English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (10 milliseconds)
English Persian
adorability قابلیت پرستش ستودنی
Search result with all words
adorableness قابلیت پرستش ستودنی .
Other Matches
interoperability قابلیت همکاری با قسمتها یایکانهای دیگر قابلیت تعمیم کار یک یکان
range resolution قابلیت رادار برای تعیین مسافت اشیای مختلف قابلیت تفکیک بردی
elasticity خاصیت فنری قابلیت ارتجاع و خم شدن قابلیت انعطاف
airmobility قابلیت حمل به وسیله هوارو قابلیت تحرک هوایی
swimming capability قابلیت شناوری یا غوطه وری در اب قابلیت عبور از اب
electromagnetic compatability قابلیت انطباق الکترومغناطیسی قابلیت کارهماهنگ الکتریکی
flotation قابلیت شناوری یک خودرو قابلیت غوطه وری در اب
serviceability قابلیت استفاده مجدد قابلیت به کار بردن
accession قابلیت دسترسی قابلیت اجرا و انجام
commensurability قابلیت قیاس قابلیت اندازه گیری
prodigious <adj.> ستودنی
marvelous [American] <adj.> ستودنی
marvellous [British] <adj.> ستودنی
startling <adj.> ستودنی
gobsmacking [British] [colloquial] [amazing] <adj.> ستودنی
astounding <adj.> ستودنی
astonishing <adj.> ستودنی
amazing <adj.> ستودنی
commendable ستودنی
laudable ستودنی
praiseworthily ستودنی
approvable ستودنی
admirable <adj.> ستودنی
stupendous <adj.> ستودنی
wonderful <adj.> ستودنی
wondrous <adj.> ستودنی
praiseworthy قابل ستایش ستودنی
ductility قابلیت کشش قابلیت تورق
reflectance قابلیت بازتاب قابلیت انعکاس
strain hardenability قابلیت سخت گردانی کششی قابلیت سخت گردانی تغییربعدی قابلیت سخت گردانی سرد
adores پرستش
adored پرستش
cult پرستش
cults پرستش
adulation پرستش
adoration پرستش
divine service پرستش
adoring پرستش
adore پرستش
worshiping پرستش
worshipping پرستش
worships پرستش
idolization پرستش
worshiped پرستش
worship پرستش
hierolatry پرستش اولیاء
meeting house پرستش گاه
martyrolatry پرستش شهدا
zoolatry پرستش حیوانات
self worship پرستش خویشتن
worshipful قابل پرستش
sorb عبادت پرستش
ritual ایین پرستش
phallicism پرستش کیر
praise تحسین پرستش
adorable قابل پرستش
devotion دعا پرستش
praising تحسین پرستش
praises تحسین پرستش
praised تحسین پرستش
latri پرستش خدای برحق
bibliolatry پرستش کتاب مقدس
worship عبادت پرستش کردن
bethel محل پرستش خدا
elemental worship پرستش قوای طبیعی
object of worship موضوع پرستش یاستایش
worships عبادت پرستش کردن
hours of worship ساعات پرستش یا نماز
polytheism پرستش خدایان متعدد
phallism پرستش الت مردی
the worship of god پرستش یا عبادت خدا
worshiped عبادت پرستش کردن
worshiping عبادت پرستش کردن
worshipping عبادت پرستش کردن
mariolatry پرستش مریم مادر عیسی
monolatry پرستش یک خدا از میان چندخدا
idolises بحد پرستش دوست داشتن
idolize بحد پرستش دوست داشتن
hagiolatry پرستش مقدسین وروحانیون ملاپرستی
idolizing بحد پرستش دوست داشتن
idolizes بحد پرستش دوست داشتن
idolized بحد پرستش دوست داشتن
idolising بحد پرستش دوست داشتن
philanthropically ازروی نوع پرستش یا بشردوستی
idolised بحد پرستش دوست داشتن
theriaanthropism پرستش موجوداتی که نیمی انسان ونیمی جانورباشند
bacchic وابسته به باکوس خدای میگساری و پرستش او مستانه و پرهیاهو
prostyle ایوان پرستش گاههای یونانی که چهار ستون بیشتر نداشت
skill قابلیت
solubility قابلیت حل
habilitation قابلیت
contemptibility قابلیت
solvability قابلیت حل
competence قابلیت
capacities قابلیت
qualification قابلیت
credential قابلیت
abilities قابلیت
capability قابلیت
adaptability قابلیت
ability قابلیت
competence قابلیت
susceptibility قابلیت
eligibility قابلیت
capacity قابلیت
fitness قابلیت
predicability قابلیت اسناد
failure safety قابلیت اطمینان
portability قابلیت حمل
portability قابلیت ترابری
reliability قابلیت اطمینان
pliability قابلیت خمیدگی
manageability قابلیت اداره
portability قابلیت انتقال
readability قابلیت خواندن
reflectance قابلیت انعکاس
reliableness قابلیت اعتماد
repeatability قابلیت تکرار
reproducibility قابلیت تکثیر
resectability قابلیت برش
quench aging property قابلیت بهسازی
punishability قابلیت مجازات
potability قابلیت شرب
potability قابلیت حمل
practicableness قابلیت عبور
reliability قابلیت اعتماد
pregnability قابلیت تسخیر
presentability قابلیت ارائه
preventability قابلیت جلوگیری
failure safety قابلیت اعتماد
retractility قابلیت انقباض
permeability قابلیت تراوایی
interchangeability قابلیت تعویض
interchangeability قابلیت تبادل
intelligibility قابلیت فهم
inheritability قابلیت توارث
inflammability قابلیت اشتعال
inaptly با عدم قابلیت
imputability قابلیت اسناد
imitability قابلیت تقلید
ignitability قابلیت احتراق
ignitability قابلیت اشتعال
usefulness قابلیت اجرا
penetrability قابلیت نفوذ
applicability قابلیت استفاده
application [applicability] قابلیت استفاده
hardenability قابلیت سختی
usability قابلیت اجرا
interpretability قابلیت تفسیر
perceptibility قابلیت درک
opposability قابلیت تقابل
ignitibility قابلیت احتراق
navigability قابلیت کشتیرانی
moveability قابلیت حرکت
motor ability قابلیت حرکت
meltability قابلیت گداختن
applicability قابلیت اجرا
application [applicability] قابلیت اجرا
maneuverability قابلیت مانور
malleability قابلیت انعطاف
magnetic susceptibility قابلیت مغناطیسی
machinability قابلیت تراش
availability قابلیت اجرا
interpretability قابلیت توجیه
renewability قابلیت تجدید
provability قابلیت اثبات
wettability قابلیت خیسی
weldability قابلیت جوشکاری
volatileness قابلیت تبخیر
vibratility : قابلیت ارتعاش
versatility قابلیت تغییر
veniality قابلیت اغماض
usability قابلیت استفاده
trustworthiness قابلیت اعتماد
trustiness قابلیت اعتماد
transportability قابلیت حمل
stickability قابلیت مقاومت
usefulness قابلیت استفاده
solubility قابلیت انحلال
severability قابلیت تقسیم
severability قابلیت سواشدن
serviceability قابلیت تعمیر
serviceability قابلیت استفاده
serializability قابلیت تسلسل
vendibility قابلیت فروش
stickability قابلیت محافظت
transmissibility قابلیت انتقال
transmissibility قابلیت فرستادن
trannlatability قابلیت انقال
trannlatability قابلیت ترجمه
trafficability قابلیت عبور
tolerability قابلیت پذیرش
tenability قابلیت نگهداری
tenability قابلیت تصرف
tempering quality قابلیت بهبود
tensility قابلیت کشش
tensibility قابلیت کشش
tactility قابلیت لمس
swivelling feature قابلیت نوسان
survivability قابلیت باززیستی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com