English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 49 (4 milliseconds)
English Persian
orbital frontal cortex قشر پیشین حدقهای
Other Matches
pristine پیشین
fore پیشین
anterior پیشین
primitive پیشین
apriori پیشین
previous پیشین
antecedents پیشین
antecedent پیشین
ci devant پیشین
one-time پیشین
ventral پیشین
primeval پیشین
incisive tooth دندان پیشین
instatu quo بحالت پیشین
langsyne در روزگار پیشین
primogenitors نیاکان پیشین
protext عبارت پیشین
telencephalon مغز پیشین
the days of old روزگار پیشین
the magi of old مجوسیان پیشین
the old ways رسمهای پیشین
foretime روزگار پیشین
early poets شعرای پیشین
cerebra مغز پیشین
cerebrum مغز پیشین
cerebrums مغز پیشین
prior پیشین جلوی
olden پیشین سابق
incisor دندان پیشین
past master استاد پیشین
antecendent phenomenon پدیده پیشین
past masters استاد پیشین
paleocrystic یخ بسته از زمانهای پیشین
old boy دانش آموز پیشین
incisive دندان پیشین ثنایا
old boys دانش آموز پیشین
former قالب گیر پیشین
Dahomey نام پیشین کشور بنین
to rest on ones laurels بجایزههای پیشین خودخرسند بودن
to run the f. جاده پیشین رادوباره رفتن
og الفبای پیشین و ایرلندی که 02 حرف داشت
track records آمار اعمال یا موفقیت های پیشین
track record آمار اعمال یا موفقیت های پیشین
constable of france فرمانده کل قوادرغیاب پادشاهان پیشین فرانسه
prestation خدمتی که درزمان پیشین دربرابرمالیات انجام می دادند
sanhedrim سهندرین :دادگاه وشورای عالی بنی اسرائیل دراورشلیم درزمانهای پیشین
hush ship کشتی جنگی که درجنگ بزرگ پیشین نهانی ساخته شده وبسیار کلان و تندرو بود
non destructive cursor صفحه نمایش که حروف پیشین را هنگام نمایش حروف جدید برگرداند
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com