
electron concentration غلظت الکترون
electronic concentration غلظت الکترون
concentration of electron چگالی الکترون
electron conduction هدایت الکترون
electron decay تجزیه الکترون
electron decay اضمحلال الکترون
charge of the electron بار الکترون
electron deceleration دیرکرد الکترون
bound electron الکترون بسته
electron diffraction خمیدگی الکترون
electron distribution پخش الکترون
density of electron چگالی الکترون
electron charge بار الکترون
electron affinity الکترون خواهی
electron avalanche بهمن الکترون
electron acceleration شتاب الکترون
electron beam شعاع الکترون
conduction electron الکترون رسانش
conduction electron الکترون رسانایی
electron beam پرتو الکترون
electron beam اشعه الکترون
electron beam باریکه الکترون
electron capture الکترون گیراندازی
electron acceptor پذیرنده الکترون
electron donor دهنده الکترون
electron drift رانش الکترون
antibonding electron الکترون ضد پیوندی
emissions صدور الکترون
emission صدور الکترون
high energy electron الکترون پر انرژی
electron injector الکترون افکن
electron jump پرش الکترون
electron mass جرم الکترون
electron multiplier افزاینده الکترون
electron orbit مسیرگردش الکترون
electron flow سیلان الکترون ها
electron focusing تمرکز الکترون
electron flow فلوی الکترون
electron emitter منبع الکترون
electron exchange تبادل الکترون
electron energy انرژی الکترون
electron energy کارمایه ی الکترون
electron emmission انتشار الکترون
electron emission صدور الکترون
secondary electron emission پیل ثانویه الکترون
electron accelerator شتاب دهنده الکترون
rest mass of the electron جرم ساکن الکترون
free electron model الگوی الکترون ازاد
transmission electron micrograph ریزنگار انتقال الکترون
elementary charge بار الکترون [فیزیک]
delocalized electron الکترون غیر مستقر
bonding electron pair زوج الکترون پیوندی
electron gun لوله پرتاب الکترون
supressor grid شبکه الکترون بند
outer shell electron الکترون لایه بیرونی
electron attachment پیوستگی یا وابستگی الکترون
electrophilic attack حمله الکترون دوستی
electrophilic addition افزایش الکترون دوستی
electroosmotic effect اثر الکترون اسمزی
electron transit time زمان عبور الکترون
electron transfer mechanism مکانیسم انتقال الکترون
electron orbit مدار گردش الکترون
electron paramagnetic resonance رزونانس پارامغناطیسی الکترون
electron pairing زوج شدن الکترون
electron pair bond پیوند زوج الکترون
electrophilic reagent واکنشگر الکترون دوست
electron deficient molecules مولکولهای با کمبود الکترون
lone pair electron زوج الکترون ناپیوندی
lone pair electron زوج الکترون تنها
linear accelerator شتابده خطی الکترون
unpaired electron الکترون جفت نشده
electron capture detector اشکارساز الکترون گیراندازی
electron charge mass ratio چگالی بار الکترون
electron spin resonance رزونانس اسپین الکترون
free electron gas گاز الکترون ازاد
electron deceleration کندی حرکت الکترون
electron pair زوج الکترون حفره
Electron paramagnetic resonance [EPR] تشدید پارامغناطیس الکترون [فیزیک]
picturing حرکت اشعههای الکترون در تلویزیون
pictures حرکت اشعههای الکترون در تلویزیون
electron releasing substituent گروه استخلافی الکترون دهنده
electrosensitive چاپ با کاغذ حساس به الکترون
electrophilic aromatic substitution استخلاف الکترون دوستی اروماتیکی
electron withdrawing substituent گروه استخلافی الکترون کشنده
pictured حرکت اشعههای الکترون در تلویزیون
picture حرکت اشعههای الکترون در تلویزیون
electron spin resonance [ESR] تشدید پارامغناطیس الکترون [فیزیک]
photon تنها یک الکترون تابش شود
quasi free electron theory نظریه الکترون شبه ازاد
flood discharge بده فزون ابی بده سیل
beam مجموعه باریکی از نور یا اشعه الکترون
beams مجموعه باریکی از نور یا اشعه الکترون
left hand rule for electron flow قاعده چپگرد برای جریان الکترون
franklin [Fr] استت کولن [یکای الکترون] [فیزیک] [شیمی]
electron beam رشته باریک الکترون با سرعت بالا در یک جهت
electrostatic unit of charge [esu] استت کولن [یکای الکترون] [فیزیک] [شیمی]
statcoulomb [statC] استت کولن [یکای الکترون] [فیزیک] [شیمی]
right hand rule for electron flow قاعده راست گرد برای جریان الکترون
charges 1-کمیت الکتریسیته 2-مقدار کمبود الکترون در یک وسیله یا عنصر
beams حرکت اشعههای الکترون توسط CRT در صفحه نمایش
beam حرکت اشعههای الکترون توسط CRT در صفحه نمایش
photoemission خروج الکترون از فلز در اثرنیروی تابشی نور وغیره
klystron لوله الکترون نوسان ساز باسرعت مدوله شده
hall effect شرح تاثیر میدان مغناطیسی روی جریان الکترون ها
charge 1-کمیت الکتریسیته 2-مقدار کمبود الکترون در یک وسیله یا عنصر
line flyback اشعه الکترون که از انتهای سکن به ابتدای بعدی می رود
inelastic spectroscopy electrontunneling طیف بینی تونل زنی ناکشسان الکترون
photoemissive مادهای که در اثر روشنایی یانور از خود الکترون تابش میکند
flyback اشعه تصویر الکترون که از انتهای یک اسکن به ابتدای دیگری می رود
phosphor اندازه نور تولید شده در مقایسه با انرژی دریافتی از اشعه الکترون
EBR ضبط خروجی از کامپیوتر مستقیماگ روی میکروفیلم با استفاده از اشعه الکترون
i.e.t.s tunneling inelasticelectron spectroscopy طیف بینی تونل زنی ناکشسان الکترون
phototude لوله الکترون دارای کاتد و اندکه بترتیب فوتون تابش وجذب می کنند
antimatter جسمی که حاوی مادهء ضد خود نیز باشد مثل ضدالکترون بجای الکترون
electronics شاخهای از علم فیزیک که درباره صدوروحرکت و تاثیرات الکترون درخلا و گازهاوهمچنین استفاده ازدستگاههای الکترونی بحث میکند
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com