English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (9 milliseconds)
English Persian
alkaline earth metal فلز قلیایی خاکی
alkaline earth oxide فلز قلیایی خاکی
Search result with all words
alkaline earth قلیایی خاکی
Other Matches
tractor group گروه ناوچههای اب خاکی مخصوص پیاده کردن نفرات و خودروهای شنی دار اب خاکی
antiamphibious minefield میدان مین ضد اب خاکی یا ضدعملیات اب خاکی دشمن
assault craft ناوچههای هجومی اب خاکی قایق نفربرهجومی اب خاکی
naval landing party تیم اب خاکی نیروی دریایی تیم اماده کردن ساحل برای عملیات اب خاکی
amphibious task group گروه ماموریت اب خاکی گروه رزمی موقت اب خاکی
alkaline قلیایی
alkalic قلیایی
lye اب قلیایی
alkali قلیایی
alkalis قلیایی
basic قلیایی
basics قلیایی
basic slag سرباره قلیایی
alkalinity خصلت قلیایی
alkali earth زمین قلیایی
basify قلیایی کردن
alkyd resin صمغ قلیایی
alkaline earth زمین قلیایی
alkaline battery باتری قلیایی
alkalify قلیایی شدن
alkalify قلیایی کردن
alkali metal فلز قلیایی
alkali halide هالید قلیایی
alkalescence خاصیت قلیایی
alkalize قلیایی کردن
alkaline solution محلول قلیایی
gourds کدوی قلیایی
basic dye رنگ قلیایی
alkalinize قلیایی کردن
gourd کدوی قلیایی
caustic alkali metal فلز قلیایی سوزاور
narceine شبه قلیایی افیون
natron نمک قلیایی طبیعی
basic pig iron اهن خام قلیایی
alkalescent دارای خاصیت قلیایی
alkaline دارای خاصیت قلیایی
piperine ماده قلیایی فلفل
basic lining پوشش یا استر قلیایی
pyronine رنگهای قلیایی زرد
basic open hearth furnace کوره باز قلیایی
bate خیساندن چرم درماده قلیایی
procaine نمک قلیایی بیحس کننده
hyoscyamine مادهء شبه قلیایی سیکران
turquois فیروزه سولفات قلیایی الومینیوم
turquoises فیروزه سولفات قلیایی الومینیوم
turquoise فیروزه سولفات قلیایی الومینیوم
caustic soda سود سوزآور [ماده قلیایی در رنگرزی]
alkali قلیا مادهای باخاصیت قلیایی مثل سودمحرق
alkalis قلیا مادهای باخاصیت قلیایی مثل سودمحرق
zoisite دارای بلورهای هرمی شکل مرکب از سلیکات قلیایی وا لومینیومی
earth fill dam سد خاکی
embankment dam سد خاکی
edaphic خاکی
terrene خاکی
earthborn خاکی
terrestrial خاکی
worldly خاکی
amphibious اب خاکی
wood louse خر خاکی
amphibious pack تک اب خاکی
tellurian خاکی
earthy خاکی
embankments سد خاکی
embankment سد خاکی
mundane خاکی
earth dam سد خاکی
dust colour خاکی
earth-bound خاکی
earthly خاکی
earthen خاکی
khaki خاکی رنگ
earth road راه خاکی
dew worm کرم خاکی
earth born خاکی فانی
angleworm کرم خاکی
earethliness خاکی بودن
amphibious vehicle خودروی اب خاکی
earth dam بند خاکی
earth work کارهای خاکی
pulverulence حالت خاکی
rain worm کرم خاکی
semiterrestrial نیمه خاکی
terricolous خاکزی خاکی
milliped جنس خر خاکی
vallation دیوار خاکی
vault formed in the earth طاق خاکی
warping tug یدک کش اب خاکی
zoned earth dam سد خاکی ناهمگن
dust color رنگ خاکی
mold etc خاکی کردن
milleped جنس خر خاکی
earth work عملیات خاکی
earthiness طبیعت خاکی
earthiness خاکی بودن
fuse plug سرریز خاکی
geophyte گیاه خاکی
ground ivy پاپیتال خاکی
homogeneous earth dam سد خاکی همگن
landing forces قوای اب خاکی
landing party گروه اب خاکی
lobworm کرم خاکی
adaphic organism زیستمند خاکی
dun سمند خاکی
terrestrial زمین خاکی
embankment دیوار خاکی
embankments دیوار خاکی
earthworks عملیات خاکی
earthworms کرم خاکی
amphibious خاکی و ابی
earthworm کرم خاکی
amphibious operation عملیات اب خاکی
amphibious lift ترابری اب و خاکی
amphibious force نیروی اب خاکی
amphibian وسیله اب و خاکی
amphibian هواپیمای اب و خاکی
amphibian ابی خاکی
amphibious pack بارهای اب خاکی
amphibious reconnaissance شناسایی اب خاکی
staging تمرین اب خاکی
border پشته خاکی
bordered پشته خاکی
bordering پشته خاکی
earthwork ختل خاکی
amphibious transport ship ترابر اب خاکی
amphibious tank تانک اب خاکی
soil خاکی کردن
soiling خاکی کردن
soils خاکی کردن
verge شانه خاکی جاده
navvies کارگر کارهای خاکی
shoulder دو طرف خاکی جاده
shouldered دو طرف خاکی جاده
establishing authority فرماندهی نیروهای اب خاکی
shouldering دو طرف خاکی جاده
joint amphibious operations عملیات مشترک اب خاکی
navvy کارگر کارهای خاکی
vales زمین جهان خاکی
vale زمین جهان خاکی
man of mould انسان خاکی یا فانی
verges شانه خاکی جاده
landing threshold استانه فرود اب خاکی
landing ship dock اسکله فرود اب خاکی
shoulders دو طرف خاکی جاده
advance force نیروی جلودار اب خاکی
amphibious demonstration عملیات اب خاکی نمایشی
assault ships ناوهای هجومی اب خاکی
amphibious transport dock ناومخصوص ترابری اب خاکی
amphibious lift حمل ونقل اب خاکی
amphibious striking forces نیروهای ضربتی اب خاکی
amphibious task force گروه رزمی اب خاکی
amphibious squadron گردان عملیات اب خاکی
amphibious tractor خودروشنی دار اب خاکی
borrow area محل قرضه سد خاکی
boat team تیم قایق اب خاکی
amphibious demonstration عملیات نمایشی اب خاکی
brandling یکجور کرم خاکی
benching جان پناه خاکی
amphibian floats شناورهای ابی خاکی
amphibious assault ship ناو هجومی اب و خاکی
amphibious assault ship ناومخصوص هجوم اب و خاکی
beach party گروه پیشرو اب خاکی
amphibious control group گروه کنترل اب خاکی
ptomaine مواد الی قلیایی سمی که دراثر پوسیدگی باکتریها برروی مواد ازتی تشکیل میگردد
benching تختک خاکی پله بندی
barbette تپههای خاکی که توپها را بر ان قرارمیدهند
pay dirt <idiom> زیر خاکی پیدا کردن
What on earth shall I do now? حالاچه خاکی بسرم بریزم ؟
earthworks خاک کاری کارهای خاکی
non cohesive soil خاکی که فاقد چسبندگی باشد
scraper یکی از ماشینهای عملیات خاکی
khaki لباس کار خاکی رنگ
numbered wave امواج پشت سر هم عملیات اب خاکی
landing vehicle خود روشنی دار اب خاکی
curf خاکی که اجر از ان تهیه میشود
landing threshold نقطه شروع عملیات اب خاکی
amphibious command ship ناو فرماندهی عملیات اب خاکی
agc ناو فرماندهی نیروی اب خاکی
amphibious transport dock ناو حمل و نقل اب خاکی
good مسیر خاکی مرطوب و محکم
tractor قایق اب خاکی شنی دار
tractors قایق اب خاکی شنی دار
establishing authority مقام مسئول نیروهای اب خاکی
initiating directive دستورالعمل شروع عملیات اب خاکی
apotheosis رهایی اززندگی خاکی وعروج باسمانها
amphibious vehicle availability table جدول نمودار موجودی خودروهای اب خاکی
assault shipping ترابری دریایی در عملیات هجومی اب خاکی
causeways راه خاکی یا بنائی در زمین ابگیر
causeway راه خاکی یا بنائی در زمین ابگیر
serial سریال راهپیمایی یااب خاکی سری
apotheoses رهایی اززندگی خاکی وعروج باسمانها
serials سریال راهپیمایی یااب خاکی سری
fuller's earth خاکی که درصافی اب وغیره بکار میرود
boat team تیم سوارشونده در یک قایق در عملیات اب خاکی
shore party گروه پیشرو ساحلی درعملیات اب خاکی
boat group ناو گروه قایقها در عملیات اب خاکی
mounting area منطقه سوار شدن یکانهای اب خاکی یا هوابرد
jahemmy جراثقال چرخدار مخصوص اخراجات ناوچههای اب خاکی
attack transport ناوحمل و نقل شرکت کننده درنیروی اب خاکی
extraterrestrial بیرون از محیط زمین ماورای عالم خاکی
assault area diagram نمودار مشخصات منطقه هجوم عملیات اب خاکی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com