English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 126 (7 milliseconds)
English Persian
cimmerian فلمانی تاریک
Other Matches
tenebrous فلمانی
tenebrific تاریکی اور فلمانی
nighted تاریک
lackluster تاریک
caliginous تاریک
dusky تاریک
gloomy تاریک
aphotic تاریک
subfuscous تاریک
dark تاریک
murk تاریک
darker تاریک
darkest تاریک
gloomiest تاریک
nubilous تاریک
ambiguous تاریک
gloomier تاریک
dim تاریک
dimmed تاریک
stygian تاریک
pitch dark تاریک
dims تاریک
black holes زندان تاریک
umbra نقطه تاریک
black hole زندان تاریک
benighted شب زده تاریک
dusk تاریک نمودن
dusk تاریک وروشن
obscurantism تاریک اندیشی
oubliette حبس تاریک
alley way کوچه تاریک
obtenebrate تاریک کردن
somber تاریک غم انگیز
duskish اندکی تاریک
duskily تاریک وار
darkle تیره تاریک
darkener تاریک کننده
tenebrific تاریک وتیره
electrode dark current جریان تاریک
cat eyed تاریک بین
tenebrific تاریک کننده
camera obscura تاریک خانه
dark lines خطوط تاریک
dark current جریان تاریک
tenebrous تاریک کننده
darkrooms تاریک خانه
darkroom تاریک خانه
blinded تاریک ناپیدا
overshadow تاریک کردن
dims : کم نور تاریک
gloom تاریک کردن
blind تاریک ناپیدا
darkening تاریک شدن
darken تاریک شدن
blinds تاریک ناپیدا
to grow dark تاریک شدن
overshadowed تاریک کردن
darkens تاریک شدن
overshadowing تاریک کردن
overshadows تاریک کردن
dimmed : کم نور تاریک
twilight تاریک و روشن
twilight تاریک روشن
sombre تاریک غم انگیز
twilit تاریک وروشن
darkening تاریک کردن
dim : کم نور تاریک
darken تاریک کردن
darkens تاریک کردن
darkish نسبتا تاریک
hittorf dark space فضای تاریک هیتورف
murkilly بطور تاریک یا تیره
faraday dark space فضای تاریک فارادی
nautical twilight تاریک و روشن دریایی
gloaming غروب تاریک و روشن
obfuscate مبهم و تاریک کردن
dimmed تاریک تیره کردن
It's too dark. آن خیلی تاریک است.
It is getting dark . هوادارد تاریک می شود
In the dark corner of the room . در گوشه تاریک اطاق
dim تاریک تیره کردن
the narrow house خانه تنگ و تاریک
pitchy قیرگون سیاه و تاریک
obfuscation مبهم و تاریک کردن
dims تاریک تیره کردن
darken ship تاریک کردن ناو
aphotic zone طبقه تاریک اقیانوس
aphotic zone لایه تاریک اقیانوس
aston dark space فضای تاریک استن
astronomical twilight تاریک وروشن نجومی
anode dark space فضای تاریک اند
dimmer تاریک تیره کردن
sombrely بطور تاریک یا افسرده
aphotic stratum لایه تاریک اقیانوس
cathode dark space فضای تاریک کاتد
dimmest تاریک تیره کردن
dark trace tube لامپ تصویر تاریک
dark trace screen صفحه تصویر تاریک
dark line spectrum طیف خطوط تاریک
aphotic stratum طبقه تاریک اقیانوس
hittorf dark space فضای تاریک کاتد
crookes dark space فضای تاریک هیتورف
crookes dark space فضای تاریک کاتد
Twilight . In the dusk of the evening . گرگ ومیش ( تاریک وروشن )
tenebrous تاریک وتیره تاریکی اور
camera obscura اطاقک تاریک جعبه عکاسی
becloud با ابر پوشاندن تاریک کردن
inks مایع تاریک برای علامت گذاری و یا نوشتن
Try to be home before dark. سعی کن قبل از تاریک شدن بیایی منزل
dusk تیرگی هواهوای تاریک روشن یا گرگ ومیش
ink مایع تاریک برای علامت گذاری و یا نوشتن
The darkest hour is that before the down. <proverb> تاریک ترین لیظه هنگامی است که چیزی به فجر نمانده است .
carpet moth بید فرش که خصوصا در جاهای تاریک و کم نور الیاف پشم فرش را مورد حمله قرار می دهد
darkest تیره کردن تاریک کردن
dim تاریک شدن میرا شدن
dims تاریک شدن میرا شدن
obscure تیره کردن تاریک کردن
dark تیره کردن تاریک کردن
obscured تیره کردن تاریک کردن
obscuring تیره کردن تاریک کردن
obscurest تیره کردن تاریک کردن
obscures تیره کردن تاریک کردن
dimmed تاریک شدن میرا شدن
obscurer تیره کردن تاریک کردن
darker تیره کردن تاریک کردن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com