English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (3 milliseconds)
English Persian
purline قسمت افقی روی شاه تیر یا ستونها
Other Matches
crosspiece قسمت افقی وعرضی هر چیزی
windowsill قسمت افقی لبه پنجره
chimney-mantle [قسمت افقی پیش بخاری تزئینی]
rowed 1-خط حروف چاپ شده یا نمایش داده شده . 2- خط افقی در کارت پانچ , اعداد در ردیفها نمایش داده می شوند و نه در ستونها. هر ورودی با یک ردیف نقط ه جدا می شوند
rows 1-خط حروف چاپ شده یا نمایش داده شده . 2- خط افقی در کارت پانچ , اعداد در ردیفها نمایش داده می شوند و نه در ستونها. هر ورودی با یک ردیف نقط ه جدا می شوند
row 1-خط حروف چاپ شده یا نمایش داده شده . 2- خط افقی در کارت پانچ , اعداد در ردیفها نمایش داده می شوند و نه در ستونها. هر ورودی با یک ردیف نقط ه جدا می شوند
purlin قسمت افقی روی شاه تیر یاستونها
levels تراز سطح افقی افقی کردن
levelled تراز سطح افقی افقی کردن
leveled تراز سطح افقی افقی کردن
plane افقی سطح افق افقی کردن
planed افقی سطح افق افقی کردن
planing افقی سطح افق افقی کردن
planes افقی سطح افق افقی کردن
level تراز سطح افقی افقی کردن
column splice وصله ستونها
dutter فاصله ستونها
column research council شورای تحقیق بر ستونها
corsa [پیشانی در گچ بری سر ستونها]
sliding wedge گاوه افقی یاکولاس افقی
intercolumniation فاصله گذاری بین ستونها
column bases plates صفحات تقسیم فشارپای ستونها
intercolumniation دهنه بین ستونها بر حسب قطر ستون
butts ضربه با سر به حریف سرشاخ انتهای چوب هاکی قسمت انتهایی چوب گلف قسمت انتهای راکت تنیس قسمت انتهای چوب بیلیارد تپه یا برامدگی پشت زمین هدف
butted ضربه با سر به حریف سرشاخ انتهای چوب هاکی قسمت انتهایی چوب گلف قسمت انتهای راکت تنیس قسمت انتهای چوب بیلیارد تپه یا برامدگی پشت زمین هدف
butt ضربه با سر به حریف سرشاخ انتهای چوب هاکی قسمت انتهایی چوب گلف قسمت انتهای راکت تنیس قسمت انتهای چوب بیلیارد تپه یا برامدگی پشت زمین هدف
terneplate ورق الیاژی مرکب از چهار قسمت سرب ویک قسمت قلع
ecphora پیش آمدگی [طرحی که یک قسمت روی قسمت دیگر قرار بگیرد.]
quartersaw الوار رابچهار قسمت بریدن چوپ را بچهار قسمت اره کردن
terne ورق الیاژی مرکب از چهار قسمت سرب ویک قسمت قلع
shuttling حمل قسمت به قسمت یکانها ووسایل با استفاده از تعدادمعینی خودرو
plank قسمت مهم مرام سیاسی قسمت اصلی یک روش فکری
long bone که شامل یک قسمت استوانهای و دو قسمت برجسته در انتها میباشند
base section رسد مبنا قسمت پایه قسمت تحتانی
cross disbursing انتقال اعتباراز یک قسمت به قسمت دیگرتبدیل اعتبارات
risers انشعابات عمومی چتر نجات ستونها یا طنابهای عمودی ناو طنابهای شانهای چترنجات
inscribes حجاری کردن روی سطوح و ستونها حکاکی کردن
inscribing حجاری کردن روی سطوح و ستونها حکاکی کردن
inscribed حجاری کردن روی سطوح و ستونها حکاکی کردن
inscribe حجاری کردن روی سطوح و ستونها حکاکی کردن
sections قسمت قسمت کردن برش دادن
section قسمت قسمت کردن برش دادن
fanfold یک قسمت به یک جهت قسمت دیگر در جهت مخالف تا کاغذ به طور مناسب در چاپگر قرار گیرد
shuttles حمل کردن قسمت به قسمت
shuttled قسمت قسمت حرکت کردن
shuttles قسمت قسمت حرکت کردن
shuttle قسمت قسمت حرکت کردن
shuttle حمل کردن قسمت به قسمت
shuttled حمل کردن قسمت به قسمت
executing agency قسمت اجراکننده قسمت اجرایی
public relations officers رئیس قسمت روابط عمومی رئیس قسمت امور مطبوعاتی
public relations officer رئیس قسمت روابط عمومی رئیس قسمت امور مطبوعاتی
detachment یکان جزء یک قسمت یکان کوچک دسته یا قسمت جدا شده از یکان بزرگترقسمت قرارگاه
detachments یکان جزء یک قسمت یکان کوچک دسته یا قسمت جدا شده از یکان بزرگترقسمت قرارگاه
army nurse corps قسمت پرستاری ارتش قسمت پرستاری نیروی زمینی
enlisted section قسمت مربوط به افراد یاسربازان قسمت اقدام افراد
parts per million قسمت در میلیون قسمت
p.p.m قسمت در یک میلیون قسمت
shuttle بمباران قسمت به قسمت
shuttle راهپیمائی قسمت به قسمت
throttles عبور قسمت به قسمت
throttling عبور قسمت به قسمت
throttled عبور قسمت به قسمت
to sell in lots قسمت قسمت فروختن
shuttles راهپیمائی قسمت به قسمت
shuttles بمباران قسمت به قسمت
shuttled بمباران قسمت به قسمت
throttle عبور قسمت به قسمت
shuttled راهپیمائی قسمت به قسمت
forward overlap پوشش در قسمت جلویی انطباق در قسمت جلویی
laterad افقی
lateral افقی
horizontal افقی
horizontal loading کولاس افقی
horizontal plane صفحه افقی
transverse plane صفحه افقی
horizontal mobility تحرک افقی
yardarm بازوی افقی
horizontal polarization قطبش افقی
horizontal wedge گاوه افقی
horizontal pump پمپ افقی
horizontal wedge کولاس افقی
horizontal taping مساحی افقی
horizontal سطح افقی
landscape orientation تمایل افقی
horizontal section برش افقی
horizontal scrolling حرکت افقی
jack arch طاق افقی
horizontal integration انضمام افقی
cross beam تیر افقی
horizontal cornice رخ بام افقی
cross-beam تیر افقی
plain coordinates مختصات افقی
brise-soleil کرکره افقی
tiers ردیف افقی
brise-soleil پرده افقی
transom الت افقی
horizontally بطور افقی
abscissa بعد افقی
abscissa محور افقی
cross head تیر افقی
cross hatch هاشور افقی
cross level افقی کردن
crosscut saw اره افقی بر
straight افقی بطورسرراست
horizontal integration تمرکز افقی
straighter افقی بطورسرراست
straightest افقی بطورسرراست
putlog or lock تیر افقی
rhumb دایره افقی
ordinate حور افقی
horizontal integration ادغام افقی
trunnion پاشنه افقی
trunnion مفصل افقی
tier ردیف افقی
horizontal hook قلاب افقی
horizontal growth رشد افقی
horizontal combination ترکیب افقی
horizontal candlepower شمع افقی
transom وادار افقی
horizontal crossbar میله افقی
horizontal disparity ناهمخوانی افقی
horizontal boring سوراخکاری افقی
cross refer از یک قسمت کتاب به قسمت دیگر ان مراجعه کردن مراجعه متقابل کردن
mean horizontal candlepower شمع افقی متوسط
bars میله افقی در پرش
roof tree کش دیرک افقی چادر
laterad واقع درخط افقی
bar میله افقی در پرش
transverse abduction دور کردن افقی
lateralrelationship نسبت در خط افقی از پهلو
transom الت افقی کمرکش
surges حرکات افقی اب دریا
surged حرکات افقی اب دریا
surge حرکات افقی اب دریا
elevator مکان افقی متحرک
transverse adduction نزدیک کردن افقی
ridge pole کش دیرک افقی چادر
grand pianos پیانوی بزرگ و افقی
horizontal phase control تنظیم فاز افقی
horizontal loading بارگیری افقی کشتیها
horizontal labor mobility تحرک افقی کارگر
cross grinder شاه تیر افقی
lateral واقع درخط افقی
cross level حباب تراز افقی
advection جابجایی افقی هوا
common roof تیرچه افقی خرپا
horizontal loom دار افقی [قالی]
vertical loom دار افقی [قالی]
horizontal arch element حلقه افقی قوس
crossbars تیرک افقی دروازه
horizon system of coordinates دستگاه مختصات افقی
crossbar تیرک افقی دروازه
breastsummer تیر افقی سردر
grand piano پیانوی بزرگ و افقی
horizontal shearing stress تنش برش افقی
horizontal social mobility تحرک افقی اجتماعی
horizontal stabilizer مکان افقی ثابت
elevators مکان افقی متحرک
dragon-tie تیر افقی گوشه ها
x plates صفحات انحراف افقی
X coordinate مختصات بردار افقی
spar ستون افقی [کشتی]
boom ستون افقی [کشتی]
horizontal synchronizing همزمان ساز افقی
x axis بردار افقی گراف
horizontal event numbering شماره گذاری افقی وقایع
scanned یکی ازخط وط افقی فسفری
crossbars چوب افقی بالای مانع
axis برای مختصات افقی در گراف
bar چوب افقی بالای مانع
crossbar چوب افقی بالای مانع
boom تیر افقی وصل به بادبان
bars چوب افقی بالای مانع
transit compass الت سنجش گوشههای افقی
boomed تیر افقی وصل به بادبان
foward speed همنه سرعت در صفحه افقی
ledgers تیر افقی جلو چوبست
adjustment for horizontal-circle image تنظیم افقی مرکز تصویر
scan یکی ازخط وط افقی فسفری
ledger تیر افقی جلو چوبست
x axis محور افقی مختصات یا محورطولها
yard بازوی افقی دکل ناو
yards بازوی افقی دکل ناو
horizontal loading پر کردن مهمات به طور افقی
chitary jireugi ضربه مشت موازی یا افقی
wale تیر افقی انتخاب کردن
racing dive شیرجه افقی دراغاز مسابقه
scans یکی ازخط وط افقی فسفری
booms تیر افقی وصل به بادبان
booming تیر افقی وصل به بادبان
western roll غلطیدن افقی از روی میله
validity بررسی و افقی بودن داده یا نتیجه
sliding wedge تیغه متحرک کولاس گاوهای افقی
row مجموعه دادههای افقی در آرایه یا ماتریس
rows مجموعه دادههای افقی در آرایه یا ماتریس
rowed مجموعه دادههای افقی در آرایه یا ماتریس
lateral افقی راهرو زیرزمینی موازی جبهه
trabeation ساخته شده بوسیله تیرهای افقی
twist دوران حول محور افقی پیچش
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com