Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English
Persian
maneuverability
قابلیت مانور
Other Matches
interoperability
قابلیت همکاری با قسمتها یایکانهای دیگر قابلیت تعمیم کار یک یکان
range resolution
قابلیت رادار برای تعیین مسافت اشیای مختلف قابلیت تفکیک بردی
airmobility
قابلیت حمل به وسیله هوارو قابلیت تحرک هوایی
elasticity
خاصیت فنری قابلیت ارتجاع و خم شدن قابلیت انعطاف
electromagnetic compatability
قابلیت انطباق الکترومغناطیسی قابلیت کارهماهنگ الکتریکی
swimming capability
قابلیت شناوری یا غوطه وری در اب قابلیت عبور از اب
flotation
قابلیت شناوری یک خودرو قابلیت غوطه وری در اب
serviceability
قابلیت استفاده مجدد قابلیت به کار بردن
accession
قابلیت دسترسی قابلیت اجرا و انجام
commensurability
قابلیت قیاس قابلیت اندازه گیری
reflectance
قابلیت بازتاب قابلیت انعکاس
ductility
قابلیت کشش قابلیت تورق
strain hardenability
قابلیت سخت گردانی کششی قابلیت سخت گردانی تغییربعدی قابلیت سخت گردانی سرد
shunting
مانور
maneuver
مانور
ease of movement
مانور
umpire
داور مانور
ship handling
مانور با کشتی
umpires
داور مانور
exercised
مانور نظامی
mass of maneuver
حجم مانور
umpiring
داور مانور
combat exercise
مانور جنگی
scheme of maneuver
طرح مانور
umpired
داور مانور
plan of maneuver
طرح مانور
exercise
مانور نظامی
fire and maneuver
اتش و مانور
free maneuver
مانور ازاد
exercise commander
فرمانده مانور
handles
مانور کردن
joint exercise
مانور مشترک
handle
مانور کردن
maneuver and fire
اتش و مانور
exercises
مانور نظامی
maneuvering board
لوحه مانور
exercise term
عنوان مانور
maneuvred
طرح کردن مانور
gate operating deck
سکوی مانور دریچه ها
maneuvres
طرح کردن مانور
bump and run
نوعی مانور دفاعی
maneuvring
طرح کردن مانور
manoeuvre
طرح کردن مانور
manoeuvred
طرح کردن مانور
quartermaster's notebook
دفتر مانور ناو
manoeuvres
طرح کردن مانور
wishbones
نوعی طرح مانور
wishbone
نوعی طرح مانور
bump and go
نوعی مانور دفاعی
tight t
طرح اصلی مانور تی
out maneuver
تفوق جستن در مانور
exercise code word
رمز عملیات مانور
sea room
شعاع مانور دریایی
williamson turn
نوعی مانور دریایی
wishbone t
نوعی طرح مانور
map maneuver
مانور روی نقشه
controlled exercise
مانور کنترل شده
gate operating platform
سکوی مانور دریچه ها
manoeuvring
طرح کردن مانور
pilot rudder
تیغه سکان مانور ناو
manoeuvring
مشق کردن مانور دادن
ease of movement
سهولت حرکت راحتی مانور
maneuver
حرکت جنگی مانور کردن
out maneuver
برتری مانور پیدا کردن
maneuvering board
تابلوی نمایش مانور ناوها
flying wedge
نوعی مانور تهاجمی قدیمی
ground game
روش استفاده از مانور دویدن
manoeuvre
مشق کردن مانور دادن
maneuvred
مشق کردن مانور دادن
maneuvres
مشق کردن مانور دادن
maneuvring
مشق کردن مانور دادن
manoeuvres
مشق کردن مانور دادن
manoeuvred
مشق کردن مانور دادن
drifted
مانور اتومبیل در سر پیچ بالغزیدن به یک طرف
drifting
مانور اتومبیل در سر پیچ بالغزیدن به یک طرف
drifts
مانور اتومبیل در سر پیچ بالغزیدن به یک طرف
feints
نوعی درو در خرک مانور انفعالی
garryowen
مانور مهاجمی بافرستادن توپ هوایی
feinting
نوعی درو در خرک مانور انفعالی
feinted
نوعی درو در خرک مانور انفعالی
feint
نوعی درو در خرک مانور انفعالی
wingover
مانور بانیم چرخش یا نیم دایره
drift
مانور اتومبیل در سر پیچ بالغزیدن به یک طرف
clamp anf rake
مانور برای کنترل گوی درمواجه
deropement
مانور حمله با گریز ازشمشیر حریف
submarine
مانور مدافع بصورت گریز اززیر سد مهاجم
submarines
مانور مدافع بصورت گریز اززیر سد مهاجم
progressive
مانور با گذاشتن پای ازاد جلوپای اسکیت
audible
تعویض مانور حمله یا دفاعی در مقابل حریف
sled
وسیله فلزی و پارچهای برای تمرین مانور سد کردن
sleds
وسیله فلزی و پارچهای برای تمرین مانور سد کردن
slingshots
مانور اتومبیل عقبتر برای عبور از اتومبیل جلو با استفاده از کاهش فشار هوا
slingshot
مانور اتومبیل عقبتر برای عبور از اتومبیل جلو با استفاده از کاهش فشار هوا
ship handling
مهارت در کار کردن با ناو مانور دادن ناو
naked reverse
حمله با مانور سدکنندگان به یک سمت و توپدار به سمت دیگر
island pullout
مانور چرخاندن تخته موج برای ردکردن موج
stacked
قرار دادن یک بازیگر یا بیشترپشت بازیگر دیگر برای پنهان کردن طرح مانور از حریف
stacks
قرار دادن یک بازیگر یا بیشترپشت بازیگر دیگر برای پنهان کردن طرح مانور از حریف
stack
قرار دادن یک بازیگر یا بیشترپشت بازیگر دیگر برای پنهان کردن طرح مانور از حریف
exercise program
برنامه عملیات مانور برنامه تمرین
qualification
قابلیت
solvability
قابلیت حل
contemptibility
قابلیت
solubility
قابلیت حل
habilitation
قابلیت
fitness
قابلیت
eligibility
قابلیت
susceptibility
قابلیت
ability
قابلیت
abilities
قابلیت
capability
قابلیت
capacity
قابلیت
competence
قابلیت
competence
قابلیت
credential
قابلیت
adaptability
قابلیت
skill
قابلیت
capacities
قابلیت
meltability
قابلیت گداختن
interpretability
قابلیت توجیه
portability
قابلیت انتقال
portability
قابلیت ترابری
potability
قابلیت شرب
potability
قابلیت حمل
motor ability
قابلیت حرکت
moveability
قابلیت حرکت
pliability
قابلیت خمیدگی
practicableness
قابلیت عبور
permeability
قابلیت تراوایی
perceptibility
قابلیت درک
penetrability
قابلیت نفوذ
portability
قابلیت حمل
opposability
قابلیت تقابل
navigability
قابلیت کشتیرانی
hardenability
قابلیت سختی
ignitability
قابلیت اشتعال
ignitability
قابلیت احتراق
application
[applicability]
قابلیت اجرا
ignitibility
قابلیت احتراق
imitability
قابلیت تقلید
imputability
قابلیت اسناد
inaptly
با عدم قابلیت
habitableness
قابلیت سکونت
availability
قابلیت اجرا
usefulness
قابلیت استفاده
application
[applicability]
قابلیت استفاده
applicability
قابلیت استفاده
serviceability
قابلیت تعمیر
usefulness
قابلیت اجرا
ground visibility
قابلیت دیدزمینی
usability
قابلیت اجرا
inflammability
قابلیت اشتعال
inheritability
قابلیت توارث
failure safety
قابلیت اعتماد
machinability
قابلیت تراش
magnetic susceptibility
قابلیت مغناطیسی
malleability
قابلیت انعطاف
manageability
قابلیت اداره
habitability
قابلیت سکنی
reliability
قابلیت اعتماد
intelligibility
قابلیت فهم
interchangeability
قابلیت تبادل
interchangeability
قابلیت تعویض
applicability
قابلیت اجرا
interpretability
قابلیت تفسیر
reliability
قابلیت اطمینان
failure safety
قابلیت اطمینان
fusibility
قابلیت گداز
trustworthiness
قابلیت اعتماد
trustiness
قابلیت اعتماد
transportability
قابلیت حمل
transmissibility
قابلیت انتقال
transmissibility
قابلیت فرستادن
trannlatability
قابلیت انقال
trannlatability
قابلیت ترجمه
trafficability
قابلیت عبور
tolerability
قابلیت پذیرش
tenability
قابلیت نگهداری
tenability
قابلیت تصرف
tempering quality
قابلیت بهبود
tensility
قابلیت کشش
tensibility
قابلیت کشش
tactility
قابلیت لمس
veniality
قابلیت اغماض
wettability
قابلیت خیسی
weldability
قابلیت جوشکاری
volatileness
قابلیت تبخیر
vibratility
: قابلیت ارتعاش
versatility
قابلیت تغییر
swivelling feature
قابلیت نوسان
provability
قابلیت اثبات
vendibility
قابلیت فروش
salability
قابلیت فروش
retractility
قابلیت انقباض
resectability
قابلیت برش
reproducibility
قابلیت تکثیر
repeatability
قابلیت تکرار
renewability
قابلیت تجدید
reliableness
قابلیت اعتماد
reflectance
قابلیت انعکاس
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com