English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (32 milliseconds)
English Persian
pretreat قبلا معالجه کردن
Other Matches
prefiguring قبلا اعلام کردن قبلا نشان دادن
prefigured قبلا اعلام کردن قبلا نشان دادن
prefigures قبلا اعلام کردن قبلا نشان دادن
prefigure قبلا اعلام کردن قبلا نشان دادن
electrotherapy معالجه امراض بوسیله حرارت حاصله از الکتریسته معالجه با برق
definitive hospitalization سیستم معالجه قطعی معالجه نهایی
roentgenize بوسیله اشعه مجهول معالجه کردن
faradize بوسیله القای برق معالجه کردن
psychanalyze بوسیله تجزیه وتحلیل روانی معالجه کردن
examination معالجه کردن بازجویی امتحان کردن
examinations معالجه کردن بازجویی امتحان کردن
to express one's heartfelt قبلا سپاس گزاری کردن تشکرات قلبی خودرا تقدیم کردن
pre appoint قبلا معین کردن
forearms قبلا اماده کردن
to prerecord قبلا ضبط کردن
previews قبلا رویت کردن
prifixal قبلا تعیین کردن
preview قبلا رویت کردن
preheated قبلا گرم کردن
preheats قبلا گرم کردن
forearm قبلا اماده کردن
prifix قبلا تعیین کردن
prearrange قبلا تهیه کردن
preconceive قبلا تصور کردن
predetermine قبلا مقدر کردن
forespeak قبلا اماده کردن
prerecord قبلا ثبت کردن
prenominate قبلا ذکر کردن
preselect قبلا انتخاب کردن
predigest قبلا هضم کردن
preheat قبلا گرم کردن
predetermine قبلا تعیین کردن
pretypify قبلا اعلام کردن
destine قبلا انتخاب کردن
predestine قبلا تعیین کردن
premeditate قبلا فکر چیزی را کردن مطالعه قبلی کردن
predicts قبلا پیش بینی کردن
predict قبلا پیش بینی کردن
predicting قبلا پیش بینی کردن
bespeak قبلا درباره چیزی صحبت کردن
prevue قبلا رویت کردن اطلاع قبلی
forebode قبلا بدل کسی اثر کردن
preform قبلا شکل چیزی رامعین کردن
medical treatment معالجه
medical معالجه
healing معالجه
he received a fire treatment معالجه شد
treatments معالجه
therapy معالجه
treatment معالجه
emergency treatment معالجه اورژانس
electropathy معالجه برقی
treament سلوک معالجه
edermical meducation معالجه جلدی
pretreatment معالجه قبلی
climatotherapy معالجه با اب وهوا
heliotherapy معالجه با افتاب
radium therapy معالجه بارادیوم
trichopathy معالجه ناخوشیهای مو
iatraliptics معالجه بامالش
malpractices معالجه غلط
mechanotherapy معالجه مکانیکی
balneotherapy معالجه باشستشو
medicable قابل معالجه
psychopathy معالجه روانی
emergency treatment معالجه اضطراری
rest cure معالجه با استراحت
malpractice معالجه غلط
self treatment معالجه پیش خود
aerotherapeutics معالجه بوسیله هوا
faradization معالجه باجریان برق
psychiatry معالجه ناخوشیهای دماغی
chiropody فن معالجه ودرمان امراض پا
diathermy معالجه بوسیله حرارت
orthopathy معالجه بدون دارو
faradism معالجه باجریان برق
pedicures معالجه امراض دست وپا
pedicure معالجه امراض دست وپا
self treatment معالجه بدون کمک نسخه
massotherapy معالجه بوسیله مشت و مال
hydropathy معالجه امراض بوسیله اب وتجویز اب
physicotherapy معالجه بوسایل طبیعی ومکانیکی
pyretotherapy معالجه ناخوشی بوسیله تولیدتب
psychotherapy ortherapeutics معالجه بوسائل روحی یاهیپنوتیزیم
chronic dose دز قابل معالجه و پیشگیری اتمی
hypnotherapy معالجه امراض بوسیله خواب مغناطیسی
immunotherapy معالجه یاجلوگیری از بیماری بوسیله پادگن
aromatherapy معالجه توسط ماساژ با روغن معطر
phototherapy معالجه ناخوشیهای پوست بوسیله روشنایی
correctional treatment روش معالجه از راه اصلاح رفتار
orthopaedy معالجه ناخوشی بی انکه دارویی بکار برند
oxygen tents چادراکسیژن مخصوص معالجه سرما خوردگی وامثال ان
oxygen tent چادراکسیژن مخصوص معالجه سرما خوردگی وامثال ان
helleborism معالجه دیوانگی یاخربق داروی کارکن که ازخربق میسازند
the reinbefore قبلا
already قبلا
aforehand قبلا
formerly قبلا
erstwhile قبلا
erst قبلا
previously قبلا"
supra قبلا
homeopathy معالجه امراض بوسیله تجویزدارویی که دراشخاص سالم علائم ان مرض را بوجوداورد
pre arrange قبلا قرارگذاشتن
heretofore سابقا قبلا
presentient قبلا مستعد
presentient قبلا متوجه
prescient قبلا اگاه
prepay قبلا پرداختن
i went before من قبلا` رفتم
foretoken قبلا اگاهانیدن
beforehand قبلا اماده
prerecord قبلا ضبط
prepossess قبلا بتصرف اوردن
as already mentioned <adv.> همانطور که قبلا ذکر شد
preexist قبلا وجود داشتن
advance قبلا تجهیز شده
presanctified قبلا تقدیس شده
preform قبلا تصمیم گرفتن
advance قبلا تهیه شده
premonish قبلا برحذر داشتن
preheated قبلا حرارت دادن
preheats قبلا حرارت دادن
preordain قبلا مقرر داشتن
preheat قبلا حرارت دادن
I have a reservation. من قبلا رزرو کردم.
prenominate قبلا نامبرده شده
prenominate قبلا ذکر شده
preform قبلا بشکل دراوردن
as previously agreed upon <adv.> همینطور که قبلا موافقت شد
advances قبلا تهیه شده
prime قبلا تعلیم دادن
as previously mentioned <adv.> همانطور که قبلا ذکر شد
prepaid قبلا" پرداخت شده
as already mentioned <adv.> همانطور که قبلا اشاره شد
pretypify قبلا نشان دادن
predesignate قبلا تعیین شده
prearrange قبلا ترتیب دادن
primed قبلا تعلیم دادن
advancing قبلا تجهیز شده
primes قبلا تعلیم دادن
as previously mentioned <adv.> همانطور که قبلا اشاره شد
preconceive قبلا عقیده پیداکردن
foresee قبلا تهیه دیدن
foresees قبلا تهیه دیدن
preassigned قبلا تعیین شده
preform قبلا تشکیل دادن
advancing قبلا تهیه شده
advances قبلا تجهیز شده
put in <idiom> اضافه چیزی که قبلا گفته شد
preconcert قبلا فرار ومدار گذاردن
preassigned قبلا تخصیص داده شده
preset قبلا چیدن و قرار دادن
preordain قبلا وقوع امری را ترتیب دادن
pre آنچه قبلا توافق شده است
postpaid مخارج پستی قبلا پرداخت شده
preexist ازلی بودن قبلا موجود شدن
pre- آنچه قبلا توافق شده است
thereinbefore در سطور قبل همان قرارداد قبلا"
predefined آنچه قبلا معرفی شده است
ingrain نخی که قبلا الیاف ان رنگ شده است
revocation of probate بطلان وصیتنامهای که قبلا" صحت مفادش تصدیق شده
have a go at <idiom> سعی درانجام کاری که بقیه قبلا انجام دادهاند
Thats no news to me. این برایم خبر جدیدی نیست ( قبلا می دانستم )
rest on one's laurels <idiom> خرسند شدن از موفقیت که قبلا حاصل شده است
cost indexes ضریب افزایش یا کاهش هزینه هائی که قبلا تعیین شده
forlorn hope دستهای که قبلا مامور حمله و بمباران جای محصوری میشوند
postpaid پاکت تمبردار یا امانتی که قبلا مخارج پست ان پرداخت میشود
predestinate قبلا تعیین شده دارای سرنوشت ونصیب وقسمت ازلی
prepossess تحت تاثیرعقیده یامسلکی قرار دادن قبلا تبعیض فکری داشتن
to reinvent the wheel <idiom> هدر مقدار زیادی از زمان و یا تلاش در ساختن چیزی که قبلا وجود داشته.
turnkey system سیستم کامپیوتری که قبلا"تدارک دیده شده و برای استفاده اماده است
herioic treatment معالجه با وسایل سخت دربیماری سخت
water cure علاج بااب معالجه بااب
yalta conference م تشکیل یک سازمان جهانی برای صلح و امنیت جهان تاکید و بر پارهای تصمیمات دیگر که قبلا" در منشوراتلانتیک به ان اشاره شده بودتاکید شد
post race مسابقهای که صاحب اسب قبلا نام اسب را ثبت میکند
fore : پیشوندبمعنی پیش و جلو قبلا وپیشروها و واقع در جلو
fourth generation computers فناوری کامپیوتر با استفاده از مدارهای CSI که قبلا توسعه یافته اند و هنوز هم استفاده می شوند
re attachment در مورد کسی که قبلا" توقیف شده بوده وبه علتی بدون تعیین تاریخ دقیق ازاد شده بوده است die sine
emergency medical tag کارت معالجه اورژانس کارت مراجعه به اورژانس
to let somebody treat you like a doormat <idiom> با کسی خیلی بد رفتار کردن [اصطلاح] [ مثال تحقیر کردن بی محلی کردن قلدری کردن]
unmew رها کردن ازاد کردن ول کردن مرخص کردن بخشودن صرف نظر کرن
discharge اخراج کردن خالی کردن پیاده کردن بار ازاد کردن
discharges اخراج کردن خالی کردن پیاده کردن بار ازاد کردن
capture اسیر کردن گرفتار کردن تصرف کردن دستگیر کردن
captures اسیر کردن گرفتار کردن تصرف کردن دستگیر کردن
countervial خنثی کردن- برابری کردن با- جبران کردن- تلاقی کردن
capturing اسیر کردن گرفتار کردن تصرف کردن دستگیر کردن
challengo ادعا کردن دعوت کردن اعلام نشانی اسم عبور خواستن درخواست معرف کردن
verifying مقایسه کردن با اصل پیام بررسی کردن ازمایش کردن از نظر صحت و دقت
verify مقایسه کردن با اصل پیام بررسی کردن ازمایش کردن از نظر صحت و دقت
verifies مقایسه کردن با اصل پیام بررسی کردن ازمایش کردن از نظر صحت و دقت
verified مقایسه کردن با اصل پیام بررسی کردن ازمایش کردن از نظر صحت و دقت
foster تشویق کردن- حمایت کردن-پیشرفت دادن- تقویت کردن- به جلو بردن
shoot جمع کردن پا وپرت کردن انها همراه باراست کردن سریع بدن
shoots جمع کردن پا وپرت کردن انها همراه باراست کردن سریع بدن
survey براورد کردن نقشه برداری کردن از مساحی کردن پیمودن بازدید
orient جهت یابی کردن بجهت معینی راهنمایی کردن میزان کردن
orienting جهت یابی کردن بجهت معینی راهنمایی کردن میزان کردن
orients جهت یابی کردن بجهت معینی راهنمایی کردن میزان کردن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com