English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (10 milliseconds)
English Persian
world power قدرت جهانی
Search result with all words
great power قدرت بزرگ جهانی
Other Matches
league of nations تاسیس جهانی مشهور که بین دو جنگ جهانی فعالیت داشت و درواقع مقدمهای بود برای تشکیل سازمان ملل متحد
universal grid مختصات نقشهای جهانی شبکه بندی نقشهای جهانی
empowered صاحب اختیار و قدرت کردن قدرت دادن
empowering صاحب اختیار و قدرت کردن قدرت دادن
empowers صاحب اختیار و قدرت کردن قدرت دادن
empower صاحب اختیار و قدرت کردن قدرت دادن
creativeness قدرت خلاقه قدرت ابداع
dictatorship of proletariat اصطلاحی است که بوسیله کارل مارکس برای توصیف مرحلهای از سوسیالیسم بکار برده شد .در این مرحله طبقه بورژوا یا سرمایه داران قدرت را از دست می دهند و کارگران قدرت را دراختیار می گیرند .
countervailing power قدرت یک گروه که در واکنش به قدرت گروه دیگر بوجود می اید
authoritarainism نقطه مقابل اندیویدوالیسم و عبارت ازحکومتی است که در ان ازادی فردی به طور کامل تحت الشعاع قدرت دولت قرار گیرد. قدرت دولت معمولا در گروه کوچکی از پیشوایان متمرکز ومتجلی میشود
ecumenical جهانی
worldwide جهانی
planetary جهانی
other-worldly آن جهانی
globally جهانی
global جهانی
Univ مخفف جهانی
universal جامع جهانی
world bank بانک جهانی
fleshly جهانی دنیوی
universalize جهانی کردن
worldly این جهانی
mundane این جهانی
universal time ساعت جهانی
universal جهانی دنیایی
world war جنگ جهانی
world wars جنگ جهانی
international morse code مورس جهانی
world cup جام جهانی
world liquidity نقدینگی جهانی
Univ به طور جهانی
world simulation همانندسازی جهانی
universal set مجموعه جهانی
world class در سطح جهانی
premundane پیش از جهانی
continental code مورس جهانی
cosmopolite شخصیت جهانی
cosmopolite سرتاسر جهانی
earthliness جهانی بودن
oecumenicity شهرت جهانی
inframundane زیر جهانی
international coulomb کولن جهانی
antemundane پیش از جهانی
sublunar این جهانی
epidemics عالمگیر جهانی
epidemic عالمگیر جهانی
sublunary این جهانی
world-class در سطح جهانی
Internet شبکه جهانی اینترنت
world record holder دارنده رکورد جهانی
georef grid مختصات جغرافیایی جهانی
To be world famous . To enjoy an international reputation. شهرت جهانی داشتن
ski world cup جام جهانی اسکی
time zone منطقه ساعتی جهانی
golf world cup جام جهانی گلف
atlas grid شبکه بندی جهانی
world federalist طرفدار حکومت جهانی
world health organization سازمان بهداشت جهانی
universal character set مجموعه کاراکترهای جهانی
time zones منطقه ساعتی جهانی
world war i جنگ جهانی اول
world war ii جنگ جهانی دوم
terrestrial این جهانی دنیوی
international units واحدهای جهانی برق
gradient circuit مدار حساس به تغییر میزان قدرت مکانیسم عامل انفجار مدار حساس به تغییر قدرت چاشنی مین
radar discrimination قدرت تجزیه و تحلیل هدفهای مختلف از روی صفحه رادار قدرت قرائت هدف از روی صفحه رادار
international bill of the right of man اعلامیه جهانی حقوق بشر
universal declaration of human rights اعلامیه جهانی حقوق بشر
avco cup جام جهانی انجمن هاکی
world federation of trade unions فدراسیون جهانی اتحادیههای کارگری
universal transverse mercator سیستم تصویر جهانی مرکاتور
world federalism طرفداری از حکومت جهانی ائتلاف دول
wcce کنفرانس جهانی کامپیوترها در تعلیم و تربیت
post war consumption functions توابع مصرف پس از جنگ جهانی دوم
Italian stucco is world famous . گچ برای ایتالیا شهرت جهانی دارد
grids مختصات شبکه بندی جهانی پلاک در باطری
campaign clasp نشان فلزی شرکت درجنگ جهانی اول
grid مختصات شبکه بندی جهانی پلاک در باطری
malism عقیده باینکه این جهان روی همرفته بد جهانی است
Where shall we be if another world war breaks out ? اگر جنگ جهانی دیگری رخ دهد کارما بکجا می کشد ؟
letter de chancellerie نامهای است که در مناسبات مهم جهانی مورد استفاده قرار می گیرد
security council یکی از ارکان ششگانه سازمان ملل که 11 عضودارد و وفیفه عمده ان حفظ صلح و امنیت جهانی است
association for computing machinery بزرگترین جامعه جهانی اموزشی و علمی جهت توسعه مهارتهای فنی وصلاحیتهای حرفهای متخصصان کامپیوتر
cold war عموما" به مبارزات تبلیغاتی بلوکهای شرق و غرب علیه یکدیگربخصوص بعد از جنگ جهانی دوم اطلاق میشود
internationalism روش فکری مبنی بر لزوم همکاری وهمبستگی نزدیک بین ملتهای جهان به حدی که به تشکیل یک حکومت جهانی منجر شود
yalta conference م تشکیل یک سازمان جهانی برای صلح و امنیت جهان تاکید و بر پارهای تصمیمات دیگر که قبلا" در منشوراتلانتیک به ان اشاره شده بودتاکید شد
international ElectrotechnicalCommission ...کمیسیون الکتریکی جهانی کمیسیون بین المللی مهندسی برق
internationals ElectrotechnicalCommission ...کمیسیون الکتریکی جهانی کمیسیون بین المللی مهندسی برق
zone time وقت یا ساعت منطقهای سیستم ساعت 42 ساعتی جهانی
marshall plan طرح کمک امریکابرای توسعه اقتصادی کشورهای اروپای غربی که پس از جنگ جهانی دوم برای جلوگیری از نفوذ کمونیسم دراین کشورها اجراگردید
united nations organization سازمان جهانی که در تاریخ 42 اکتبر5491 در واقع به عنوان نتیجه قهری جنگ وکنفرانسهای راجع به ان به وجود امده است و در حقیقت جانشین جامعه ملل میباشد
universal time وقت جهانی وقت بین المللی
world bank بانک جهانی یا بانک بین المللی تجدید ابادانی و توسعه که هدفش کمک به کشورهای عضو برای رشداقتصادی از طرق مختلفه میباشد
zing قدرت
vigour قدرت
energies قدرت
might قدرت
vis قدرت
vim قدرت
power قدرت
vigor قدرت
capability قدرت
powers قدرت
strong-arm قدرت
strenght قدرت
strong arm قدرت
energy قدرت
potency قدرت
commanding با قدرت
powering قدرت
nerve قدرت
nerves قدرت
powered قدرت
will power <idiom> قدرت
strengths قدرت
sovereignty قدرت
force قدرت
strength قدرت
tension قدرت
inauthoritative بی قدرت
godown قدرت
posse قدرت
abilities قدرت
tensions قدرت
forces قدرت
power takeoff قدرت
forcing قدرت
authority قدرت
posses قدرت
ability قدرت
horse power قدرت اسب
power supplay منبع قدرت
power stroke مرحله قدرت
authoritarians قدرت طلب
power structure ساخت قدرت
high powerd money پول پر قدرت
heavy current circuit breaker کلید قدرت
high power transistor ترانزیستور قدرت
high power transformer ترانسفورماتور قدرت
countervailing power قدرت همسنگ
high power microscope میکروسکوپ پر قدرت
power switch کلید قدرت
low power stage طبقه کم قدرت
hiding power قدرت پوشش
authoritarian قدرت طلب
input power قدرت ورودی
ionic strength قدرت یونی
bond strength قدرت پیوند
rating plate پلاک قدرت
benumb بی قدرت کردن
rods میله قدرت
rod میله قدرت
bearing capacity قدرت تحمل
basicity قدرت بازی
receptivity قدرت پذیرش
puissance توان قدرت
circuit breaking capacity قدرت قطع
conveying capacity قدرت انتقال
imperium قدرت مطلقه
power test ازمون قدرت
authority symbol نماد قدرت
power transmission انتقال قدرت
combat power قدرت رزمی
increase of power افزایش قدرت
cogency قدرت عقیده
prepotence قدرت کامل
prepotency قدرت کامل
fire power قدرت اتش
explosive energy قدرت انفجار
effective power قدرت موثر
economic power قدرت اقتصادی
economic potential قدرت اقتصادی
magnitude شدت قدرت
generator output قدرت مولد
monopoly power قدرت انحصاری
power consumption مصرف قدرت
power dissipation اتلاف قدرت
driving power قدرت محرکه
fluxing power قدرت سیلان
pi accepting قدرت پی پذیری
explosive force قدرت انفجار
palgwe فوق قدرت
fasces قدرت مجازات
engine power قدرت موتور
powering قدرت نیرو
emissive power قدرت صدور
fire power قدرت تیراندازی
power cable کابل قدرت
power distribution پخش قدرت
power factor ضریب قدرت
omnipotence قدرت مطلق
destructivity قدرت تخریب
power loss گمگشتگی قدرت
deglutition قدرت بلع
heam yoei vooly تئوری قدرت
engine performance قدرت موتور
damping power قدرت میرایی
cutting power قدرت برش
cutting capacity قدرت برش
power outege قطع قدرت
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com