Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English
Persian
clump block
قرقره دهان گشاد
Other Matches
Wellington
چکمه دهان گشاد
squiggle
در دهان قرقره کردن
squiggles
در دهان قرقره کردن
straddle
گشاد ایستادن گشاد گشاد راه رفتن
straddles
گشاد ایستادن گشاد گشاد راه رفتن
straddled
گشاد ایستادن گشاد گشاد راه رفتن
To walk with ones feet wide apart.
گشاد گشاد راه رفتن
slaver
گلیز مالیدن بزاق از دهان ترشح کردن اب افتادن دهان
slaver
اب دهان اب دهان روان ساختن چاپلوسی کردن
To pass the news by word of mouth .
خبری را در دهان به دهان پخش کردن
rictus
گشادی دهان چاک دهان پرندگان
She stared at him with wide eyes.
با چشمهای گشاد ( گشاد شده ) با ؟ خیره شده بود
kiss of life
تنفس مصنوعی دهان به دهان
stomal
دهان دار وابسته به دهان
expired air method
روش دهان به دهان method mouth to mouth :syn
straddles
گشاد با زی
wider
گشاد
wide
گشاد
straddled
گشاد با زی
loose fitting
گشاد
loose-fitting
گشاد
straddle
گشاد با زی
loosest
گشاد
loose
گشاد
looser
گشاد
reamer
گشاد کن
broader
گشاد
widest
گشاد
broadest
گشاد
broad
گشاد
dilate
گشاد کردن
reaming
گشاد کردن
dilating
گشاد کردن
pajamas
شلوار گشاد
ream
گشاد کردن
straddled
گشاد نشستن
dilates
گشاد کردن
slopping
شلوار گشاد
slopped
شلوار گشاد
bell mouthed
دهن گشاد
wide mouthed
دهن گشاد
bigmouthed
دهن گشاد
stretchy
گشاد شونده
spacious
جامع گشاد
straddles
گشاد نشستن
dilatant
گشاد شونده
stretchiest
گشاد شونده
stretchier
گشاد شونده
slop
شلوار گشاد
slip on
لباس گشاد
straddle
گشاد نشستن
slip-ons
لباس گشاد
oxbags
شلوار خیلی گشاد
jar
شیشه دهن گشاد
oxford bags
شلوار خیلی گشاد
jar
کوزه دهن گشاد
wide eyed
دارای چشم گشاد
mason jar
کوزه دهن گشاد
mother hubbard
لباس گشاد زنانه
jarred
کوزه دهن گشاد
astraddle
دارای پای گشاد
jarred
شیشه دهن گشاد
jars
کوزه دهن گشاد
jars
شیشه دهن گشاد
carboy
تنگ دهن گشاد
capacious
گنجایش دار گشاد
dalmatic
خرقه استین گشاد
dolman sleeve
استین گشاد و اویخته
slacks
کساد کردن گشاد
to let out
افشاکردن گشاد کردن
sack
پیراهن گشاد و کوتاه
blouse
پیراهن یاجامه گشاد
varicosity
گشاد شدگی سیاهرگ
varix variously
سیاهرگ گشاد شده
wide-eyed
دارای چشم گشاد
sacks
پیراهن گشاد و کوتاه
sacked
پیراهن گشاد و کوتاه
robes
لباس بلند و گشاد
slack
کساد کردن گشاد
blouses
پیراهن یاجامه گشاد
slackest
کساد کردن گشاد
robe
لباس بلند و گشاد
straddle
میان دو پا قراردادن گشاد نشینی
straddles
میان دو پا قراردادن گشاد نشینی
risking
گشاد بازی بخطر انداختن
risked
گشاد بازی بخطر انداختن
scrawl
خط خطی کردن گشاد نشستن
To spend recklessly ( prodigally ) .
گشاد بازی کردن ( ولخرجی )
risk
گشاد بازی بخطر انداختن
scrawling
خط خطی کردن گشاد نشستن
scrawled
خط خطی کردن گشاد نشستن
sprawl
گشاد نشستن هرزه روییدن
scrawls
خط خطی کردن گشاد نشستن
carronade
یکجورتوپ کوتاه دهن گشاد
To widen a road .
جاده یی را گشاد کردن ( تعریض )
sprawling
گشاد نشستن هرزه روییدن
straddled
میان دو پا قراردادن گشاد نشینی
sprawls
گشاد نشستن هرزه روییدن
risks
گشاد بازی بخطر انداختن
rochet
جبه کتانی گشاد اسقفان وراهبان
krater
کوزه دهن گشاد دسته دارقدیمی
raglan
پالتو استین گشاد سبک و فراخ
These shoes are too big for me .
این کفشها برایم گشاد است
spools
قرقره
pulleys
قرقره
spool
قرقره
pulley
قرقره
bobbin
قرقره
reels
قرقره
blocks
قرقره
reel
قرقره
pully
قرقره
reeling
قرقره
reeled
قرقره
grousing
با قرقره
grouses
با قرقره
chain block
قرقره
wharve
قرقره
hanks
قرقره
hank
قرقره
block
قرقره
blocked
قرقره
hasps
قرقره
grouse
با قرقره
groused
با قرقره
hasp
قرقره
bobbins
قرقره
pajamas
جامه گشاد که در خانه یا هنگام خوابیدن می پوشند
varicosity
جایی که چند سیاهرگ گشاد شده باشند
The shoes are a size too big for my feet.
کفشها یک نمره برای پایم گشاد است
She likes loose - fitting dresses .
از لباس های گشاد خوشش نمی آید
My shoes stretched after wearing them for a couple of days .
پس از چند روز پوشیدن، کفشهایم گشاد شدند.
block and tackle
طناب و قرقره
block and tackle
قرقره و زنجیر
burton
طناب و قرقره
spool
قرقره سیم
spools
قرقره سیم
gorcock
با قرقره قرمز
inductorium
قرقره القا
idle pulley
قرقره راهنما
grooved drum
قرقره شیاردار
gantline
طناب قرقره
fiddle blocks
قرقره مضاعف
fiddle blocks
قرقره پلهای
driving pulley
قرقره محرکه
common block
قرقره عادی
common block
قرقره چوبی
chain pulley
قرقره زنجیر
idler pulley
قرقره زنجیر
jigger
طناب قرقره
unreel
از قرقره بازکردن
roller
قرقره نورد
rollers
قرقره نورد
tape spool
قرقره نوار
swivel block
قرقره گردان
cord pulley
قرقره و طناب
snatch block
قرقره پران
ruhmkorff coil
قرقره رومکورف
pulley face
تاج قرقره
pully block
قرقره مرکب
tackling
قرقره قلاب
tackle
قرقره و طناب
block
جعبه قرقره
reeling
قرقره سیم
blocks
جعبه قرقره
tackle
قرقره قلاب
tackles
قرقره قلاب
reel
قرقره سیم
reel
قرقره ماهیگیری
reeling
قرقره ماهیگیری
reeled
قرقره سیم
tackling
قرقره و طناب
reeled
قرقره ماهیگیری
fall
طناب قرقره
blocked
جعبه قرقره
tackles
قرقره و طناب
reels
قرقره سیم
tackled
قرقره و طناب
reels
قرقره ماهیگیری
tackled
قرقره قلاب
bloomer
شلوار گشاد و زنانه ورزشی گیاه شکوفه کرده
chimere
خرقه بدون استین ویا بااستین گشاد وبزرگ
blocked
قرقره طناب خور
spin casting reel
قرقره چرخان ماهیگیری
reeled
قرقره سیم کشی
reel
قرقره سیم کشی
sheave
شیار قرقره تاکل
single whip
قرقره قلاب تک قرقرهای
blocks
قرقره طناب خور
skateboards
وسیله کوتاهی با 4 قرقره
spinning reel
قرقره چرخان ماهیگیری
reeling
قرقره سیم کشی
tackles
قلاب قرقره جرثقیل
fairlead
موت قرقره دار
tackled
قلاب قرقره جرثقیل
tackling
قلاب قرقره جرثقیل
tackle
قلاب قرقره جرثقیل
bay reel
قرقره کوچک ماهیگیری
automatic reel
قرقره خودکار ماهیگیری
indiana
نوعی قرقره ماهیگیری
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com