English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (17 milliseconds)
English Persian
scscalable قابل درجه بندی
Other Matches
evaluation rating درجه بندی اطلاعات یا طبقه بندی ان از نظر اعتبار وصحت و دقت
rating طبقه بندی کردن درجه بندی
carpet classification طبقه بندی [درجه بندی] فرش
ratings طبقه بندی کردن درجه بندی
downgrades کم کردن طبقه بندی اسناد ومدارک پایین اوردن درجه طبقه بندی
downgrading کم کردن طبقه بندی اسناد ومدارک پایین اوردن درجه طبقه بندی
regrade تجدید طبقه بندی اطلاعات درجه بندی مجدد اطلاعات ازنظر اهمیت
downgrade کم کردن طبقه بندی اسناد ومدارک پایین اوردن درجه طبقه بندی
downgraded کم کردن طبقه بندی اسناد ومدارک پایین اوردن درجه طبقه بندی
ratings درجه بندی
calibrate درجه بندی
calibrated درجه بندی
scaling درجه بندی
rating درجه بندی
calibration درجه بندی
grades درجه بندی
grade درجه بندی
calibrates درجه بندی
calibrating درجه بندی
graduation درجه بندی
scale درجه بندی
grading درجه بندی
gradations درجه بندی
gradation درجه بندی
graduate درجه بندی کردن
grades درجه بندی رتبه
grade درجه بندی کردن
grades درجه بندی کردن
credit rating درجه بندی اعتبار
rate درجه بندی کردن
graduates درجه بندی کردن
grade درجه بندی رتبه
rates درجه بندی کردن
ratee درجه بندی شونده
graduating درجه بندی کردن
intergradation درجه بندی داخلی
merit rating درجه بندی شایستگی
linear scale درجه بندی خطی
rater درجه بندی کننده
rating scale مقیاس درجه بندی
graduation line خط درجه بندی شده
rating schedule مقیاس درجه بندی
logarithmic scale درجه بندی لگاریتمی
echelonment درجه بندی کردن
calibration error خطای درجه بندی
calibration constant ثابت درجه بندی
peer rating درجه بندی همسالان
performance rating درجه بندی عملکرد
calibration curve منحنی درجه بندی
maximum scale value مقدار درجه بندی حداکثر
tricked درجه بندی عدسی دوربین
grade نوع درجه بندی کردن
graphic rating scale مقیاس درجه بندی نگارهای
tricking درجه بندی عدسی دوربین
suppliers rating درجه بندی نمودن فروشنده ها
grades نوع درجه بندی کردن
trick درجه بندی عدسی دوربین
forced distribution rating درجه بندی با توزیع معین
dan gup jeado سیستم درجه بندی تکواندو
unscourced wool پشم درجه بندی نشده
dial collar طوقه یا حلقه درجه بندی شده
ranks درجه دادن دسته بندی کردن
graduate collar حلقه یا طوقه درجه بندی شده
ranked درجه دادن دسته بندی کردن
degree of difficulty درجه بندی حرکات مشکل شیرجه
direct reading dial درجه بندی برای قرائت مستقیم
grand division مقیاس درجه بندی بزرگ طبلک
rank درجه دادن دسته بندی کردن
grade درجه بندی کردن رتبه بندی کردن
grades درجه بندی کردن رتبه بندی کردن
color value درجه بندی رنگ ها بر حسب تیره و روشن بودن
dialed تنظیم کردن درجه بندی مدور صفحه نمره گیر تلفن
dial تنظیم کردن درجه بندی مدور صفحه نمره گیر تلفن
dialled تنظیم کردن درجه بندی مدور صفحه نمره گیر تلفن
dials تنظیم کردن درجه بندی مدور صفحه نمره گیر تلفن
grader ماشینی که برای درجه بندی کردن مواد و محصول بکارمیرودو بانها شیب منظم میدهد
classifiable قابل طبقه بندی
vernier درجه یا تقسیم بندی فرعی تقسیم بدرجات جزء
false work تکیه گاههای موقت که برای قابل بندی بتن یا داربستهابکار میرود
gaduate درجه بندی کردن تغلیظ کردن
segregation جدا کردن درجه بندی کردن
gradate درجه بندی کردن مخلوط کردن
prize fighting درمحلهای عمومی برای جایزه که طرفین نزاع و شرط بندی کنندگان قابل تعقیب هستند
compass rose دایره بزرگی روی کره زمین که در جهت گردش عقربه ساعت از صفر تا 063 درجه بندی شده و بعنوان مبداسنجش و تنظیم قطبنماهای هواپیما روی زمین بکارمیرود
beam attack تک هواپیمای رهگیری که بازاویه افقی بیش از 54 درجه و کمتر از 531 درجه انجام میشود
elevation indicator صفحه مدرج درجه طبلک درجه
shoulder patch درجه روی بازوی درجه داران
sighting bar ستون درجه ونک مگسک میله ستون درجه دستگاه نشانه روی اموزشی
third class درجه سوم بلیط درجه 3
superelevation درجه ارتفاع درجه بلندی
third-class درجه سوم بلیط درجه 3
sighting leaf ستون درجه تفنگ یا دستگاه نشانه روی شاخص درجه تفنگ
word warp فرمت بندی مجدد پس از حذف ها و اصلاحات ویژگی که درصورت جانگرفتن یک کلمه درخط اصلی ان را به ابتدای خط بعدی می برد سطر بندی
telescopic دستگاه شکسته بندی تلسکوپیک چوبهای شکسته بندی مربوط به دوربین تلسکوپی یادستگاه نشانه روی
packaging ماده محافظ اشیا که بسته بندی می شوند. مواد جذاب برای بسته بندی کالاها
defense classification طبقه بندی اطلاعات مربوط به پدافند سیستم طبقه بندی مدارک وزارت دفاع
wording جمله بندی کلمه بندی
laggin اب بندی کردن اب بندی ناوها
classification طبقه بندی رده بندی
classifications طبقه بندی رده بندی
lineaments طرح بندی صورت بندی
lineament طرح بندی صورت بندی
brevet درجه افتخاری دادن فرمان درجه افتخاری
gift wrap بسته بندی کردن در کاغذ بسته بندی روبان دارپیچیدن
recoverable item وسیله قابل تعمیر و به کار انداختن وسایل قابل بازیابی
friendly front end طرح نمایش یک برنامه که قابل استفاده و قابل فهم است
archival quality مدت زمانی که یک کپی قابل ذخیره سازی است قبل از آنکه غیر قابل استفاده شود
security classification طبقه بندی منطقه تامینی طبقه بندی حفافتی
line astern صورت بندی ستون هوایی صورت بندی یک ستونه
declassification از طبقه بندی خارج کردن حذف طبقه بندی
black designation علامت مخصوص برای ارتباط طبقه بندی شده حامل پیام طبقه بندی شده
escrow سندرسمی که بدست شخص ثالثی سپرده شده وپس از انجام شرطی قابل اجرایا قابل اجرا یاقابل ابطال باشد
division police petty officer درجه دار دژبان قسمت درجه دار انتظامات قسمت
master at arms درجه دار انتظامات ناو درجه دار ارشد ناو
transparent نرم افزاری که به کاربر امکان دسترسی به محل حافظه در سیستم حافظه در سیستم صفحه بندی شده میدهد به صورتی که گویی صفحه بندی نشده است
transparently نرم افزاری که به کاربر امکان دسترسی به محل حافظه در سیستم حافظه در سیستم صفحه بندی شده میدهد به صورتی که گویی صفحه بندی نشده است
grade دسته بندی کردن طبقه بندی کردن
grades دسته بندی کردن طبقه بندی کردن
groups دسته بندی کردن طبقه بندی کردن
group دسته بندی کردن طبقه بندی کردن
thankworthy قابل تشکر قابل شکر
observable قابل مشاهده قابل گفتن
presentable قابل معرفی قابل ارائه
presentable قابل نمایش قابل تقدیم
combustible قابل سوزش قابل تراکم
exigible قابل تقاضا قابل ادعا
presumable قابل استنباط قابل استفاده
elastic قابل کش امدن قابل انعطاف
exigible قابل مطالبه قابل پرداخت
transferable قابل واگذاری قابل انتقال
adducible قابل اضهار قابل ارائه
bilable قابل رهایی قابل ضمانت
changeable قابل تعویض قابل تبدیل
sensible قابل درک قابل رویت
achievable قابل وصول قابل تفریق
flexile قابل تغییر قابل تطبیق
tenable قابل مدافعه قابل تصرف
insulation testing apparatus دستگاه ازمایش عایق بندی دستگاه اندزه گیری عایق بندی
capacity حجمی که قابل تولید است یا حجم کاری که قابل انجام است
capacities حجمی که قابل تولید است یا حجم کاری که قابل انجام است
unitized load بار بسته بندی شده یا باردست چین شده بار تقسیم بندی شده
visual display unit ترمینال با یک صفحه نمایش و صفحه کلید که روی متن و گرافیک قابل نمایش و اطلاعات قابل وارد شدن هستند
visual display terminal ترمینال با یک صفحه نمایش و صفحه کلید که روی متن و گرافیک قابل نمایش و اطلاعات قابل وارد شدن هستند
approach formation صورت بندی تقرب به باند صورت بندی تقرب به دشمن
army class manager activity سازمان مدیریت طبقه بندی اماد در نیروی زمینی مدیریت طبقه بندی اماد
classification طبقه بندی کردن طبقه بندی
classifications طبقه بندی کردن طبقه بندی
phasing مرحله بندی مرحله بندی عملیات
marks درجه
lengths درجه
third-rate درجه سه
length درجه
third rate درجه سه
rank درجه
proportion درجه
proportions درجه
run of the mine بی درجه
scalage درجه
ranks درجه
second class درجه 2
degrees درجه
grade درجه
ranked درجه
title درجه
titles درجه
rate درجه
second-rate درجه دو
second rate درجه دو
degree درجه
grades درجه
mark درجه
aquastat درجه
gauge درجه
gauged درجه
gauges درجه
equally <adv.> به یک درجه
nobby درجه یک
echelons درجه
top-notch درجه یک
slap-up درجه یک
rates درجه
number one درجه یک
high-class درجه یک
second class درجه دو
scale درجه
first class درجه یک
copesetic درجه یک
gauge glass درجه اب
gage=gauge درجه
gage درجه
top درجه یک
top hole درجه یک
tophole درجه یک
topnotch درجه یک
classy درجه یک
low grade کم درجه
copacetic درجه یک
gauge=gage درجه
echelon درجه
clinical thermometer درجه
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com