English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (14 milliseconds)
English Persian
machinable قابل براده برداری
Other Matches
machining براده برداری
metal cutting work براده برداری
removal of chips براده برداری
metal cutting براده برداری
machining time زمان براده برداری
metal cutting element عنصر براده برداری
machinability قابلیت براده برداری
metal removing capacity قدرت براده برداری
machining method روش براده برداری
machining requirments شرایط براده برداری
metal cutting machine دستگاه براده برداری
machining practice تکنیک و روش براده برداری
metal cutting machine tool ماشین ابزار براده برداری
non cutting shaping فرم دهی بدون براده برداری
replicable <adj.> قابل کپی برداری
xerographic عکس برداری وکپی برداری ازترسیمات بوسیله اثرنور برروی کاغذ وغیره
xerography عکس برداری وکپی برداری ازترسیمات بوسیله اثرنور برروی کاغذ وغیره
stenciled الگوی گرده برداری قالب نقشه برداری
stencilled الگوی گرده برداری قالب نقشه برداری
stenciling الگوی گرده برداری قالب نقشه برداری
stencils الگوی گرده برداری قالب نقشه برداری
stencilling الگوی گرده برداری قالب نقشه برداری
stencil الگوی گرده برداری قالب نقشه برداری
hectograph ماشین کپیه برداری یارونوشت برداری
swarf براده
filings براده
filing براده
abrasive grit براده
machined براده برداشتن
cuttings براده فلزات
machines براده برداشتن
drillings براده فلزات
shot blasting براده اهن
iron filings براده اهن
discharge of chips تخلیه براده ها
fragmental chip براده فلز
discontinuous chip براده گسسته
scobs براده اهن
flow chip براده پیوسته
curly chip براده پیچیده
removal of chips برداشت براده
borings براده فلز
metal removal برداشت براده
machine براده برداشتن
geodesy نقشه برداری عملیات نقشه برداری در شبکه جهانی
steel wool براده فولاد برای صیقل دادن یاپاک کردن فروف
common control کنترل عمومی نقشه برداری شبکه عمومی نقشه برداری شبکه جهانی نقشه برداری
geodetic datum سطح مبنای نقشه برداری افق مبنای نقشه برداری زمینی جهانی
bench mark شاخص علامت نقطه کنترل نقشه برداری شاخص نقشه برداری
trig list لیست نقاط نقشه برداری شده فهرست مختصات نقاط نقشه برداری شده
friendly front end طرح نمایش یک برنامه که قابل استفاده و قابل فهم است
recoverable item وسیله قابل تعمیر و به کار انداختن وسایل قابل بازیابی
survey station ایستگاه نقشه برداری ایستگاه کنترل نقشه برداری
archival quality مدت زمانی که یک کپی قابل ذخیره سازی است قبل از آنکه غیر قابل استفاده شود
escrow سندرسمی که بدست شخص ثالثی سپرده شده وپس از انجام شرطی قابل اجرایا قابل اجرا یاقابل ابطال باشد
field control نقاط کنترل نقشه برداری نقاط کنترل زمینی نقشه برداری
elastic قابل کش امدن قابل انعطاف
sensible قابل درک قابل رویت
presentable قابل معرفی قابل ارائه
presentable قابل نمایش قابل تقدیم
changeable قابل تعویض قابل تبدیل
thankworthy قابل تشکر قابل شکر
flexile قابل تغییر قابل تطبیق
tenable قابل مدافعه قابل تصرف
achievable قابل وصول قابل تفریق
bilable قابل رهایی قابل ضمانت
adducible قابل اضهار قابل ارائه
observable قابل مشاهده قابل گفتن
exigible قابل مطالبه قابل پرداخت
transferable قابل واگذاری قابل انتقال
presumable قابل استنباط قابل استفاده
exigible قابل تقاضا قابل ادعا
combustible قابل سوزش قابل تراکم
vectors برداری
vector برداری
decerebration مخ برداری
embodiment در برداری
capacity حجمی که قابل تولید است یا حجم کاری که قابل انجام است
capacities حجمی که قابل تولید است یا حجم کاری که قابل انجام است
insurability بیمه برداری
decerebellation مخچه برداری
deafferentation اوران برداری
footstep گام برداری
footsteps گام برداری
vectorical angle زاویه برداری
vectored interrupt وقفه برداری
listing سیاهه برداری
listings سیاهه برداری
surveyor's level ترازنقشه برداری
sampling نمونه برداری
biopsy بافت برداری
topography نقشه برداری
gains بهره برداری
gained بهره برداری
gain بهره برداری
marching قدم برداری
copies کپی برداری
marches قدم برداری
marched قدم برداری
march قدم برداری
survey نقشه برداری
surveyed نقشه برداری
enervation عصب برداری
surveys نقشه برداری
i know him by his step از گام برداری
duplicating نسخه برداری
vector power توان برداری
topectomy تکه برداری
gyrectomy شکنج برداری
vector pair زوج برداری
vector field میدان برداری
vector display نمایش برداری
photogeny عکس برداری
decoding رمز برداری
vector diagram نمودار برداری
vector analysis تحلیل برداری
swindle کلاه برداری
swindled کلاه برداری
gaud کلاه برداری
ovariectomy تخمدان برداری
operation بهره برداری
swindles کلاه برداری
vector processor پردازنده برداری
duplicates نسخه برداری
duplicated نسخه برداری
duplicate نسخه برداری
cannibalization قطعه برداری
fraudulence کلاه برداری
vector quantity کمیت برداری
vector quantities اندازههای برداری
hemispherectomy نیمکره برداری
tread گام برداری
treading گام برداری
treads گام برداری
duplication نسخه برداری
vector product حاصلضرب برداری
exploitation بهره برداری
copy کپی برداری
copying کپی برداری
copying نسخه برداری
land surveying نقشه برداری
surveying نقشه برداری
resultant جمع برداری
ingathering خرمن برداری
mapping نقشه برداری
exploitation [utilization] بهره برداری
samplery نمونه برداری
copy نسخه برداری
extirpation اندام برداری
copied نسخه برداری
copied کپی برداری
copies نسخه برداری
usage بهره برداری
lobectomy قطعه برداری
weight lifting وزنه برداری
subordination فرمان برداری
rip-off کلاه برداری
rip-offs کلاه برداری
denervation عصب برداری
utilisation [British] بهره برداری
utilizations بهره برداری ها
utilization بهره برداری
fraud کلاه برداری
arrow diagram نمودار برداری
stripping قالب برداری
usages بهره برداری ها
frauds کلاه برداری
utilisations بهره برداری ها
using بهره برداری
vector analysis [vector calculus] حساب برداری [ریاضی]
base cover عکس برداری اولیه
safing چاشنی برداری کردن
vector graphics نگاره سازی برداری
vector potential of a solenoidal vector پتانسیل برداری بردارسولنئیدی
cannibalize محل قطعه برداری
vector calculus حساب برداری [ریاضی]
gross f. کلاه برداری بزرگ
operating budget بودجه بهره برداری
cannibalising محل قطعه برداری
cannibalises محل قطعه برداری
cannibalised محل قطعه برداری
leveling staff ژالون نقشه برداری
aerial survey نقشه برداری هوایی
operating cost هزینه بهره برداری
auger مته نمونه برداری
sampled نمونه برداری کردن
sample نمونه برداری کردن
autopolling خود نمونه برداری
incline bench تخته وزنه برداری
cannibalized محل قطعه برداری
cadastral survey نقشه برداری زمینی
bottle silt sampler نمونه برداری با بطری
weight program تمرین وزنه برداری
surveying نقشه برداری ممیزی
with intent to defraud بقصد کلاه برداری
surveying مساحی نقشه برداری
excavation گود برداری حفره
i know you by your walk من شما را از گام برداری
maximum value مقدار بهره برداری
transcription سواد برداری رونوشت
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com