Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 59 (9 milliseconds)
English
Persian
pendant to each other
قرینه هم
Search result with all words
asymmetrical
بی قرینه
indication
قرینه
parallel
همگام قرینه
paralleled
همگام قرینه
paralleling
همگام قرینه
parallelled
همگام قرینه
parallelling
همگام قرینه
parallels
همگام قرینه
lopsided
متمایل بیک طرف بی قرینه
asymmetric
نامتقارن بی قرینه
symmetry
قرینه تناسب
symmetry
قرینه
symmetry
قرینه سازی همسنجی
proportion
قرینه
proportions
قرینه
mirror image
تصویر قرینه
mirror images
تصویر قرینه
symmetrically
با قرینه
presumption
فن قوی قرینه
presumptions
فن قوی قرینه
asummetric
بی قرینه
circumstantial evidence
قرینه
conpanion
قرینه
context sensitive help
کمک حساس به قرینه
context switching
راه گزینی قرینه
dissymmetrical
بی قرینه
halogeton
علف قلیاب قرینه
homocercal
دارای دم قرینه متقارن الذنب
homolographic
دارای قرینه
indirect evidence
قرینه و اماره
keeping house
در خانه ماندن تاجرورشکسته و عدم حضورش در محل کسب خود که قرینه ورشکستگی او محسوب میشود
keratome
چاقوی قرینه شکافی
lop sided
بی قرینه
presumption hominis
قرینه ضعیفه که به فرض وجود ان طرف مجبور به ابراز ادله معارض نیست چون این قرینه به تنهایی ولو با نبودن دلیل معارض قدرت اثباتی ندارد
presumption juris et de jure
قرینه قویه
presumption juris tantum
قرینه کافیه
propor tionably
بطور متناسب یا با قرینه چنانکه بتوان متناسب نمود
proportionably
بطور متناسب یا با قرینه
proprotionable
با قرینه
reflection response
پاسخ قرینه
skew polygon
چندضلعی بی قرینه
symmetrical exchange
تعویض قرینه
symmetrize
باهم قرینه کردن
tacit collusion
حالتی که قیمت کالاهای دو کمپانی رقیب دران واحد بالا رود حتی درحالتی که چنین تبانی یی عملا" صورت نگرفته باشددادگاه ممکن است با توجه به قرینه بالا رفتن قیمت اقدامات بازدارنده را با قائل شدن به وجود ان معمول دارد
divan cover
[قالیچه رومبلی که معمولا دو تکه قرینه بوده و در یک طرف بدون ریشه می باشد تا در کنار هم بصورت یک قطعه به نظر آید.]
drop repeat
واگیره
[تکرار یک نقش بصورت قرینه و در طول فرش]
Family prayer rug
فرش محرابی صف گونه
[اینگونه بافت ها دارای چندین محراب قرینه بوده و بیشتر بصورت گلیم بافته می شود.]
Jangle Arjuk
طرح جنگلی ارجوک
[این گل در طرح فرش های افغانی بصورت قرینه بافی بکار می رود.]
kikalak design
طرح قوچ
[در ترکی این واژه به معنای شاخ قوچ می باشد. این طرح در فرش های ترکیه بکار رفته و بصورت قرینه در چهار طرف نقطه مرکزی بافته می شود.]
lattice design
طرح شبکه ای
[این طرح بصورت قرینه و تکرار کل متن فرش را در بر می گیرد و از اشکال شش وجهی، نه وجهی، مربع شکل و طاق رومی برای بدنه گل ها استفاده می کند.]
match
قرینه سازی در طرح یا بافت
Mina-khani design
طرح میناخانی
[این طرح منسوب به شخصی به همین نام و اهل تبریز است. گل های بزرگ بکار رفته بصورت قرینه و بندی کل متن را در بر گرفته و بوسیله شبکه های لوزی شکل یا الماسی شکل به یکدیگر متصل می شوند.]
Miri design
طرح بته میری
[طرح بته جقه]
[این طرح که جلوه ای از درخت سرو را نشان می دهد بصورت ردیف های تکراری و قرینه کل فرش را در بر می گیرد.]
quatrefoil
چهار وجهی
[این اصطلاح موقعی که یک نگاره و یا کل فرش از چهار قسمت کاملا قرینه بوجود آمده باشد، بکار می رود.]
reciprocal border
حاشیه قرینه
[گاه لبه انتهایی فرش بصورت اشکال قرینه و تکراری جفتی تزئین می شود و نوع شکل انتخابی گردا گرد فرش را می پوشاند. تنوع رنگی این نوع حاشیه در مراکز بافت مختلف، متفاوت می باشد.]
saddle bag
خورجین
[اینگونه قالیچه ها بصورت قرینه بافته می شوند.گاه مجزا بوده و سپس به یکدیگر متصل می شوند و یا بصورت یک تکه که در وسط ساده است بافته می شوند.]
Zel-i Sultan vase
طرح گلدان ظل السلطان
[این طرح بصورت تکراری و قرینه شامل یک گلدان و دسته های گل می باشد و مربوط به زمان سلطنت قاجار می باشد.]
double
تصویر قرینه
Partial phrase not found.
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com