English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English Persian
horizontal polarization قطبش افقی
Other Matches
planing افقی سطح افق افقی کردن
planed افقی سطح افق افقی کردن
levelled تراز سطح افقی افقی کردن
planes افقی سطح افق افقی کردن
levels تراز سطح افقی افقی کردن
level تراز سطح افقی افقی کردن
leveled تراز سطح افقی افقی کردن
plane افقی سطح افق افقی کردن
sliding wedge گاوه افقی یاکولاس افقی
polarization قطبش
polarity قطبش
polarities قطبش
lattice polarization قطبش شبکه
polarization potential پتانسیل قطبش
polarization plane صفحه قطبش
polarization of a medium قطبش محیط
left hand polarization قطبش چپ گرد
polarizability قطبش پذیری
polariscope قطبش نما
polarimetry قطبش سنجی
left handed polarization قطبش چپ گرد
polarimeter قطبش سنج
dielectric polarization قطبش دی الکتریکی
atomic polarization قطبش اتمی
polarization of light قطبش نور
pole changer تغییردهنده قطبش
polarograph قطبش سنج
concentration polarization قطبش غلظتی
battery polarization قطبش باتری
depolarization قطبش زدایی
molecular polarizability قطبش پذیری مولکولی
acid depolarization قطبش زدایی اسیدی
ionic polyrizability قطبش پذیری یونی
polarity changer تغییر دهنده قطبش
polarising قطبش دادن دوقطبی ساختن
deformation polarizability قطبش پذیری تغییر شکل
polarised قطبش دادن دوقطبی ساختن
polarizer متضاد کننده قطبش دهنده
polarizing قطبش دادن دوقطبی ساختن
polarises قطبش دادن دوقطبی ساختن
polarizes قطبش دادن دوقطبی ساختن
polarize قطبش دادن دوقطبی ساختن
lateral افقی
laterad افقی
horizontal افقی
cross hatch هاشور افقی
crosscut saw اره افقی بر
trunnion پاشنه افقی
transom وادار افقی
transom الت افقی
rhumb دایره افقی
cross head تیر افقی
cross beam تیر افقی
brise-soleil پرده افقی
horizontal cornice رخ بام افقی
horizontal section برش افقی
horizontally بطور افقی
tier ردیف افقی
tiers ردیف افقی
abscissa بعد افقی
abscissa محور افقی
cross-beam تیر افقی
horizontal taping مساحی افقی
brise-soleil کرکره افقی
putlog or lock تیر افقی
cross level افقی کردن
horizontal integration انضمام افقی
horizontal loading کولاس افقی
horizontal mobility تحرک افقی
horizontal plane صفحه افقی
transverse plane صفحه افقی
horizontal pump پمپ افقی
horizontal scrolling حرکت افقی
landscape orientation تمایل افقی
horizontal wedge کولاس افقی
horizontal wedge گاوه افقی
horizontal integration تمرکز افقی
horizontal integration ادغام افقی
horizontal boring سوراخکاری افقی
yardarm بازوی افقی
plain coordinates مختصات افقی
ordinate حور افقی
horizontal candlepower شمع افقی
horizontal combination ترکیب افقی
horizontal crossbar میله افقی
horizontal disparity ناهمخوانی افقی
horizontal growth رشد افقی
horizontal hook قلاب افقی
jack arch طاق افقی
trunnion مفصل افقی
horizontal سطح افقی
straightest افقی بطورسرراست
straighter افقی بطورسرراست
straight افقی بطورسرراست
surges حرکات افقی اب دریا
laterad واقع درخط افقی
lateralrelationship نسبت در خط افقی از پهلو
advection جابجایی افقی هوا
mean horizontal candlepower شمع افقی متوسط
crossbars تیرک افقی دروازه
bars میله افقی در پرش
bar میله افقی در پرش
ridge pole کش دیرک افقی چادر
horizontal synchronizing همزمان ساز افقی
horizontal stabilizer مکان افقی ثابت
horizontal arch element حلقه افقی قوس
elevators مکان افقی متحرک
elevator مکان افقی متحرک
horizontal loading بارگیری افقی کشتیها
horizontal phase control تنظیم فاز افقی
horizontal shearing stress تنش برش افقی
cross grinder شاه تیر افقی
horizontal social mobility تحرک افقی اجتماعی
surge حرکات افقی اب دریا
surged حرکات افقی اب دریا
horizon system of coordinates دستگاه مختصات افقی
cross level حباب تراز افقی
common roof تیرچه افقی خرپا
x axis بردار افقی گراف
lateral واقع درخط افقی
X coordinate مختصات بردار افقی
horizontal labor mobility تحرک افقی کارگر
horizontal loom دار افقی [قالی]
vertical loom دار افقی [قالی]
breastsummer تیر افقی سردر
dragon-tie تیر افقی گوشه ها
boom ستون افقی [کشتی]
x plates صفحات انحراف افقی
roof tree کش دیرک افقی چادر
transverse abduction دور کردن افقی
grand pianos پیانوی بزرگ و افقی
grand piano پیانوی بزرگ و افقی
transverse adduction نزدیک کردن افقی
spar ستون افقی [کشتی]
crossbar تیرک افقی دروازه
transom الت افقی کمرکش
windowsill قسمت افقی لبه پنجره
horizontal event numbering شماره گذاری افقی وقایع
bar چوب افقی بالای مانع
racing dive شیرجه افقی دراغاز مسابقه
horizontal loading پر کردن مهمات به طور افقی
transit compass الت سنجش گوشههای افقی
yards بازوی افقی دکل ناو
yard بازوی افقی دکل ناو
boomed تیر افقی وصل به بادبان
adjustment for horizontal-circle image تنظیم افقی مرکز تصویر
wale تیر افقی انتخاب کردن
booms تیر افقی وصل به بادبان
ledger تیر افقی جلو چوبست
western roll غلطیدن افقی از روی میله
x axis محور افقی مختصات یا محورطولها
bars چوب افقی بالای مانع
booming تیر افقی وصل به بادبان
ledgers تیر افقی جلو چوبست
boom تیر افقی وصل به بادبان
crossbars چوب افقی بالای مانع
chitary jireugi ضربه مشت موازی یا افقی
scanned یکی ازخط وط افقی فسفری
scan یکی ازخط وط افقی فسفری
scans یکی ازخط وط افقی فسفری
foward speed همنه سرعت در صفحه افقی
crosspiece قسمت افقی وعرضی هر چیزی
axis برای مختصات افقی در گراف
crossbar چوب افقی بالای مانع
breast چوب افقی پایین دار [قالی]
bail چوب کوتاه افقی روی پایه
horizontal tab حرکت مکان نما به صورت افقی
x axis محور افقی روی یک صفحه مختصاتی
lateral افقی راهرو زیرزمینی موازی جبهه
x amplifier تقویت کننده با سیستم انحراف افقی
sliding wedge تیغه متحرک کولاس گاوهای افقی
validity بررسی و افقی بودن داده یا نتیجه
mid span مرکزفاصله افقی بین دو پایه متوالی پل
trabeated ساخته شده بوسیله تیرهای افقی
trabeation ساخته شده بوسیله تیرهای افقی
chimney-mantle [قسمت افقی پیش بخاری تزئینی]
rows مجموعه دادههای افقی در آرایه یا ماتریس
twisting دوران حول محور افقی پیچش
twist دوران حول محور افقی پیچش
row مجموعه دادههای افقی در آرایه یا ماتریس
rowed مجموعه دادههای افقی در آرایه یا ماتریس
warp beam چوب افقی بالای دار [قالی]
twists دوران حول محور افقی پیچش
horizontal drilling and milling machine دستگاه مته کاری و فرزکاری افقی
outhaul طناب وصل کننده بادبان به تیر افقی
treadmill چرخ افقی بزرگی که زندانیان ان را بحرکت دراورند
advection حرکت افقی تودهای ازهوا دراثرتغییردرجهء حرارت
high tailed aircraft هواپیمایی که دم افقی ان بالای سکان عمودی قرارگرفته
planche وضع افقی بدن ژیمناست روی دستها
side cast پرتاب نخ ماهیگیری بحالت قوس تقریبا" افقی
adjustable stabilizer تثبیت کننده افقی قابل تنظیم هواپیما
purline قسمت افقی روی شاه تیر یا ستونها
purlin قسمت افقی روی شاه تیر یاستونها
treadmills چرخ افقی بزرگی که زندانیان ان را بحرکت دراورند
bowled باختن توپزن در نتیجه انداختن میله افقی
orientation جهت صفحه یا به صورت لبه افقی یا عمودی
raster scan graphics نمایش بصری صفحه تصویربا خطوط افقی
potter wheel صفحه افقی گردنده که کوزه گر گل بران قالب میکند
scanned حرکت اشعه تصویر افقی در مقابل صفحه CRT
spreader میله افقی که بادبان را از دکل جدا نگاه می دارد
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com