Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (9 milliseconds)
English
Persian
bond polarity
قطبیت پیوند
Other Matches
polarity
قطبیت
polarities
قطبیت
hydrogen bonding
پیوند هیدروژنی
[ایجاد پیوند مولکولی توسط هیدروژن]
[در رنگرزی]
polarity number
عدد قطبیت
magnetic polarity
قطبیت مغناطیسی
nexus
پیوند
linkage
پیوند
bond
پیوند
associating
هم پیوند
associates
هم پیوند
associated
هم پیوند
hyphen
پیوند
hyphens
پیوند
unrelated
بی پیوند
associate
هم پیوند
consociation
پیوند
anastomosis
پیوند
colligation
پیوند
graftage
پیوند
grafter
پیوند زن
imping
پیوند
grafting
پیوند
inosculation
پیوند رگ ها
inosculation
رگ پیوند
ligature
خط پیوند
strapping
پیوند
linkages
پیوند
connexion
پیوند
syntheses
پیوند
grafted
پیوند
zonule
پیوند
link
پیوند
graft
پیوند
slur
پیوند
bonding
پیوند
merging
پیوند
connection
پیوند
ligament
پیوند
relation
پیوند
synthesis
پیوند
connexions
پیوند
transplantation
پیوند
ligaments
پیوند
slurred
پیوند
grafts
پیوند
slurring
پیوند
slurs
پیوند
communications link
پیوند مخابراتی
heat affected zone
ناحیه پیوند
hydrogen bond
پیوند هیدروژنی
data link
پیوند داده
communication link
پیوند ارتباطی
long splice
پیوند بلند
acetylenic link
پیوند استیلنی
cold link
پیوند دستی
cold link
پیوند سرد
chink grafting
پیوند غلافی
graftage
پیوند زنی
chink grafting
پیوند اسکنهای
dative bond
پیوند داتیو
defragmentation
پیوند تکه ها
data link
پیوند دادهای
double bond
پیوند دوگانه
doubly linked
با پیوند مضاعف
dynamic link
پیوند پویا
electrovalent bond
پیوند الکترووالانسی
metallic bond
پیوند فلزی
cut splice
پیوند میانی
crossbreed
پیوند زدن
equatorial bond
پیوند استوایی
cross breeding
پیوند دوجنس
eye splice
پیوند چشمی
engraft
پیوند زدن
covalent bond
پیوند کووالانسی
hyphenate
با خط پیوند نوشتن
ionic bond
پیوند یونی
outcrossing
پیوند دو نژاد
outer connection
پیوند برونی
peptide bond
پیوند پپتیدی
peptide linkage
پیوند پپتیدی
polar bond
پیوند قطبی
transplantable
پیوند شدنی
radio link
پیوند رادیویی
root graft
پیوند ریشهای
sailmaker splice
پیوند چادردوز
short splice
پیوند کوتاه
tie bar
اهن پیوند
single bond
پیوند یگانه
single bond
پیوند ساده
splicer
پیوند دهنده
synchondrosis
پیوند غضروفی
syndesmosis
پیوند رباطی
syntropy
پیوند سالم
osteoplasty
پیوند استخوانی
organ transplantation
پیوند عضو
link register
ثبات پیوند
multivincular
بسیار پیوند
linkage time
زمان پیوند
linker
پیوند دهنده
localized bond
پیوند مستقر
warm link
پیوند گرم
underpass approach
نشیب پیوند
underpass approach
سرازیری پیوند
mesalliance
پیوند ناجور
mismarriage
پیوند نامناسب
multiple bond
پیوند چندگانه
triple bond
پیوند سه گانه
neural bond
پیوند عصبی
ogee
منحنی پیوند
three center bonding
پیوند سه مرکزی
hybridization
پیوند زنی
spliced
پیوند کردن
ablosung
پیوند گسلی
splice
پیوند زدن
splice
پیوند کردن
association
پیوند ارتباط
grafts
پیوند گیاه
acetylene bond
پیوند استیلنی
acetylene link
پیوند استیلنی
acetylene linkage
پیوند استیلنی
acetylenic bond
پیوند استیلنی
associations
پیوند ارتباط
acetylenic linkage
پیوند استیلنی
anaplasty
پیوند کاری
protocols
پیوند نامه
spliced
پیوند زدن
protocol
پیوند نامه
linked
پیوند یافته
additive
پیوند کد مخابراتی
additives
پیوند کد مخابراتی
buckets
منحنی پیوند
confederacies
اتحاد پیوند
flanges
پیوند لوله
flange
پیوند لوله
splicing
پیوند زدن
splicing
پیوند کردن
splices
پیوند زدن
confederacy
اتحاد پیوند
splices
پیوند کردن
bucket
منحنی پیوند
grafted
پیوند گیاه
bond angle
زاویه پیوند
bonding
تشکیل پیوند
bond energy
انرژی پیوند
unions
پیوند وصلت
bond distance
طول پیوند
bond length
طول پیوند
union
پیوند وصلت
bond moment
گشتاور پیوند
link
پیوند دادن
bond order
مرتبه پیوند
chain splice
پیوند زنجیری
bond rupture
گسیختن پیوند
bond strength
قدرت پیوند
chemical bond
پیوند شیمیایی
bent bond
پیوند خمیده
basic linkage
پیوند اساسی
axial bond
پیوند محوری
back splice
پیوند وارون
atomic bond
پیوند اتمی
graft
پیوند گیاه
back splice
پیوند معکوس
polar covalent bond
پیوند کووالانسی قطبی
tie bar
بست جوش پیوند
to be untiedin marriage
پیوند زناشویی کردن
multicenter binding
پیوند چند مرکزی
juncture
پیوند گاه درز
graft
جفت کردن پیوند
link
دانه زنجیر پیوند
micro to main frame
پیوند ریزکامپیوتر و کامپیوتربزرگ
grafted
جفت کردن پیوند
valence bond structure
ساختار پیوند والانسی
valence bond theory
نظریه پیوند والانس
trailer tongue
[American English]
[coupling]
[British English]
پیوند به داخل
[در تریلر]
symmetry double bond
پیوند دوگانه متقارن
grafts
جفت کردن پیوند
union
پیوند اتحادیه اتصالی
unions
پیوند اتحادیه اتصالی
ecumenism
هم پیوند گرایی مذهب
marrige of convenience
پیوند با چشم داشت
linked subroutine
زیربرنامه پیوند یافته
intergraft
متقابلا پیوند شدن
bond cleavage
گسسته شدن پیوند
intercage bond
پیوند بین قفسی
grafting
عمل پیوند زدن
imping
عمل پیوند زدن
hyphenize
باخط پیوند چسبانیدن
exocyclic double bond
پیوند دوگانه اگزوسیکلی
hyphenate
باخط پیوند چسبانیدن
cross fertilize
باهم پیوند زدن
homograft
پیوند از جنس خود
chemical bonding
تشکیل پیوند شیمیایی
electron pair bond
پیوند زوج الکترون
back bonding
تشکیل پیوند از پشت
homopolar bond
پیوند جور قطبی
heteropolar bond
پیوند ناجور قطبی
interwed
باهم پیوند کردن
bond formation energy
انرژی تشکیل پیوند
endocyclic double bond
پیوند دوگانه اندوسیکلی
conjugated double bond
پیوند دوگانه مزدوج
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com