Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (13 milliseconds)
English
Persian
condensible
قابل انقباض
contractile
قابل انقباض
Search result with all words
contractible
قابل انقباض جمع شدنی
Other Matches
contracture
انقباض
shrinkage limit
حد انقباض
contractions
انقباض
plucked
انقباض
plucking
انقباض
plucks
انقباض
pluck
انقباض
crispation
انقباض
shrinkage
انقباض
ankle clonus
انقباض مچ پا
twitch
تک انقباض
twitched
تک انقباض
deflation
انقباض
twitches
تک انقباض
twitching
تک انقباض
contraction
انقباض
traction
انقباض
constrictions
انقباض
constriction
انقباض
incodensable
انقباض ناپذیر
slow twitch
کند انقباض
isometeric contraction
انقباض هم اندازه
incoercible
انقباض ناپذیر
myonicity
انقباض ماهیچه
treppe
انقباض فزاینده
incondensability
انقباض ناپذیری
phasic contraction
انقباض هم تنش
jerk
انقباض ماهیچه
shrink hole
سوراخ انقباض
jerked
انقباض ماهیچه
isometeric contraction
انقباض هم طول
bank contraction
انقباض بانکی
jerking
انقباض ماهیچه
dynamic contraction
انقباض هم تنش
jerks
انقباض ماهیچه
monetary deflation
انقباض پولی
retractions
انقباض استرداد
eccentric contraction
انقباض برونگرا
eccentric contraction
انقباض بازشونده
torsion
انقباض پیچی
condensation
غلظت انقباض
isotonic contraction
انقباض هم تنش
after shrinkage
انقباض مجدد
vasoconstriction
انقباض عروق
drying shrinkage
انقباض بتن
retraction
انقباض استرداد
antispasmodic
ضد انقباض و تشنج
systole
انقباض قلبی
systole
انقباض قلب
image cintraction
انقباض تصویر
length contraction
انقباض طول
lanthanide contraction
انقباض لانتانیدی
dynomic contraction
انقباض پویا
contractible
انقباض پذیر
saltatory spasm
انقباض پرشی
twitch
انقباض ناگهانی
contractive
متمایل به انقباض
contractility
انقباض پذیری
credit tightness
انقباض اعتباری
twitched
انقباض ناگهانی
contractivity
انقباض پذیری
contractlie force
قوه انقباض
retractility
قابلیت انقباض
concentric contraction
انقباض درونگرا
twitches
انقباض ناگهانی
contraction hypothesis
فرضیه انقباض
twitching
انقباض ناگهانی
contraction joint
درز انقباض
coefficient of contraction
ضریب انقباض
inotropic
موجب انقباض ماهیچه
kymograph
انقباض عضلات و غیره
incondensability
عدم قابلیت انقباض
shrink
انقباض چوروک شدگی
shrinking
انقباض چوروک شدگی
shrinks
انقباض چوروک شدگی
concentric contraction
انقباض جمع شونده
vasoconstrictor center
مرکز انقباض عروق
tonus
خاصیت انقباض عضله
condenser height adjustment
تنظیم انقباض ارتفاع
credit squeeze
سیاست انقباض اعتبار
crick
انقباض عضله پیداکردن
hyperdeflation
انقباض پولی شدید
deflation
انقباض پولی رکود
blepherospasm
انقباض غیر ارادی پلک
tic
انقباض غیر عادی عضلات
tetanize
بحالت انقباض دائم دراوردن
fibrillation
انقباض بی نظم رشتههای عضلانی
myoscope
الت دیدن انقباض ماهیچه
tics
انقباض غیر عادی عضلات
myotic
که مایه انقباض مردمک چشم گرد د
cramps
گرفتگی عضلات انقباض ماهیچه در اثر کارزیاد
stenosis
تنگ شدن یا انقباض بعضی از مجراهای بدن
plasmolysis
چروک و انقباض سفیده یاخته وخروج از جداریاخته
diastasis
استراحت قلب در فاصله بین انقباض و انبساط
cramp
گرفتگی عضلات انقباض ماهیچه در اثر کارزیاد
adsorption
انقباض گازها و مایعات روی سطوح سخت و جامد
condensability
قابلیت انقباض یاتکثیف-امادگی برای منقبض شدن
fixed bridge
پلی که بجز انبساط و انقباض هیچگونه حرکتی ندارد
cringed
چاپلوسانه فروتنی کردن انقباض غیر ارادی ماهیچه
cringe
چاپلوسانه فروتنی کردن انقباض غیر ارادی ماهیچه
cringes
چاپلوسانه فروتنی کردن انقباض غیر ارادی ماهیچه
cringing
چاپلوسانه فروتنی کردن انقباض غیر ارادی ماهیچه
bronchial asthma
تنگی نفس که بعلت انقباض عضلات جدارقصبه الریه ایجاد میشود
friendly front end
طرح نمایش یک برنامه که قابل استفاده و قابل فهم است
recoverable item
وسیله قابل تعمیر و به کار انداختن وسایل قابل بازیابی
achalasia
عدم انبساط عضلات مجاری بدن و باقی ماندن انها در حال انقباض دائم
archival quality
مدت زمانی که یک کپی قابل ذخیره سازی است قبل از آنکه غیر قابل استفاده شود
escrow
سندرسمی که بدست شخص ثالثی سپرده شده وپس از انجام شرطی قابل اجرایا قابل اجرا یاقابل ابطال باشد
contractibility
قابلیت انقباض- امادگی برای جمع شدن یاکوچک شدن
presumable
قابل استنباط قابل استفاده
changeable
قابل تعویض قابل تبدیل
thankworthy
قابل تشکر قابل شکر
combustible
قابل سوزش قابل تراکم
sensible
قابل درک قابل رویت
bilable
قابل رهایی قابل ضمانت
tenable
قابل مدافعه قابل تصرف
elastic
قابل کش امدن قابل انعطاف
flexile
قابل تغییر قابل تطبیق
exigible
قابل تقاضا قابل ادعا
exigible
قابل مطالبه قابل پرداخت
transferable
قابل واگذاری قابل انتقال
achievable
قابل وصول قابل تفریق
presentable
قابل نمایش قابل تقدیم
observable
قابل مشاهده قابل گفتن
adducible
قابل اضهار قابل ارائه
presentable
قابل معرفی قابل ارائه
precipitation of moisture
انقباض و فرود امدن بخار تراکم بخار
capacity
حجمی که قابل تولید است یا حجم کاری که قابل انجام است
capacities
حجمی که قابل تولید است یا حجم کاری که قابل انجام است
visual display unit
ترمینال با یک صفحه نمایش و صفحه کلید که روی متن و گرافیک قابل نمایش و اطلاعات قابل وارد شدن هستند
visual display terminal
ترمینال با یک صفحه نمایش و صفحه کلید که روی متن و گرافیک قابل نمایش و اطلاعات قابل وارد شدن هستند
shrinkage
انقباض بتن افت بتن
floatable
قابل کلک رانی قابل کرجی رانی
inconvertible
غیر قابل تغییر غیر قابل تسعیر
indiscoverable
غیر قابل درک غیر قابل تشخیص
indemonstrable
غیر قابل اثبات غیر قابل شرح
irrefrangible
غیر قابل شکستن غیر قابل غضب
adobe type manager
استاندارد برای نوشتارهایی که اندازه شان قابل تغییر است که توسط System Apple و Windows Microsoft برای تقریبا تمام اندازه ها و قابل چاپ روی تمام چاپگرها ایجاد شده است
inexplicably
بطور غیر قابل توضیح چنانکه نتوان توضیح داد بطور غیر قابل تغییر
vendible
قابل فروش جنس قابل فروش
vendable
قابل فروش جنس قابل فروش
cleavable
قابل شکافته شدن قابل ورقه ورقه شدن
air transportable sonar
سونار مخصوص هواپیما سونار قابل حمل با هواپیما سونار قابل حمل هوایی
soluble
قابل حل
qualified
قابل
incapable
نا قابل
sensible
قابل حس
thorough paced
قابل
abler
قابل
able
قابل
acceptor
قابل
good
قابل
dissoluble
قابل حل
apt
قابل
solvable
قابل حل
ablest
قابل
capable
قابل
mibeable
قابل استخراج
noticeable
قابل توجه
judicable
قابل قضاوت
inventible
قابل جعل
mistakable
قابل اشتباه
inventible
قابل اختراع
minable
قابل استخراج
inquirable
قابل تحقیق
justifiable
قابل توجیه
negotiated
قابل انتقال
irrecusable
غیر قابل رد
negotiates
قابل انتقال
negotiating
قابل انتقال
eligible
قابل انتخاب
moveable
قابل تغییر
irrigable
قابل ابیاری
drinkable
قابل اشامیدن
moot
قابل بحث
medicable
قابل معالجه
selective
قابل انتخاب
selectively
قابل انتخاب
mobilizable
قابل تجهیز
negotiate
قابل انتقال
justiciable
قابل دادرسی
maintainable
قابل نگاهداری
livable
قابل زیستن
livable
قابل معاشرت
pivoting
قابل چرخش
macroscopic
قابل رویت
machinable
قابل تراش
livable
قابل زندگی
liveable
قابل زیستن
liveable
قابل معاشرت
inspirable
قابل تنفس
digestible
قابل هضم
imaginable
قابل درک
liveable
قابل زندگی
enforceable
قابل اجراء
trustworthy
قابل اعتماد
limsy
قابل انحناء
limpsy
قابل انحناء
regrettable
قابل تاسف
investigable
قابل رسیدگی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com