Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English
Persian
partibility
قابلیت افرازیا جداشدن
Other Matches
to come away
جداشدن
dissever
جداشدن
disarticulate
از هم جداشدن
to come off
جداشدن
to fall off
جداشدن
split up
<idiom>
جداشدن
dispart
جداشدن
divaricate
ازهم جداشدن
interoperability
قابلیت همکاری با قسمتها یایکانهای دیگر قابلیت تعمیم کار یک یکان
range resolution
قابلیت رادار برای تعیین مسافت اشیای مختلف قابلیت تفکیک بردی
airmobility
قابلیت حمل به وسیله هوارو قابلیت تحرک هوایی
elasticity
خاصیت فنری قابلیت ارتجاع و خم شدن قابلیت انعطاف
dissevere
جداشدن بریده شدن
exclude
شامل نشدن یا جداشدن
excludes
شامل نشدن یا جداشدن
p.of the ways
جای جداشدن چندراه
dissent
جداشدن نفاق داشتن
dissented
جداشدن نفاق داشتن
dissents
جداشدن نفاق داشتن
serviceability
قابلیت استفاده مجدد قابلیت به کار بردن
swimming capability
قابلیت شناوری یا غوطه وری در اب قابلیت عبور از اب
flotation
قابلیت شناوری یک خودرو قابلیت غوطه وری در اب
electromagnetic compatability
قابلیت انطباق الکترومغناطیسی قابلیت کارهماهنگ الکتریکی
commensurability
قابلیت قیاس قابلیت اندازه گیری
accession
قابلیت دسترسی قابلیت اجرا و انجام
ductility
قابلیت کشش قابلیت تورق
reflectance
قابلیت بازتاب قابلیت انعکاس
strain hardenability
قابلیت سخت گردانی کششی قابلیت سخت گردانی تغییربعدی قابلیت سخت گردانی سرد
cut off velocity
سرعت موشک در لحظه جداشدن موتور سرعت صعودنهایی موشک
skill
قابلیت
capacities
قابلیت
capacity
قابلیت
fitness
قابلیت
qualification
قابلیت
adaptability
قابلیت
credential
قابلیت
competence
قابلیت
solubility
قابلیت حل
habilitation
قابلیت
solvability
قابلیت حل
contemptibility
قابلیت
capability
قابلیت
ability
قابلیت
susceptibility
قابلیت
abilities
قابلیت
competence
قابلیت
eligibility
قابلیت
repeatability
قابلیت تکرار
renewability
قابلیت تجدید
reliableness
قابلیت اعتماد
reflectance
قابلیت انعکاس
viability
قابلیت سوددهی
readability
قابلیت خواندن
quench aging property
قابلیت بهسازی
punishability
قابلیت مجازات
preventability
قابلیت جلوگیری
potability
قابلیت شرب
potability
قابلیت حمل
pregnability
قابلیت تسخیر
practicableness
قابلیت عبور
predicability
قابلیت اسناد
presentability
قابلیت ارائه
reproducibility
قابلیت تکثیر
resectability
قابلیت برش
availability
قابلیت استفاده
throughput
قابلیت عبوردهی
stickability
قابلیت مقاومت
stickability
قابلیت محافظت
stretchability
قابلیت بسط
suability
قابلیت تعقیب
solubility
قابلیت انحلال
viability
قابلیت زیستن
severability
قابلیت تقسیم
serviceability
قابلیت استفاده
retractility
قابلیت انقباض
salability
قابلیت فروش
vendibility
قابلیت فروش
serializability
قابلیت تسلسل
serviceability
قابلیت تعمیر
viability
قابلیت دوام
severability
قابلیت سواشدن
survivability
قابلیت باززیستی
portability
قابلیت انتقال
portability
قابلیت حمل
intelligibility
قابلیت فهم
inheritability
قابلیت توارث
inflammability
قابلیت اشتعال
inaptly
با عدم قابلیت
imputability
قابلیت اسناد
imitability
قابلیت تقلید
ignitibility
قابلیت احتراق
ignitability
قابلیت احتراق
ignitability
قابلیت اشتعال
forgeability
قابلیت اهنگری
hardenability
قابلیت سختی
habitableness
قابلیت سکونت
habitability
قابلیت سکنی
ground visibility
قابلیت دیدزمینی
fusibility
قابلیت گداز
fusibility
قابلیت ذوب
interchangeability
قابلیت تبادل
interchangeability
قابلیت تعویض
portability
قابلیت ترابری
pliability
قابلیت خمیدگی
permeability
قابلیت تراوایی
perceptibility
قابلیت درک
penetrability
قابلیت نفوذ
opposability
قابلیت تقابل
navigability
قابلیت کشتیرانی
moveability
قابلیت حرکت
motor ability
قابلیت حرکت
meltability
قابلیت گداختن
maneuverability
قابلیت مانور
manageability
قابلیت اداره
malleability
قابلیت انعطاف
magnetic susceptibility
قابلیت مغناطیسی
machinability
قابلیت تراش
interpretability
قابلیت توجیه
interpretability
قابلیت تفسیر
fungibility
قابلیت تعویض
usefulness
قابلیت استفاده
reliability
قابلیت اطمینان
reliability
قابلیت اعتماد
provability
قابلیت اثبات
applicability
قابلیت اجرا
application
[applicability]
قابلیت اجرا
availability
قابلیت اجرا
usability
قابلیت اجرا
usefulness
قابلیت اجرا
applicability
قابلیت استفاده
reliability
قابلیت اطمینان
failure safety
قابلیت اطمینان
failure safety
قابلیت اعتماد
reliability
قابلیت اعتماد
application
[applicability]
قابلیت استفاده
swivelling feature
قابلیت نوسان
trannlatability
قابلیت انقال
transmissibility
قابلیت فرستادن
transmissibility
قابلیت انتقال
transportability
قابلیت حمل
trustiness
قابلیت اعتماد
trustworthiness
قابلیت اعتماد
usability
قابلیت استفاده
trannlatability
قابلیت ترجمه
trafficability
قابلیت عبور
tolerability
قابلیت پذیرش
tactility
قابلیت لمس
tensibility
قابلیت کشش
tensility
قابلیت کشش
tempering quality
قابلیت بهبود
tenability
قابلیت تصرف
tenability
قابلیت نگهداری
flexibility
قابلیت انعطاف
veniality
قابلیت اغماض
versatility
قابلیت تغییر
vibratility
: قابلیت ارتعاش
volatileness
قابلیت تبخیر
weldability
قابلیت جوشکاری
wettability
قابلیت خیسی
absorbency
قابلیت جذب
divisibility
قابلیت تقسیم
audibility
قابلیت استماع
disqualifications
سلب قابلیت
distensibility
قابلیت انبساط
brushability
قابلیت رنگرزی
dissolubility
قابلیت انحلال
calculability
قابلیت شمارش
susceptibility
قابلیت حساسسیت
castability
قابلیت ریزش
dis qualified
فاقد قابلیت
pourability
قابلیت ریزش
disqualification
سلب قابلیت
attainability
قابلیت حصول
approachability
قابلیت تقرب
absorptivity
قابلیت جذب
adaptableness
قابلیت توافق
addibility
قابلیت افزایش
adhesiveness
قابلیت چسبندگی
adjusability
قابلیت تطبیق
adjusability
قابلیت تنظیم
conviviality
قابلیت امیزش
alterability
قابلیت تغییر
edibility
قابلیت خوردن
appealability
قابلیت استیناف
applicability
قابلیت اجراء
changeableness
قابلیت تغییریاتبدیل
coagulability
قابلیت انعقاد
convertibility
قابلیت تبدیل
conversableness
قابلیت معاشرت
compactibility
قابلیت تراکم
controllability
قابلیت کنترل
comparableness
قابلیت مقایسه
comprehensibility
قابلیت درک
compressibility
قابلیت فشردگی
computability
قابلیت محاسبه
conceivability
قابلیت تصور
combustiblity
قابلیت تراکم
combustiblity
قابلیت انفجار
digestibility
قابلیت هضم
destructibility
قابلیت انهدام
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com