English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English Persian
manageability قابلیت اداره
Other Matches
interoperability قابلیت همکاری با قسمتها یایکانهای دیگر قابلیت تعمیم کار یک یکان
range resolution قابلیت رادار برای تعیین مسافت اشیای مختلف قابلیت تفکیک بردی
elasticity خاصیت فنری قابلیت ارتجاع و خم شدن قابلیت انعطاف
airmobility قابلیت حمل به وسیله هوارو قابلیت تحرک هوایی
yamen اداره یا مقام رسمی مندرین یا کارمند دارای رتبه اداره دولتی
electromagnetic compatability قابلیت انطباق الکترومغناطیسی قابلیت کارهماهنگ الکتریکی
serviceability قابلیت استفاده مجدد قابلیت به کار بردن
flotation قابلیت شناوری یک خودرو قابلیت غوطه وری در اب
swimming capability قابلیت شناوری یا غوطه وری در اب قابلیت عبور از اب
commensurability قابلیت قیاس قابلیت اندازه گیری
accession قابلیت دسترسی قابلیت اجرا و انجام
reflectance قابلیت بازتاب قابلیت انعکاس
ductility قابلیت کشش قابلیت تورق
scotland yard اداره مرکزی جدیدی برای شهربانی لندن در کناررود تایمز بنا شده است اداره جنایی که نام اختصاری ان cid میباشد نیز جزء این سازمان است
strain hardenability قابلیت سخت گردانی کششی قابلیت سخت گردانی تغییربعدی قابلیت سخت گردانی سرد
headquarters اداره کل اداره مرکزی
personnel کارمندان مجموعه کارمندان یک اداره اداره کارگزینی
contemptibility قابلیت
ability قابلیت
abilities قابلیت
competence قابلیت
solvability قابلیت حل
credential قابلیت
qualification قابلیت
skill قابلیت
solubility قابلیت حل
adaptability قابلیت
capacities قابلیت
capability قابلیت
capacity قابلیت
eligibility قابلیت
habilitation قابلیت
susceptibility قابلیت
competence قابلیت
fitness قابلیت
transmissibility قابلیت فرستادن
trustworthiness قابلیت اعتماد
audibility قابلیت استماع
trannlatability قابلیت انقال
productivity قابلیت تولید
moveability قابلیت حرکت
versatility قابلیت تغییر
usability قابلیت استفاده
trustiness قابلیت اعتماد
transportability قابلیت حمل
motor ability قابلیت حرکت
transmissibility قابلیت انتقال
tenability قابلیت تصرف
attainability قابلیت حصول
veniality قابلیت اغماض
vibratility : قابلیت ارتعاش
combustiblity قابلیت احتراق
combustiblity قابلیت انفجار
combustiblity قابلیت تراکم
weldability قابلیت جوشکاری
communicability قابلیت ارتباط
compactibility قابلیت تراکم
comparableness قابلیت مقایسه
comprehensibility قابلیت درک
compressibility قابلیت فشردگی
computability قابلیت محاسبه
conceivability قابلیت تصور
conductibility قابلیت هدایت
magnetic susceptibility قابلیت مغناطیسی
capability صلاحیت قابلیت
combustibility قابلیت اشتعال
combustibility قابلیت سوزش
meltability قابلیت گداختن
volatileness قابلیت تبخیر
brushability قابلیت رنگرزی
maneuverability قابلیت مانور
calculability قابلیت شمارش
wettability قابلیت خیسی
castability قابلیت ریزش
pourability قابلیت ریزش
culpability قابلیت مجازات
changeableness قابلیت تغییریاتبدیل
flammability قابلیت اشتعال
coagulability قابلیت انعقاد
malleability قابلیت انعطاف
combinability قابلیت ترکیب
conductivity قابلیت هدایت
practicableness قابلیت عبور
reliableness قابلیت اعتماد
renewability قابلیت تجدید
repeatability قابلیت تکرار
reproducibility قابلیت تکثیر
resectability قابلیت برش
retractility قابلیت انقباض
resilience قابلیت ارتجاع
absorbency قابلیت جذب
salability قابلیت فروش
vendibility قابلیت فروش
serializability قابلیت تسلسل
absorptivity قابلیت جذب
appealability قابلیت استیناف
adaptableness قابلیت توافق
serviceability قابلیت استفاده
reflectance قابلیت انعکاس
absorbability قابلیت جذب
predicability قابلیت اسناد
potability قابلیت حمل
potability قابلیت شرب
pregnability قابلیت تسخیر
portability قابلیت انتقال
portability قابلیت حمل
visibility قابلیت دید
presentability قابلیت ارائه
visibility قابلیت رویت
preventability قابلیت جلوگیری
portability قابلیت ترابری
pliability قابلیت خمیدگی
punishability قابلیت مجازات
quench aging property قابلیت بهسازی
serviceability قابلیت تعمیر
addibility قابلیت افزایش
swivelling feature قابلیت نوسان
tactility قابلیت لمس
tensibility قابلیت کشش
tensility قابلیت کشش
tempering quality قابلیت بهبود
readability قابلیت خواندن
tenability قابلیت نگهداری
adaptability قابلیت انطباق
applicability قابلیت اجراء
approachability قابلیت تقرب
opposability قابلیت تقابل
tolerability قابلیت پذیرش
trafficability قابلیت عبور
navigability قابلیت کشتیرانی
trannlatability قابلیت ترجمه
survivability قابلیت باززیستی
suability قابلیت تعقیب
adhesiveness قابلیت چسبندگی
adjusability قابلیت تطبیق
adjusability قابلیت تنظیم
severability قابلیت سواشدن
permeability قابلیت تراوایی
perceptibility قابلیت درک
severability قابلیت تقسیم
comparability قابلیت قیاس
solubility قابلیت انحلال
alterability قابلیت تغییر
penetrability قابلیت نفوذ
stickability قابلیت مقاومت
stickability قابلیت محافظت
stretchability قابلیت بسط
viability قابلیت زیستن
exchangeability قابلیت معاوضه
excitability قابلیت تحریک
ignitability قابلیت اشتعال
expandability قابلیت انبساط
expandability قابلیت توسعه
expansibility قابلیت انبساط
explosiveness قابلیت انفجار
failure safety قابلیت اعتماد
reliability قابلیت اعتماد
failure safety قابلیت اطمینان
reliability قابلیت اطمینان
viability قابلیت دوام
viability قابلیت سوددهی
ignitability قابلیت احتراق
susceptibility قابلیت حساسسیت
disqualifications سلب قابلیت
disqualification سلب قابلیت
edibility قابلیت خوردن
imputability قابلیت اسناد
emissivity قابلیت نشر
emissivity قابلیت انتشار
imitability قابلیت تقلید
erectility قابلیت نعوظ
erodibility قابلیت فرسایش
ignitibility قابلیت احتراق
extensibility قابلیت تمدید
extensibility قابلیت کشش
reliability قابلیت اطمینان
habitableness قابلیت سکونت
reliability قابلیت اعتماد
usability قابلیت اجرا
usefulness قابلیت اجرا
applicability قابلیت استفاده
habitability قابلیت سکنی
fungibility قابلیت تعویض
fusibility قابلیت ذوب
fusibility قابلیت گداز
application [applicability] قابلیت استفاده
usefulness قابلیت استفاده
fermentability قابلیت تخمیر
availability قابلیت استفاده
throughput قابلیت عبوردهی
fissility قابلیت انشقاق
hardenability قابلیت سختی
applicability قابلیت اجرا
application [applicability] قابلیت اجرا
flexility قابلیت تغییر
flexibility قابلیت انعطاف
fordability قابلیت عبور
forgeability قابلیت اهنگری
availability قابلیت اجرا
ground visibility قابلیت دیدزمینی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com