English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 101 (6 milliseconds)
English Persian
subkingdom قلمرو تابعه
Other Matches
component forces نیروهای تشکیل دهنده یک یکان یکانهای تابعه قسمتهای تابعه یک عملیات مشترک
subsidiaries تابعه
subsidiary تابعه
subsidiaries شرکت تابعه
subsidiary شرکت تابعه
subordinate تحت امر یکانهای تابعه
subordinated تحت امر یکانهای تابعه
subordinates تحت امر یکانهای تابعه
subordinating تحت امر یکانهای تابعه
integrating یکی کردن تابعه اولیه چیزی را گرفتن اختلاط
integrates یکی کردن تابعه اولیه چیزی را گرفتن اختلاط
integrate یکی کردن تابعه اولیه چیزی را گرفتن اختلاط
territory قلمرو
shrievalty قلمرو
kingdom قلمرو
home range قلمرو
count palatine قلمرو
bourgeon قلمرو
spheres قلمرو
sphere قلمرو
milieux قلمرو
milieus قلمرو
milieu قلمرو
circling قلمرو
circles قلمرو
circled قلمرو
circle قلمرو
zones قلمرو
zone قلمرو
realms قلمرو
realm قلمرو
dominion قلمرو
domains قلمرو
areas قلمرو
area قلمرو
orbit قلمرو
territories قلمرو
domain قلمرو
orbits قلمرو
orbited قلمرو
heathendom قلمرو کفار
grand duchy قلمرو دوک
duchies قلمرو دوک
jurisdication حق قضاوت قلمرو
knowledge domain قلمرو اگاهی
viscounty قلمرو ویکنت
satrapy قلمرو ساتراپ
regality سلطنت قلمرو
queendom قلمرو ملکه
territory of state قلمرو دولت
popedom قلمرو پاپ
pashalic قلمرو پاشا
lieutenancy قلمرو ستوانی
knowledge domain قلمرو دانش
sultanates قلمرو سلطان
realms قلمرو سلطان
realm قلمرو سلطان
dioceses قلمرو اسقف
diocese قلمرو اسقف
duchy قلمرو دوک
principalities قلمرو شاهزاده
principality قلمرو شاهزاده
abbacy قلمرو راهب
archdeaconry قلمرو و سرشماس
sultanate قلمرو سلطان
scope قلمرو حوزه
dukedom قلمرو دوک
dukedoms قلمرو دوک
kaiserdom قلمرو حکومت قیصر
parsonage قلمرو کشیش بخش
parsonages قلمرو کشیش بخش
seigneury قلمرو حکومت لرد
title of territory مالکیت قلمرو کشور
purview قلمرو اجراء چشم رس
prelature قلمرو اسقف اعظم
khanate قلمرو حکومت خان
archbishopric مقام یا قلمرو اسقف
diocesan وابسته به قلمرو اسقف
bailiwick ناحیه قلمرو مامور
barony ملک یا قلمرو بارون
palatinate ناحیه قلمرو کنت
archduchy قلمرو و حکومت دوک بزرگ
archdiocese قلمرو مذهبی اسقف اعظم
in claisum دریایی که در قلمرو کشورویژهای باشد
sovereignty اقتدار و برتری قلمرو پادشاه
parishes بخش یا ناحیه قلمرو کشیش کلیسا
count palatine قلمرو خود امتیازات شاهانه داشت
closed sea دریایی که جزو قلمرو کشوری باشد
seigniory قلمرو امرای دوره ملوک الطوایفی
parish بخش یا ناحیه قلمرو کشیش کلیسا
dominion قلمرو ملک وابستگان مستقل یک کشور
thaneship قلمرو یا موقعیت ومقام خان مقام خانی
extraterritorial واقع درخارج قلمرو داخلی خارج مملکتی
vicariate قلمرو خلافت حوزه تحت نظر خلیفهء اعظم
vicarate قلمرو خلافت حوزه تحت نظر خلیفهء اعظم
reporting by axception گزارشی که فقط حاوی اقلام خارج از قلمرو عادی بوده ونیازمند توجه مدیریت است
king dom کشوری که پادشاه داشته باشد قلمرو یک پادشاه
sheikdom شیخ نشین قلمرو شیخ
sheikhdom شیخ نشین قلمرو شیخ
terrtorialize محدود بیک ناحیه کردن بصورت خطه در اوردن بنواحی متعدد تقسیم کردن بصورت قلمرو در اوردن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com