English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 79 (5 milliseconds)
English Persian
lye قلیاب صابون پزی قلیا زدن
Other Matches
barilla قلیاب قمی
halogeton علف قلیاب قرینه
alkalic قلیا
antalkali ضد قلیا
kali قلیا
sodas قلیا
alkalis قلیا
soda قلیا
alkali قلیا
alkali blue ابی قلیا
alkaloid شبیه قلیا
alkaloid شبه قلیا
alkaloidal شبه قلیا
sodium carbonate نمک قلیا
carbonate of soda جوهر قلیا
alka;imetry قلیا سنجی
kaligenous قلیا ساز
amphoteric دارای خاصیت اسید و قلیا
alkali قلیا مادهای باخاصیت قلیایی مثل سودمحرق
alkalis قلیا مادهای باخاصیت قلیایی مثل سودمحرق
Soap lather . کف صابون
soapsuds کف صابون
suds کف صابون
suds اب صابون
soapless بی صابون
lather کف صابون
soap suds کف صابون
soap solution اب صابون
soap maker صابون پز
soap boiler صابون پز
soap صابون
soaping صابون
soaped صابون
soaps صابون
soap bubble حباب کف صابون
washing powders گرد صابون
soap solution محلول صابون
soapbark درخت صابون
some soap چند تا صابون
A bar of soap. A cake of soap. یک قالب صابون
washing powders صابون رختشویی
saponification با صابون شستن
washing powder گرد صابون
soapmaking صابون سازی
wash ball صابون دستشویی
washing powder صابون رختشویی
water soak در اب صابون زدن
saponification صابون سازی
soapy صابون دار
animal soap صابون حیوانی
abrasive soap صابون سایا
soapboxes جعبه صابون
soaps صابون زدن
soaping صابون زدن
soaped صابون زدن
soap صابون زدن
scours صابون زدن
scoured صابون زدن
scour صابون زدن
soapbox جعبه صابون
saponated صابون دار
saponaceous صابون دار
lathery مثل کف صابون
liquid soap صابون مایع
opodeldoc صابون کافوری
metallic soap صابون فلزی
barilla قلیای صابون پزی
detergents گرد صابون قوی
detergent گرد صابون قوی
lather کف یا عرق اسب صابون زدن
saponated صابون زده دارای محلول صابونی
He latherd his chin before shaving. قبل از اصلاح صورتش را کف صابون مالید
Soap doest lather in salty water . صابون رآب شور کف نمی کند
May I have some soap? ممکن است چند تا صابون برایم بیاورید؟
green soap صابون ملایمی که ازروغنهای گیاهی تهیه میشود
To lick ones lips . شکم خود را برای چیزی صابون زدن
tailor's chalk گچ یا صابون خیاطی مخصوص علامت گذاری روی پارچه
litmus ماده ابی رنگی که ازبعضی گلسنگ ها بدست میایدودر اثر اسید زیاد برنگ قرمزتبدیل میشود وهرگاه قلیا بدان بزنند باز برنگ ابی در میاید
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com