English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (3 milliseconds)
English Persian
pragmatic فلسفه واقع بینی واقعیت گرایی
pragmatics فلسفه واقع بینی واقعیت گرایی
Other Matches
pragmatism مصلحت گرایی روش فکری منسوب به ویلیام جیمز امریکایی که درمقابل تعریفی که فلسفه مابعدالطبیعه از حقیقت میکند به این شرح " مطابقت ذهن با واقعیت خارجی "تعریف جدیدی وضع نموده است به این شکل " ان چه درعمل مفید افتد حقیقت است "
realism واقعیت گرایی
objectivism عین گرایی فلسفه مادی
determinism فلسفه تقدیری جبر گرایی
realism واقع گرایی
optimism فلسفه خوش بینی
gap analysis تجزیه و تحلیل فاصله بین پیش بینی و واقعیت
objectivity واقع بینی
realism واقع بینی
subjective فلسفه مبتنی بر اعتقاد به اصالت ادراکات ذهنی ومحدودیت اگاهی انسان صرفا" به همین ادراکات درون گرایی
postnasal واقع در یا مربوط به عقب بینی
swelled head <idiom> (خود بزرگ بینی) از واقعیت خود را برتر دیدن
egoism یکی از اصول فلسفه ماکیاولی و عبارت است ازاعتقاد به خودپرستی وخودخواهی انسان که مبنای فلسفه او به نام اگوئیسم جهانی قرار گرفته است
hydrotropism اب گرایی یا هیدروتربیسم رطوبت گرایی
intercostal واقع در میان دنده ها واقع در بین رگبرگها
snub-nosed دارای بینی کوتاه وسر بالا پهن بینی
pug nosed دارای بینی کوتاه وسر بالا پهن بینی
snub nosed دارای بینی کوتاه وسر بالا پهن بینی
septum حفرههای بینی پره بینی
to lie east and west واقع شدن شرقی وغربی واقع شدن
facts واقعیت
realities واقعیت
reality واقعیت
fact واقعیت
verities واقعیت
verity واقعیت
virtuality واقعیت
actuality or actualness واقعیت
actuality واقعیت
entelechy واقعیت
bring inbeing واقعیت دادن
accomplish واقعیت دادن
fulfill واقعیت دادن
actualization واقعیت دادن
actualize واقعیت دادن
empirical reality واقعیت تجربی
reality therapy واقعیت درمانی
reality testing واقعیت ازمایی
carry out واقعیت دادن
execute واقعیت دادن
fulfill [American] واقعیت دادن
implement واقعیت دادن
carry ineffect واقعیت دادن
put ineffect واقعیت دادن
objective reality واقعیت عینی
put inpractice واقعیت دادن
carry into effect واقعیت دادن
make something happen واقعیت دادن
objective reality واقعیت برونی
actualize واقعیت دادن
actualise [British] واقعیت دادن
bring into being واقعیت دادن
put into effect واقعیت دادن
put into practice واقعیت دادن
objectivity هستی واقعیت
reality principle اصل واقعیت
fulfilling واقعیت دادن
fulfilled واقعیت دادن
fulfil واقعیت دادن
fulfills واقعیت دادن
fulfils واقعیت دادن
misrepresentation قلب واقعیت
subjective reality واقعیت ذهنی
verisimilitude شباهت به واقعیت
unreality عدم واقعیت
make a reality واقعیت دادن
wise up to <idiom> بالاخره فهمیدن واقعیت
bovarism در هم امیزی خیال و واقعیت
externalising واقعیت خارجی قائل شدن
externalizing واقعیت خارجی قائل شدن
externalizes واقعیت خارجی قائل شدن
externalize واقعیت خارجی قائل شدن
externalises واقعیت خارجی قائل شدن
externalised واقعیت خارجی قائل شدن
I would like to know the truth. من دوست دارم که واقعیت رو بدونم.
pin down <idiom> اجبار شخصی دربیان واقعیت
realism مشرب اصالت واقعیت یا حقیقت
externalized واقعیت خارجی قائل شدن
philosophy فلسفه
philosophies فلسفه
a bitter pill to swallow <idiom> یک واقعیت ناخوشایند که باید پذیرفته شود
matter-of-fact <idiom> چیزی که شخص است ،برطبق واقعیت
I would like to learn the truth. من دوست دارم از واقعیت مطلع بشوم.
yoga فلسفه جوکی
metagnostics فلسفه ماورا
theory of law فلسفه حقوق
logical empiricism فلسفه عملی
pragmatism فلسفه عملی
theories of punishment فلسفه مجازات
logical positivism فلسفه عملی
philosophy of law فلسفه حقوق
philosophist فلسفه باف
metaphsics فلسفه نظری
philosophy of the academy فلسفه فرهنگستان
pyrrhonism فلسفه یونانی
platonism فلسفه افلاطونی
platonism فلسفه افلاطون
philosophy of the porch فلسفه زنون
aristotlianism فلسفه ارسطویی
philosophy of the porch فلسفه رواق
philosophy of the lyceum فلسفه ارسطو
philosophy of the lyceum فلسفه مدرسه
academics فلسفه افلاطون
determinism فلسفه جبری
philosophy of the garden فلسفه اپیکور
philosophy of the garden فلسفه باغ
philosophy of the academy فلسفه افلاطون
accidentalism فلسفه صدفی
epicureanism فلسفه اپیکوری
irrationalism فلسفه غیرمعقول
jurisprudence فلسفه حقوق
objectivism فلسفه حسی
kant فلسفه کانت
escapism فلسفه فرار
mysticism فلسفه درویش ها
nominalism فلسفه صوری
skepsis فلسفه بدبینی
stoicism فلسفه رواقیون
Marxism فلسفه مارکسیست
intellectualism فلسفه عقلیه
dogmatism فلسفه جزمی
scholasticism فلسفه مدرسی
Taoism فلسفه تائو
philosophism فلسفه بافی
predestination فلسفه جبری
yogic فلسفه جوکی
accidentalism فلسفه عرضی
hylozoism فلسفه مادی
personalism فلسفه فردی
utilitarianism فلسفه سودجویی
rationalism فلسفه عقلانی
guided propagation تبلیغات پیش بینی شده انتشار امواج رادار در مسیرپیش بینی شده ردیابی هدایت شده رادار
cartesian وابسته به فلسفه دکارت
pragmatist پیرو فلسفه عملی
stoic پیرو فلسفه رواقیون
rationalist معتقد به فلسفه عقلانی
peripatetic وابسته به فلسفه ارسطو
supernaturalism فلسفه ماوراء طبیعه
good order خوش ترتیب [فلسفه]
individualism فلسفه اصالت فرد
scepsis فلسفه مبنی برتردید
pragmatism فلسفه اصالت عمل
transcendentalism فلسفه ماوراء الطبیعه
skepsisŠskepticŠetc فلسفه مبنی برتردید
stoical پیرو فلسفه رواقیون
positivism فلسفه عملی ومثبت
zen buddhism فلسفه یا مذهب ذن بوداییسم
skepticism فلسفه شکاکی وبدبینی
economic determinism فلسفه جبر اقتصادی
rationalism فلسفه اصالت عقل
cosmology فلسفه انتظام گیتی
irrationlism فلسفه غیر عقلی
naturalists معتقد به فلسفه طبیعی
naturalist معتقد به فلسفه طبیعی
epicureanism فلسفه عیاشی و خوشگذرانی
neo platonism فلسفه افلاطونی نوین
humanitarianism فلسفه همنوع دوستی
cosmism فلسفه تکامل گیتی
gnosticism فلسفه عرفانی یا روحانی
manichaeanism اصول فلسفه مانی
cosmologies فلسفه انتظام گیتی
stat [on something] واقعیت ها به صورت اعداد [مربوط به چیزی] [اصطلاح روزمره]
vomer استخوان میانی بینی استخوان تیغه بینی
predestinarianism پیروی از فلسفه قدری وجبری
passivism فلسفه صبر وعدم جنبش
tae guk بالاترین فلسفه ورزشهای رزمی
pessimism بدی مطلق فلسفه بدبینی
relativity فلسفه نسبیه نسبی بودن
cosmologic وابسته به فلسفه انتظام گیتی
transcendentalism فلسفه خارج جهان مادی
pythagorean پیرو یا وابسته به فلسفه فیثاغورث
neoplatonic وابسته به فلسفه افلاطونی جدید
academic طرفدار حکمت و فلسفه افلاطون
natural selection فلسفه انتخاب اصلح در طبیعت
kantian وابسته به یا پیرو فلسفه کانت
platonism فلسفه ایده الی شدن
occultism روش یا فلسفه رمز وسر
cosmological وابسته به فلسفه انتظام گیتی
neo platonism فلسفه افلاطونی امیخته با تصوف شرقی
naturalism فلسفه یا مذهب طبیعی اصالت طبیعت
platonize پیرو فلسفه ایده الی شدن
propositional calculus حساب گزاره ای [فلسفه] [منطق] [ریاضی]
propositional calculus حساب گزاره ها [فلسفه] [منطق] [ریاضی]
weather forecast پیش بینی اوضاع جوی گزارش هواشناسی پیش بینی جوی
weather forecasts پیش بینی اوضاع جوی گزارش هواشناسی پیش بینی جوی
anticipated stock losses تلفات پیش بینی شده اماد ضایعات پیش بینی شده
anaglyph عکس رنگی برجسته بینی تجزیه رنگ عکس در برجسته بینی
hedonism فلسفه خوشی پرستی وتمتع ازلذایذ دنیای زودگذر
libertarian طرفدارآزادی [جدا از حکم دولت] فردی [فلسفه] [سیاست]
hydrotropic اب گرایی
leftism چپ گرایی
ambivalence دو سو گرایی
sensualism حس گرایی
skepticism شک گرایی
ideality اندیشه گرایی
illusionism وهم گرایی
inflationism تورم گرایی
regionalism ناحیه گرایی
subjectivism درون گرایی
instrumentalism وسیله گرایی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com