Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 212 (17 milliseconds)
English
Persian
shapeable
قابل شکل گیری
Search result with all words
measurable
قابل اندازه گیری
commensurable
قابل اندازه گیری
dial up service
سرویس اطلاعات onlineکه باشماره گیری کامپیوترمرکزی قابل دستیابی است
dialup
سرویس اطلاعات onlineکه باشماره گیری کامپیوترمرکزی قابل دستیابی است
emulsifiable
قابل عصاره گیری
excisable
قابل مالیات گیری
irrestrainable
غیر قابل جلو گیری
mensurable
قابل پیمایش واندازه گیری پیمودنی
self fruitful
قابل گشن گیری
shapable
شکل پذیر قابل شکل گیری
stereometric
بسهولت قابل اندازه گیری
Other Matches
He's a wet blanket.
او
[مرد]
آدم روح گیری
[نا امید کننده ای یا ذوق گیری]
است.
his severity relaxed
از سخت گیری خود کاست سخت گیری وی کمتر شد
friendly front end
طرح نمایش یک برنامه که قابل استفاده و قابل فهم است
recoverable item
وسیله قابل تعمیر و به کار انداختن وسایل قابل بازیابی
digamy
دو زن گیری دو شوهر گیری
archival quality
مدت زمانی که یک کپی قابل ذخیره سازی است قبل از آنکه غیر قابل استفاده شود
escrow
سندرسمی که بدست شخص ثالثی سپرده شده وپس از انجام شرطی قابل اجرایا قابل اجرا یاقابل ابطال باشد
with the utmost rigour
با کمال سخت گیری با سخت گیری هر چه بیشتر
stream gaging
اندازه گیری ابراهه ها اندازه گیری رودخانه
measuring converter
مبدل اندازه گیری ترانسفورماتور اندازه گیری
exigible
قابل مطالبه قابل پرداخت
flexile
قابل تغییر قابل تطبیق
presumable
قابل استنباط قابل استفاده
exigible
قابل تقاضا قابل ادعا
observable
قابل مشاهده قابل گفتن
combustible
قابل سوزش قابل تراکم
adducible
قابل اضهار قابل ارائه
achievable
قابل وصول قابل تفریق
thankworthy
قابل تشکر قابل شکر
transferable
قابل واگذاری قابل انتقال
presentable
قابل معرفی قابل ارائه
presentable
قابل نمایش قابل تقدیم
tenable
قابل مدافعه قابل تصرف
sensible
قابل درک قابل رویت
elastic
قابل کش امدن قابل انعطاف
changeable
قابل تعویض قابل تبدیل
bilable
قابل رهایی قابل ضمانت
capacity
حجمی که قابل تولید است یا حجم کاری که قابل انجام است
capacities
حجمی که قابل تولید است یا حجم کاری که قابل انجام است
compression molding process
فرایند قالب گیری تراکمی طریقه قالب گیری تراکمی
point voting system
سیستم رای گیری عددی سیستم رای گیری امتیازی
visual display unit
ترمینال با یک صفحه نمایش و صفحه کلید که روی متن و گرافیک قابل نمایش و اطلاعات قابل وارد شدن هستند
visual display terminal
ترمینال با یک صفحه نمایش و صفحه کلید که روی متن و گرافیک قابل نمایش و اطلاعات قابل وارد شدن هستند
declinating station
ایستگاه اندازه گیری انحراف مغناطیس دستگاهها ایستگاه اندازه گیری انحراف
torsionmeter
وسیله اندازه گیری دور پروانه ناو وسیله اندازه گیری نیروی چرخش پروانه ناو
floatable
قابل کلک رانی قابل کرجی رانی
inconvertible
غیر قابل تغییر غیر قابل تسعیر
indiscoverable
غیر قابل درک غیر قابل تشخیص
irrefrangible
غیر قابل شکستن غیر قابل غضب
indemonstrable
غیر قابل اثبات غیر قابل شرح
adobe type manager
استاندارد برای نوشتارهایی که اندازه شان قابل تغییر است که توسط System Apple و Windows Microsoft برای تقریبا تمام اندازه ها و قابل چاپ روی تمام چاپگرها ایجاد شده است
moving iron instrument
دستگاه اندازه گیری اهن گردان دستگاه اندازه گیری اهن نرم گردان
inexplicably
بطور غیر قابل توضیح چنانکه نتوان توضیح داد بطور غیر قابل تغییر
skimmed
کف گیری
skim
کف گیری
retractaion
پس گیری
lutation
گل گیری
recapture
پس گیری
dewatering
اب گیری
bias
سو گیری
biases
سو گیری
recapturing
پس گیری
recaptures
پس گیری
recaptured
پس گیری
luting
گل گیری
skims
کف گیری
exorcism
جن گیری
resumption
از سر گیری
exorcisms
جن گیری
recature
پس گیری
monogyny
یک زن گیری
scorification
کف گیری
catch
بل گیری
damage control
اسیب گیری
censoriousness
خرده گیری
decision making
تصمیم گیری
decarburization
کربن گیری
commensurateness
اندازه گیری
collier
ذغال گیری
coring
نمونه گیری
chronicity
دامن گیری
catch trial
کوشش مچ گیری
resignation
کناره گیری
corf
سبدماهی گیری
cased
قالب گیری
resignations
کناره گیری
calk
درز گیری
blank experiment
ازمایش مچ گیری
coring
مغزه گیری
crabber
خرچنگ گیری
criticalness
خرده گیری
decalcification
کلسیم گیری
bailment
امانت گیری
backing up
پشتیبان گیری
coppering
مس گیری لوله
syntheses
نتیجه گیری
invalidism
زمین گیری
intussusception
در خود گیری
introsusception
در خود گیری
insuperability
دشوار گیری
ingurgtation
فرا گیری
lodgment or lodge
منزل گیری
inarm
در بغل گیری
inarm
در اغوش گیری
impressmeat
باز گیری
implantation
لانه گیری
knoit
تغ تغ خرده گیری
laxity
اسان گیری
synthesis
نتیجه گیری
measuring bridge
پل اندازه گیری
restriction
جلو گیری
restrictions
جلو گیری
measurer
اندازه گیری
luting
درز گیری
lodgment
موضع گیری
lodgement
موضع گیری
loading capacity
بار گیری
limit of inflammability
حد اتش گیری
i. and evdevolution
ریشه گیری
i am in a bad f.
بد گیری امدم
dial up
شماره گیری
dephosphorization
فسفر گیری
deoxidation
اکسیژن گیری
demission
کناره گیری
decoppering
مس گیری کردن
decoction
عصاره گیری
declipping
لکه گیری
complementation
متمم گیری
dust removal
گرد گیری
embracery
دراغوش گیری
halieutics
ماهی گیری
garth
سد یا بندماهی گیری
metering
اندازه گیری
gaging
اندازه گیری
follow up
پی گیری کردن
factorization
فاکتور گیری
exaction
سخت گیری
error correction
خطا گیری
emulsification
عصاره گیری
amphimixis
جفت گیری
ensued
پی گیری کردن
ensue
پی گیری کردن
formation
شکل گیری
refuels
سوخت گیری
refuelling
سوخت گیری
refuelled
سوخت گیری
refueling
سوخت گیری
refueled
سوخت گیری
refuel
سوخت گیری
embrasures
دراغوش گیری
embrasure
دراغوش گیری
ensues
پی گیری کردن
recruitment
سرباز گیری
recruitment
توان گیری
measurements
اندازه گیری
measurement
اندازه گیری
modeling
سرمشق گیری
integration
انتگرال گیری
sternly
با سخت گیری
interpolations
درون گیری
interpolation
درون گیری
levying
سرباز گیری
levying
باج گیری
levy
سرباز گیری
takeovers
تحویل گیری
takeover
تحویل گیری
stripping
رنگ گیری
biases
سمت گیری
bias
سمت گیری
differentiation
مشتق گیری
withdrawals
گوشه گیری
withdrawal
گوشه گیری
whisks
گرد گیری
whisking
گرد گیری
whisked
گرد گیری
timing
زمان گیری
extract
عصاره گیری
extracted
عصاره گیری
levy
باج گیری
levies
سرباز گیری
levies
باج گیری
levied
سرباز گیری
levied
باج گیری
cupping
خون گیری
nagging
خرده گیری
inquiry
خبر گیری
inquiries
خبر گیری
extracts
عصاره گیری
extracting
عصاره گیری
whisk
گرد گیری
against time
تایم گیری
attrition
کناره گیری
renunciation
کناره گیری
wrestling
کشتی گیری
extrapolations
قیاس گیری
extrapolation
قیاس گیری
striking
جرقه گیری
strikingly
جرقه گیری
churning
کره گیری
abdication
کناره گیری
dialing
شماره گیری
palsy
زمین گیری
cavil
خرده گیری
caviled
خرده گیری
acceleration lane
خط سرعت گیری
ablactation
از شیر گیری
creels
تورماهی گیری
conclusion
نتیجه گیری
conclusions
نتیجه گیری
creel
تورماهی گیری
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com