Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 77 (6 milliseconds)
English
Persian
indirect evidence
قرینه و اماره
Other Matches
presumption hominis
قرینه ضعیفه که به فرض وجود ان طرف مجبور به ابراز ادله معارض نیست چون این قرینه به تنهایی ولو با نبودن دلیل معارض قدرت اثباتی ندارد
reciprocal border
حاشیه قرینه
[گاه لبه انتهایی فرش بصورت اشکال قرینه و تکراری جفتی تزئین می شود و نوع شکل انتخابی گردا گرد فرش را می پوشاند. تنوع رنگی این نوع حاشیه در مراکز بافت مختلف، متفاوت می باشد.]
presumption
اماره
ascites
اماره
circumstantial evidence
اماره
statistic
اماره
indication
اماره
presumptions
اماره
statistic
سرشماری اماره
judicial circumstantial evidence
اماره قضایی
circumstantial evidence
اماره اتفاقی
concupiscence
نفس اماره
conoupiscence
نفس اماره
lasciviousness
نفس اماره
presumption juris et de jure
اماره قانونی
legal circumstantial evidence
اماره قانونی
superego
نفس اماره
parameters
اماره جامعه
parameter
اماره جامعه
presumption juris tantum
اماره قضایی
circumstantial evidence
قرینه
proprotionable
با قرینه
lop sided
بی قرینه
dissymmetrical
بی قرینه
indication
قرینه
asymmetrical
بی قرینه
conpanion
قرینه
proportion
قرینه
proportions
قرینه
symmetrically
با قرینه
asummetric
بی قرینه
symmetry
قرینه
pendant to each other
قرینه هم
symmetrical exchange
تعویض قرینه
double
تصویر قرینه
presumption juris tantum
قرینه کافیه
skew polygon
چندضلعی بی قرینه
reflection response
پاسخ قرینه
presumption juris et de jure
قرینه قویه
homolographic
دارای قرینه
parallelled
همگام قرینه
parallelling
همگام قرینه
parallels
همگام قرینه
asymmetric
نامتقارن بی قرینه
paralleled
همگام قرینه
symmetry
قرینه تناسب
paralleling
همگام قرینه
mirror images
تصویر قرینه
presumption
فن قوی قرینه
presumptions
فن قوی قرینه
parallel
همگام قرینه
mirror image
تصویر قرینه
symmetrize
باهم قرینه کردن
halogeton
علف قلیاب قرینه
keratome
چاقوی قرینه شکافی
proportionably
بطور متناسب یا با قرینه
context switching
راه گزینی قرینه
symmetry
قرینه سازی همسنجی
context sensitive help
کمک حساس به قرینه
match
قرینه سازی در طرح یا بافت
homocercal
دارای دم قرینه متقارن الذنب
lopsided
متمایل بیک طرف بی قرینه
drop repeat
واگیره
[تکرار یک نقش بصورت قرینه و در طول فرش]
keeping house
در خانه ماندن تاجرورشکسته و عدم حضورش در محل کسب خود که قرینه ورشکستگی او محسوب میشود
divan cover
[قالیچه رومبلی که معمولا دو تکه قرینه بوده و در یک طرف بدون ریشه می باشد تا در کنار هم بصورت یک قطعه به نظر آید.]
Family prayer rug
فرش محرابی صف گونه
[اینگونه بافت ها دارای چندین محراب قرینه بوده و بیشتر بصورت گلیم بافته می شود.]
propor tionably
بطور متناسب یا با قرینه چنانکه بتوان متناسب نمود
Jangle Arjuk
طرح جنگلی ارجوک
[این گل در طرح فرش های افغانی بصورت قرینه بافی بکار می رود.]
quatrefoil
چهار وجهی
[این اصطلاح موقعی که یک نگاره و یا کل فرش از چهار قسمت کاملا قرینه بوجود آمده باشد، بکار می رود.]
lattice design
طرح شبکه ای
[این طرح بصورت قرینه و تکرار کل متن فرش را در بر می گیرد و از اشکال شش وجهی، نه وجهی، مربع شکل و طاق رومی برای بدنه گل ها استفاده می کند.]
Miri design
طرح بته میری
[طرح بته جقه]
[این طرح که جلوه ای از درخت سرو را نشان می دهد بصورت ردیف های تکراری و قرینه کل فرش را در بر می گیرد.]
Zel-i Sultan vase
طرح گلدان ظل السلطان
[این طرح بصورت تکراری و قرینه شامل یک گلدان و دسته های گل می باشد و مربوط به زمان سلطنت قاجار می باشد.]
kikalak design
طرح قوچ
[در ترکی این واژه به معنای شاخ قوچ می باشد. این طرح در فرش های ترکیه بکار رفته و بصورت قرینه در چهار طرف نقطه مرکزی بافته می شود.]
saddle bag
خورجین
[اینگونه قالیچه ها بصورت قرینه بافته می شوند.گاه مجزا بوده و سپس به یکدیگر متصل می شوند و یا بصورت یک تکه که در وسط ساده است بافته می شوند.]
tacit collusion
حالتی که قیمت کالاهای دو کمپانی رقیب دران واحد بالا رود حتی درحالتی که چنین تبانی یی عملا" صورت نگرفته باشددادگاه ممکن است با توجه به قرینه بالا رفتن قیمت اقدامات بازدارنده را با قائل شدن به وجود ان معمول دارد
Mina-khani design
طرح میناخانی
[این طرح منسوب به شخصی به همین نام و اهل تبریز است. گل های بزرگ بکار رفته بصورت قرینه و بندی کل متن را در بر گرفته و بوسیله شبکه های لوزی شکل یا الماسی شکل به یکدیگر متصل می شوند.]
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com