English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English Persian
solar radiation pressure فشار تشعشعی خورشیغ
Other Matches
radiological monitoring ارسال امواج تشعشعی یا رله امواج تشعشعی هستهای
radiological تشعشعی
emission nebula ابری تشعشعی
airborne radiation thermometer میزان الحراره تشعشعی هوابرد
cosmic microwave radiation background زمینه تشعشعی میکرو موجی کیهانی
rad یک واحد از دوز تشعشعی دریافتی اتمی
radiotherapy رادیو تراپی درمان بوسیله نیروی تشعشعی
cabin pressure فشار مطلق داخل هواپیما اختلاف فشار بین کابین واتمسفر پیرامون
actinism خاصیت نیروی تشعشعی مخصوصا در نواحی مرئی وغیرمرئی ماوراء بنفش که خاصیت شیمیایی پیدا میکند
pressurized cabin اطاق فشار هوای هواپیما کابین فشار
compensating relief valve شیر رها کننده فشار با شیرترمواستاتیک برای کاهش فشار تنظیم شده هنگامیکه روغن داغ است
pitot static system سیستم نشان دهندهای که باترکیبی از فشار محلی تغذیه میشود اختلاف این دو فشار باسرعت نسبی فاهری متناسب است
pore pressure فشارمنفذی فشار اب منفذی فشار خنثی
cabin pressurization safety valve شیری مرکب از شیر خلاص فشار و خلاء و شیر تخلیه برای جلوگیری از افزایش بیش از حد فشار داخل کابین
compressor pressure ratio نسبت فشار سیال بعد ازکمپرسوز یا در خروجی ان به فشار سیال قبل از ورودیا در ورودی ان
isopiestic دارای فشار یکسان خط هم فشار
thermal stress ازمایش اثر حرارت تشعشعی رادیواکتیویته مقاومت درمقابل اثر فرساینده حرارت
low head plant نیروگاه ابی فشار ضعیف تاسیسات فشار ضعیف
piezoelectric ویژگی برخی کریستالها که به هنگام اعمال ولتاژ به انهاتحت فشار قرار می گیرند یابه هنگام قرار گرفتن درمعرض فشار مکانیکی یک ولتاژ تولید می کنند
energy absorber مکانیسم ضربه گیری مکانیسم دفع فشار حرکت دستگاه دفع فشار
half life نیمه عمر تشعشعی موادرادیواکتیو نیمه عمر
high voltage transformer ترانسفورماتور فشار قوی مبدل فشار قوی
impluse level سطح فشار ضربهای استحکام فشار ضربهای
pitot pressure فشار وارد به انتن فشارسنج هواپیما یا ناو فشار انتن فشارسنج
clear one's ears متعادل کردن فشار نسبت به پرده گوشها هنگام شیرجه فشار متعادل در طرفین هنگام شیرجه در اب
low voltage distribution system شبکه پخش فشار ضعیف تاسیسات پخش فشار ضعیف
hypobaric مربوط به ارزیابی اثار کم شدن فشار جو مربوط به کم شدن فشار جو
distraint فشار
pressured فشار
pressure vessel فشار
pushed فشار
pushes فشار
growing pains فشار
brunt فشار
exertion فشار
exertions فشار
water pressure فشار اب
isobar تک فشار
isobars هم فشار
isobar هم فشار
isobars تک فشار
pressure فشار
low pressure فشار کم
pressures فشار
thrusts فشار
bunt فشار با سر
thrusting فشار
thrust فشار
pressing فشار
pressor فشار زا
pressure curve خم فشار
atmospheric pressure فشار جو
back iron بن فشار
back pressure پی فشار
sense of pressure حس فشار
weight فشار
barometric pressure فشار جو
total pressure فشار کل
pressuring فشار
line of thrust خط فشار
pressure sense حس فشار
atmosphere فشار جو
zipping فشار
zips فشار
violence فشار
constraint فشار
isobare هم فشار
isopiestic هم فشار
stresses فشار
presses فشار
stressing فشار
ice push فشار یخ
stroke فشار با پا
stroked فشار با پا
strokes فشار با پا
zipped فشار
zip فشار
atmospheres فشار جو
strains فشار
strain فشار
stroking فشار با پا
press فشار
stress فشار
impacts فشار
compression فشار
tensions فشار
tension فشار
hydraulic pressure فشار اب
impact فشار
push فشار
fantod فشار
overvoltage ازدیاد فشار
atmospheric pressure فشار اتمسفری
center of pressure مرکز فشار
high tension magneto مگنت پر فشار
piezometry فشار سنجی
atmospheric pressure فشار هوا
piston pressure فشار پیستون
high tension فشار قوی
platen اهن فشار
platten اهن فشار
pore pressure فشار درونی
antiblackout suit لباس ضد فشار اب
brush pressure فشار زغال
high pressure line خط فشار قوی
inclined compression فشار مایل
carebaria احساس فشار در سر
ambient pressure فشار محیط
overvoltage فشار زیاد
high tension line خط فشار قوی
partial pressure فشار جزئی
incompressible فشار ناپذیر
partial pressure فشار جزیی
hydraulic pressure فشار هیدرولیکی
impluse voltage فشار ضربهای
overpressure فشار بیش از حد
high voltage line خط فشار قوی
hydrostatic pressure فشار ایستابی
hydrostatic pressure فشار ایستائی
pressure of speech فشار تکلم
impact pressure فشار اصابت
barometric pressure فشار بارومتری
pressure hull بدنه ضد فشار
barometric pressure فشار هوا
hydrostatic pressure فشار عمق اب
pressure face سمت فشار
pressure gaverner ناطم فشار
hydrostatic pressure فشار عمق
back pressure فشار متقابل
pressure head ارتفاع فشار
pressure gradient گرادیان فشار
axial thrust فشار محوری
axial pressure فشار مرکزی
impaction فشار سخت
pressure above the atmosphere فشار بالای جو
pressure adjustment تنظیم فشار
bearing pressure فشار یاطاقان
bearing pressure فشار بردگاهی
axial compression فشار محوری
pressure curve منحنی فشار
baroreceptor گیرنده فشار
pressure drop افت فشار
low pressure فشار خفیف
hydrostatic مربوط به فشار اب
axial pressure فشار اسهای
back wash فشار عقب اب
osmotic pressure فشار اسمزی
low potential system دستگاه کم فشار
drag loading فشار کششی
low tension فشار ضعیف
forced draft هوای با فشار
loss of pressure افت فشار
longitudinal compression فشار طولی
gage pressure فشار گیج
low tension magneto مگنت کم فشار
gage pressure فشار مانومتری
lateral pressure فشار جانبی
kinetic pressure فشار سینتیک
gossypium داروی فشار
group pressure فشار گروهی
head loss افت فشار
low voltage فشار ضعیف
isobar surface سطح هم فشار
low air pressure فشار هوای کم
flux density تراکم فشار
drag mark محل فشار
equilibrium pressure فشار تعادلی
excess pressure فشار اضافی
external pressure فشار خارجی
end thrust فشار محوری
external pressure فشار برونی
low pressure منطقه کم فشار
electric tension فشار الکتریکی
effective pressure فشار موثر
eyestrain فشار باصره
edge pressure فشار لبه
economic pressure فشار اقتصادی
earth pressure فشار خاک
dynamic pressure فشار پویا
low potential فشار ضعیف
equilibrium vapor pressure فشار به حد تعادل
dynamic pressure فشار دینامیکی
internal pressure فشار درونی
high potential فشار قوی
intermediate pressure فشار متوسط
contact pressure فشار تماسی
constant pressure فشار ثابت
confined water سفره اب با فشار
compressive stress فشار تراکمی
induction voltage فشار القائی
manifold pressure فشار گازگاه
manometer فشار سنج
measuring voltage فشار سنجش
hydraulic pressure test ازمایش فشار اب
cold water test pressure ازمایش فشار اب
molding pressure فشار قالب
molding pressure فشار پرس
ciderpress میوه فشار
ciderpress سیب فشار
centre of pressure مرکز فشار
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com