English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (2 milliseconds)
English Persian
combustiblity قابلیت احتراق
ignitability قابلیت احتراق
ignitibility قابلیت احتراق
Other Matches
crossfiring اتصال کوتاه بین دو سیم درسیستم احتراق که باعث احتراق نابهنگام میشود
premature ignition احتراق نابهنگام احتراق بیموقع
interoperability قابلیت همکاری با قسمتها یایکانهای دیگر قابلیت تعمیم کار یک یکان
range resolution قابلیت رادار برای تعیین مسافت اشیای مختلف قابلیت تفکیک بردی
elasticity خاصیت فنری قابلیت ارتجاع و خم شدن قابلیت انعطاف
airmobility قابلیت حمل به وسیله هوارو قابلیت تحرک هوایی
electromagnetic compatability قابلیت انطباق الکترومغناطیسی قابلیت کارهماهنگ الکتریکی
serviceability قابلیت استفاده مجدد قابلیت به کار بردن
flotation قابلیت شناوری یک خودرو قابلیت غوطه وری در اب
swimming capability قابلیت شناوری یا غوطه وری در اب قابلیت عبور از اب
critical grid current جریان احتراق شبکه ولتاژ احتراق شبکه
commensurability قابلیت قیاس قابلیت اندازه گیری
accession قابلیت دسترسی قابلیت اجرا و انجام
reflectance قابلیت بازتاب قابلیت انعکاس
ductility قابلیت کشش قابلیت تورق
strain hardenability قابلیت سخت گردانی کششی قابلیت سخت گردانی تغییربعدی قابلیت سخت گردانی سرد
seeting on fire احتراق
combustion احتراق
ignition احتراق
arson احتراق
deflagration احتراق
burning احتراق
oxidization احتراق
lighting احتراق
firing احتراق
inflammation احتراق
explosion احتراق
explosions احتراق
combustible احتراق پذیر
combustion efficiency بازده احتراق
two spark ignition احتراق دو جرقهای
combustible قابل احتراق
combustibility قابلت احتراق
single ignition احتراق تک برقی
firing accessories لوازم احتراق
triple ignition احتراق سه برقی
combustion efficiency راندمان احتراق
burning brand نوع احتراق
sulfur اصل احتراق
surface burning احتراق سطحی
flame out قطع احتراق
base ignition احتراق تحتانی
combustion area محفظه احتراق
combustion chamber محفظه احتراق
advanced ignition اوانس احتراق
combustor محفظه احتراق
premature ignition احتراق زودرس
ignition control کنترل احتراق
ignition condition حالت احتراق
ignition circuit مدار احتراق
ignition choke پیچک احتراق
ignition charge خرج احتراق
ignition cable کابل احتراق
ignition by incandescence احتراق التهابی
ignition by contact احتراق تماسی
igniting spark جرقه احتراق
heat of combustion گرمای احتراق
heat value گرمای احتراق
heating value گرمای احتراق
igniting point نقطه احتراق
igniting agent عامل احتراق
ignitible قابل احتراق
hot bulb ignition احتراق سرسرخ
igniter switch کلید احتراق
ignition current جریان احتراق
ignition device وسیله احتراق
ignition lag تاخیر احتراق
pre ignition زود احتراق
internal combustion احتراق داخلی
ignitable قابل احتراق
dual ignition احتراق دو برقی
duplex ignition احتراق دوگانه
magneto ignition احتراق با مگنت
inexplosive غیرقابل احتراق
external combustion احتراق خارجی
firing order ترتیب احتراق
firing position موقعیت احتراق
ignition voltage ولتاژ احتراق
flash point نقطه احتراق
ignition switch کلید احتراق
ignition spark جرقه احتراق
ignition pulse ایمپولز احتراق
ignition pulse ضربه احتراق
ignition pulse پالس احتراق
igniter switch سوئیچ احتراق
combustion اشتعال احتراق
ignition اشتعال احتراق
misfiring احتراق ناقص
sulphur اصل احتراق
timing زمان احتراق
internal combustion engine موتور احتراق داخلی
explosively بطور قابل احتراق
jump spark ignition احتراق با جرقه جهنده
make and break ignition احتراق با قطع و وصل
maximum gate trigger current جریان احتراق حداکثر
incombustible غیر قابل احتراق
maximum gate trigger voltage ولتاژ احتراق حداکثر
molar enthalpy of combusion انتالپی مولی احتراق
molar heat of combusion گرمای مولی احتراق
combustor سیستم احتراق توربین
compression ingition احتراق توسط فشار
preignition احتراق قبل از وقت
constant pressure combustion احتراق در فشار ثابت
internal combustion engines موتور احتراق داخلی
burning brand علامت احتراق نیمسوزی
delay zction firing عمل احتراق با تاخیر
order of fire ترتیب احتراق موتور
dual ignition system سیستم احتراق دوتایی
incombustibility عدم امکان احتراق
combustible جسم قابل احتراق
ignition temperature درجه حرارت احتراق
ignition by contact breaking احتراق با قطع کنتاکت
ignition system سیستم احتراق موتور
ignition voltage فشار الکتریکی احتراق
ignition analyzer اسیلوگراف کنترل احتراق
cannular محفظه احتراق حلقوی شکل
can annular محفظه احتراق حلقوی شکل
vaporizing combustor سیستم احتراق توربین گاز
capacitor discharge ignition سیستم احتراق با انرژی زیاد
timing تنظیم زمان احتراق موتور
afterburning عملیات بعد از احتراق سوخت
firedamp گاز قابل احتراق معدن
burner cans محفظه احتراق موتورهای توربینی
canning هریک از لولههای مجزا درمحفظه احتراق
cans هریک از لولههای مجزا درمحفظه احتراق
precombustion chamber engine موتور با اطاق احتراق تراکم قبلی
explosive قابل احتراق ماده محترقه یا منفجره
ignition احتراق اتش زدن مشتعل کردن
can هریک از لولههای مجزا درمحفظه احتراق
plug nozzle نازلی در موتورهای راکت بامحفظه احتراق حلقوی وپیچشی
backfire احتراق درموتورهای درونسوز قبل ازتکمیل عمل تراکم
backfires احتراق درموتورهای درونسوز قبل ازتکمیل عمل تراکم
backfired احتراق درموتورهای درونسوز قبل ازتکمیل عمل تراکم
backfiring احتراق درموتورهای درونسوز قبل ازتکمیل عمل تراکم
hot test تست استاتیک موتور راکت که در ان احتراق واقعی صورت میگیرد
igniter ماده بسیار قابل احتراق که باماده ضعیفتر مخلوط میشود
burner compartment قسمتی از روپوش موتور که روی محفظه احتراق قرارگرفته است
charactristic lenght نسبت حجم محفظه احتراق به مساحت دهانه ورودی موتوردر راکت
restricted propellant سوخت جامد که تنها قسمتی از سطح ان در معرض احتراق قرار دارد
residence time مدت زمانیکه قطرات کوچک سوخت در محفظه احتراق توربین گاز میمانند
multipropellant سوخت راکت متشکل از دو یاچند جزء که بصورت مجزا به محفظه احتراق وارد میشوند
hung start شرایطی در استارت توربینهای گاز که در ان احتراق صورت میگیرد ولی موتور به سرعت خودکفایی نمیرسد
abilities قابلیت
contemptibility قابلیت
capability قابلیت
eligibility قابلیت
susceptibility قابلیت
skill قابلیت
ability قابلیت
qualification قابلیت
credential قابلیت
competence قابلیت
habilitation قابلیت
competence قابلیت
capacities قابلیت
solubility قابلیت حل
fitness قابلیت
adaptability قابلیت
solvability قابلیت حل
capacity قابلیت
suability قابلیت تعقیب
versatility قابلیت تغییر
inaptly با عدم قابلیت
imputability قابلیت اسناد
veniality قابلیت اغماض
imitability قابلیت تقلید
wettability قابلیت خیسی
vibratility : قابلیت ارتعاش
weldability قابلیت جوشکاری
volatileness قابلیت تبخیر
trustworthiness قابلیت اعتماد
malleability قابلیت انعطاف
trannlatability قابلیت انقال
transmissibility قابلیت فرستادن
magnetic susceptibility قابلیت مغناطیسی
machinability قابلیت تراش
transmissibility قابلیت انتقال
interpretability قابلیت توجیه
trannlatability قابلیت ترجمه
interpretability قابلیت تفسیر
transportability قابلیت حمل
interchangeability قابلیت تعویض
interchangeability قابلیت تبادل
intelligibility قابلیت فهم
trustiness قابلیت اعتماد
inheritability قابلیت توارث
inflammability قابلیت اشتعال
manageability قابلیت اداره
failure safety قابلیت اطمینان
reliability قابلیت اطمینان
applicability قابلیت اجرا
application [applicability] قابلیت اجرا
availability قابلیت اجرا
usability قابلیت اجرا
usefulness قابلیت اجرا
applicability قابلیت استفاده
application [applicability] قابلیت استفاده
reliability قابلیت اعتماد
provability قابلیت اثبات
failure safety قابلیت اعتماد
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com