English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English Persian
law of diminishing returns قانون کاهندگی بازده
Other Matches
law of increasing return قانون بازده صعودی
law of increasing return قانون بازده فزاینده
law of diminishing return قانون بازده نزولی
forced sale فروش چیزی به حکم قانون و به طریقی که قانون معین کرده است
legalism رستگاری از راه نیکوکاری افراط در مراعات قانون اصول قانون پرستی
code قانون بصورت رمز دراوردن مجموعه قانون تهیه کردن
the law is not retroactive قانون شامل گذشته نمیشود قانون عطف بماسبق نمیکند
declaratory statute قانون تاکیدی قانونی است که محتوی مطلب جدیدی نیست بلکه لازم الاجرابودن یک قانون سابق را تاکیدو تصریح میکند
law of procedure قانون اصول محاکمات قانون شکلی
say's law قانون سی . براساس این قانون
penal statute قانون جزایی قانون مجازات
canon قانون کلی قانون شرع
canons قانون کلی قانون شرع
marginal productivity law قانون بازدهی نهائی قانون بهره وری نهائی ب_راساس این ق__انون با اف_زایش یک عامل تولید با ف_رض ثابت بودن سایر ع__وامل تولیدنهائی نهایتا کاهش خواهدیافت
implied trust امانت فرضی حالتی است که کسی به حکم مندرج در قانون و یاجمع شدن شرایطی که قانون پیش بینی کردن عنوان امین می یابد و یا در موردی مسئول تلقی میشود بدون انکه شخصا" به این امرتمایل داشته باشد
high yield پر بازده
low yield بازده کم
revenue بازده
outputs بازده
output بازده
out put بازده
feedback بازده
efficiency بازده
outturn بازده
yields بازده
yield بازده
returns بازده
returning بازده
returned بازده
return بازده
yielded بازده
fair return بازده عادلانه
rectifier efficiency بازده یکسوکننده
constant return بازده ثابت
redemption yield بازده خرید
real time بازده فوری
earning yield بازده عواید
return of capital بازده سرمایه
turn over محصول بازده
return [on something] نرخ بازده
rate of return نرخ بازده
volumetric efficiency بازده حجمی
decreasing return بازده نزولی
diminishing return بازده نزولی
conversion efficiency بازده تبدیل
diminishing returns بازده نزولی
yield of capital بازده سرمایه
emission efficiency بازده کاتد
quantum yield بازده کوانتایی
efficiency of rectification بازده یکسوکنندگی
commercial efficiency بازده صنعتی
injection efficiency بازده تزریق
average return بازده متوسط
ideal efficiency بازده ایده ال
payout بازده سیستم
payouts بازده سیستم
high yielding farms با بازده زیاد
high yielding farms مزارع پر بازده
current yield بازده جاری
sustained yield بازده مستمر
sustained yield بازده پیوسته
gross yield بازده ناخالص
luminosity بازده روشنایی
lamp bulb efficiency بازده لامپ
combustion efficiency بازده احتراق
generator efficiency بازده مولد
energy gain بازده انرژی
transformer efficiency بازده مبدل
fair return بازده منصفانه
farm yields بازده مزرعه
cardiac output بازده قلبی
farm yields بازده کشاورزی
fission to yield ratio بازده اتمی
high yield با بازده زیاد
average yield بازده متوسط
average efficiency بازده متوسط
yields بازده انفجار
mechanical efficiency بازده مکانیکی
efficiency بازده سودمندی
output per head بازده سرانه
motor efficiency بازده موتور
yielded بازده انفجار
net yield بازده خالص
yield بازده انفجار
low productivity بازده پائین
overall efficiency بازده کلی
margine efficiency of capital بازده نهایی سرمایه
normal rate of return نرخ بازده متعارف
increasing marginal return بازده نهائی فزاینده
social rate of return نرخ بازده اجتماعی
yield of invested capital بازده سرمایه گذاری
by product recovery بازده محصولات فرعی
return to scale بازده نسبت به مقیاس
efficiency فعالیت مفید بازده
real time بازده بلادرنگ بی درنگ
hurdle rate of return نرخ بازده لازم
net rate of return نرخ بازده خالص
private rate of return نرخ بازده خصوصی
work decrement کاهش بازده کار
diminishing returns بازده کاهش یابنده
average net return بازده خالص متوسط
margin land حد نهایی بازده زمین
payload بازده خودرو یا دستگاه
payload بازده حمل بارخودرو
gross rate of return نرخ بازده ناخالص
ampere hour efficiency of storage batter بازده باتری انبارهای
current ratio of transformer بازده شدتی مبدل
hurdle rate of return کمترین نرخ بازده
payloads بازده حمل بارخودرو
payloads بازده خودرو یا دستگاه
internal rate of return نرخ بازده داخلی
energy efficiency بازده انرژی لومینسانس
marginal return of capital بازده نهائی سرمایه
the law does not apply to him او مشمول قانون نمیشود قانون شامل او نمیشود
increasing returns to scale بازده فزاینده نسبت به مقیاس
automatic gain control کنترل بازده بطور خودکار
available payload بازده قابل استفاده وسیله
constant return to scale بازده ثابت نسبت به مقیاس
margin efficiency of investment بازده نهایی سرمایه گذاری
arresting system payout بازده سیستم مهار هواپیما
yield of bonds نرخ بازده اوراق قرضه
crystal frequency changer efficiency بازده بلور تغییر دهنده بسامد
performance کار وسیله یادستگاه بازده عمل
performances کار وسیله یادستگاه بازده عمل
The return on the bonds amounts to ... مبلغ بازده اوراق بهادار برابراست با ...
to get a good return on an investment بازده سودمندی در سرمایه گذاریی بدست آوردن
scaling law فرمول محاسله بازده بمب اتمی در هر فاصله
component efficiency میزانی برای اندازه گیری بازده یک قسمت از یک ماشین
margin land حالتی که بازده زمین فقط جبران پرداخت هزینه ها واستهلاکات را بکند
betterment خرجی که به منظور افزایش بازده یا تقلیل هزینه عملیات صورت بگیرد
the long arm of the law دست قانون [دست قدرتمند قانون]
Use this command to send the output to a file instead of to the screen. برای فرستادن بازده به یک فایل بجای به صفحه نمایش این دستور را بکار ببرید.
ballistic efficiency کارایی بالیستیکی گلوله یاجنگ افزار بازده بالیستیکی
law قانون
statute قانون
regulation قانون
rule قانون
edict قانون
statutes قانون
code قانون
hess's law قانون هس
edicts قانون
lex قانون
law of constant heat sumation قانون هس
kanoon قانون
legal قانون
regardless of the law به قانون
canon قانون
laws قانون
canons قانون
acted قانون
act قانون
legislation قانون
nisi قانون
enacment قانون
nationality law قانون تابعیت
the spirit of the law روح قانون
demorgans law قانون دمورگان
governing law قانون حاکم
hauy law قانون هوی
nomological وابسته به قانون
wagners law قانون واگنر
nomological منطبق با قانون
gresham's law قانون گرشام
nomological شبیه قانون
declaratory statute قانون اعلامی
greshams law قانون گرشام
enactor واضع قانون
dead letter قانون منسوخ
marioote law قانون ماریوت
graham's law قانون گراهام
nomography فن قانون گذاری
nomographer قانون گذار
obedient to the law مطیع قانون
faraday's law قانون فاراده
mil rule قانون میلیم
employment act قانون اشتغال
faraday's law قانون فارادی
mercantile law قانون تجارت
nomology قانون شناسی
enactment of law وضع قانون
distribution law قانون توزیع
extralegal ماورای قانون
merkel's law قانون مرکل
engel's law قانون انگل
engels law قانون انگل
economic law قانون اقتصادی
obedient to the law پیرو قانون
nomographer قانون گذاری
gay lussac's law قانون گیلوساک
gas laws قانون گاز
game law قانون شکار
trapezoidal law قانون ذوذنقهای
the letter of the law عبارت قانون
violation of law نقض قانون
five second rule قانون 5 ثانیه
unwritten law قانون ننوشته
matrimonially به قانون زناشوئی
the spirit of the law جوهر قانون
fechner's law قانون فخنر
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com