English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (9 milliseconds)
English Persian
memoria technica فن یا شیوهای که بوسیله ان یادوهوش رانیرومندمیسازند
Other Matches
interval timer شیوهای که بوسیله ان زمان سپری شده میتواند توسط یک سیستم کامپیوتری بررسی شود
discriminating tariff شیوهای که در ان حقوق گمرکی کالاهای وارداتی متفاوت بایکدیگرست
write protect شیوهای برای محافظت ازنوشته شدن اطلاعات روی دیسک یا نوار
free trade شیوهای که دران کالاها بدون محدودیتهای دولتی از کشوری به کشوردیگر انتقال داده میشود
wherewithal که بوسیله ان
with بوسیله
whereby که بوسیله ان
via بوسیله
per بوسیله
at the hand of بوسیله
by the instrumentality of بوسیله
of بوسیله
perprep بوسیله
thruogh the a of بوسیله
by بوسیله
by dint of بوسیله
osmose نفوذ کردن در بوسیله تراوش تجزیه کردن بوسیله نفوذ تجزیه کردن
by depty بوسیله نماینده
hydrolysis تجزیه بوسیله اب
hydromancy تفال بوسیله اب
by the f. بوسیله لمس
by wire بوسیله تلگراف
electrically بوسیله برق
per pais بوسیله کشور
municipally بوسیله شهرداری
per pais بوسیله مملکت
brew بوسیله جوشاندن وتخمیرابجوساختن
semaphore مخابره بوسیله پرچم
brews بوسیله جوشاندن وتخمیرابجوساختن
pipage ترابری بوسیله لوله
windblown در حرکت بوسیله باد
brewed بوسیله جوشاندن وتخمیرابجوساختن
photogelatin process چاپ بوسیله ژلاتین
churn بوسیله اسباب گردنده
churned بوسیله اسباب گردنده
pipeage ترابری بوسیله لوله
traingulation پیمایش بوسیله مثلثات
aerotherapeutics معالجه بوسیله هوا
aeromancy تفال بوسیله هوا
to scent out بوسیله بوجستجوکردن ویافتن
windswept بوسیله باد جاروشده
to pick thanks بوسیله سخن چینی
radar scan مراقبت بوسیله رادار
electric chair اعدام بوسیله برق
seagirt محصور بوسیله دریا
pours تراوش بوسیله ریزش
pouring تراوش بوسیله ریزش
churns بوسیله اسباب گردنده
pipe down بوسیله شیپور یا نای
baptised بوسیله تعمیدنامگذاری کردن
baptises بوسیله تعمیدنامگذاری کردن
baptize بوسیله تعمیدنامگذاری کردن
baptized بوسیله تعمیدنامگذاری کردن
baptizes بوسیله تعمیدنامگذاری کردن
baptizing بوسیله تعمیدنامگذاری کردن
pour تراوش بوسیله ریزش
poured تراوش بوسیله ریزش
intuitively بوسیله درک مستقیم
leaching تصفیه بوسیله شستشو
patent بوسیله حق امتیازمحفوظ مانده
in propria persona بوسیله خود شخص
lapped joint اتصال بوسیله پوشش
galvanography روی مس بوسیله اندودکهربایی
infiltration پالایش بوسیله تراوش
baptising بوسیله تعمیدنامگذاری کردن
sent via e-mail بوسیله ایمیل فرستاده شد
eluviation انتقال بوسیله بادوباران
patented بوسیله حق امتیازمحفوظ مانده
diathermy معالجه بوسیله حرارت
postage حمل بوسیله پست
patents بوسیله حق امتیازمحفوظ مانده
hydrolyze بوسیله اب تجزیه شدن
dragonnades بوسیله سواره نظام
phototypography چاپ بوسیله عکسبرداری
hydromancer تفال زننده بوسیله اب
electromotive متحرک بوسیله برق
patenting بوسیله حق امتیازمحفوظ مانده
semaphore بوسیله پرچم مخابره کردن
electrotype بوسیله برق چاپ کردن
radiogram عکسبرداری بوسیله اشعه مجهول
pyretotherapy معالجه ناخوشی بوسیله تولیدتب
rocket propulsion حرکت بجلو بوسیله موتورموشکی
latches بوسیله کلون محکم کردن
grout stop اب بندی بوسیله تزریق دوغاب
hit wicket انداختن میله بوسیله خودتوپزن
seaborne بوسیله کشتی حمل شده
chafe بوسیله اصطکاک گرم کردن
chafes بوسیله اصطکاک گرم کردن
chafing بوسیله اصطکاک گرم کردن
roentgenoscopy معاینه بوسیله اشعه مجهول
rainwash شسته شده بوسیله باران
rainwash شستشوی چیزی بوسیله باران
self administered اداره شونده بوسیله خویشتن
radiophotograph انتقال عکس بوسیله رادیو
embolic مربوط به انسداد رگ بوسیله جسمی
latch بوسیله کلون محکم کردن
radiograms عکسبرداری بوسیله اشعه مجهول
container transport حمل و نقل بوسیله کانتینر
photomap نقشه برداری بوسیله عکاسی
photolighograph عکسبردری بوسیله چاپ سنگی
photoengraving گراور سازی بوسیله عکاسی
lightproof غیرقابل نفوذ بوسیله نور
phonendoscope اسبابی که بوسیله ان صداهای کوچک
lyophiled خشک شده بوسیله انجمادسخت
massotherapy معالجه بوسیله مشت و مال
chemical warfare جنگ بوسیله گازهای شیمیایی
cathodogeaph بوسیله پرتومجهول عکس برداشتن از
carbon arcwelding جوش قوسی بوسیله کربن
intercommunication system ارتباط بوسیله میکروفون وبلندگو
argon arc welding جوش قوسی بوسیله گازارگون
platinotype عکاسی بوسیله املاح پلاتین
lyophil خشک شده بوسیله انجمادسخت
electrometallurgy ذوب فلزات بوسیله برق
hydropathy معالجه امراض بوسیله اب وتجویز اب
hydrophilous گرده افشانی کننده بوسیله اب
hyphenate بوسیله خط دارای فاصله کردن
in law خویشاوند و منسوب بوسیله ازدواج
electro magnetism تولید خواص مغناطیسی بوسیله
incuse نقش شده بوسیله چکش
instantiate معرفی کردن بوسیله کنسرت
perfusion غسل تعمید بوسیله اب پاشی
lure بوسیله تطمیع بدام انداختن
self-service کمک بوسیله خود شخص
self service کمک بوسیله خود شخص
self-appointed منصوب شده بوسیله خویشتن
self appointed منصوب شده بوسیله خویشتن
wet down بوسیله اب پاشی خیس کردن
wigwag ارتباط یا مخابره بوسیله پرچم
wirephoto بوسیله بی سیم عکس فرستادن
by no one else از [بوسیله] هیچ کسی دیگر
lip-reads کلمات را بوسیله حرکات لب فهمیدن
lip read کلمات را بوسیله حرکات لب فهمیدن
string یک سری تیراندازی بوسیله یک نفر
luring بوسیله تطمیع بدام انداختن
lures بوسیله تطمیع بدام انداختن
lured بوسیله تطمیع بدام انداختن
suicide bombing قصد کشت بوسیله خودکشی
shield بوسیله سپر حفظ کردن
to buy something at an auction چیزی را در [بوسیله] حراجی خریدن
soaks بوسیله مایع اشباع شدن
soak بوسیله مایع اشباع شدن
shields بوسیله سپر حفظ کردن
nettle بوسیله گزنه گزیده شدن
step down کم کردن ولتاژجریان بوسیله ترانسفورماتور
photocopies رونوشت برداری بوسیله عکاسی
photocopied رونوشت برداری بوسیله عکاسی
mail order سفارش کالا بوسیله پست
sporogony تولید مثل بوسیله هاگ
lip-read کلمات را بوسیله حرکات لب فهمیدن
suicide attack قصد کشت بوسیله خودکشی
the block مردن بوسیله گردن زنی
telekinesis حرکت اجسام بوسیله ارواح
steam propulsion of ships راندن کشتی ها بوسیله بخار
stethoscopy معاینه بوسیله گوشی طبی
photocopy رونوشت برداری بوسیله عکاسی
photocopying رونوشت برداری بوسیله عکاسی
nettles بوسیله گزنه گزیده شدن
waterborne حمل شده بوسیله اب اب برد
hand off کنار زدن حریف بوسیله توپدار
self fruitful تولید مثل بوسیله گرده خود
rhapsodic سروده شده بوسیله دوره گرد
gamogenetic پیداشده بوسیله جفت گیری مواقعهای
to shield بوسیله سپر [پوشش] حفظ کردن
rhabdomancy پیش گویی بوسیله چوب یاعصا
self constituted تشکیل شده بوسیله نفس خود
ratchet wheel چرخ دندانه دارمتحرک بوسیله موتور
roentgenoscope دستگاه معاینه بوسیله اشعه مجهول
immunotherapy معالجه یاجلوگیری از بیماری بوسیله پادگن
photosensitize بوسیله نور به چیزی حساسیت دادن
homologate تصویب نوع اتومبیل بوسیله داوران
roentgenize بوسیله اشعه مجهول معالجه کردن
septicemia عفونت خون بوسیله ارگانیسمهای چرکی
hydrometallurgy استخراج یاتهیه فلزات بوسیله اب یا مایعات
signifiable قابل نمایش بوسیله علامت یارمز
sea borne goods کالای حمل شده بوسیله دریا
schizogenesis تولید مثل بوسیله شکاف خوردن
he voted by proxy بوسیله وکیل یا نماینده رای داد
hypnotherapy معالجه امراض بوسیله خواب مغناطیسی
galanty show نمایش اشکال بوسیله سایه انداختن
latensify بوسیله مواد شیمیایی تقویت کردن
permanent magnet centering تمرکز اشعه بوسیله مغناطیسهای پایدار
trabeated ساخته شده بوسیله تیرهای افقی
pocket veto رد لایحه قانونی بوسیله معوق گذاردن ان
permanent magnet focusing تمرکز اشعه بوسیله مغناطیسهای پایدار
trabeation ساخته شده بوسیله تیرهای افقی
wirephoto عکسی که بوسیله بی سیم فرستاده میشود
photoengrave بوسیله عکاسی گراور سازی کردن
wind pollinated گرده افشانی شده بوسیله باد
pipeage عوارض یاحق حمل بوسیله لوله
vectorial شعاع حامل بوسیله برداررهبری کردن
water fast غیر قابل پاک شدن بوسیله اب
to call somebody through [via] [over] Skype به کسی با [بوسیله] سکایپ زنگ زدن
radiobroadcast پخش و سخن پراکنی بوسیله رادیو
lighterage حمل ونقل کالا بوسیله دوبه
pyrocondensation تغلیظ یا تکاثف شیمیایی بوسیله حرارت
to draw cuts بوسیله چوبهای کوتاه وبلندقرعه کشیدن
to knit up بوسیله بافتن تعمیرکردن بپایان رساندن
to proclaim meetings بوسیله اگهی اجتماعات راقدغن کردن
to sue out a writ حکمی را بوسیله دادن عرضحال گرفتن
tonsillectomy در اوردن لوزتین بوسیله عمل جراحی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com