English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 117 (4 milliseconds)
English Persian
saccharine قندی محتوی قند
Other Matches
sugary قندی
sugared قندی
candied قندی
chamfered end کله قندی
conical کله قندی
conic کله قندی
sugar loaf کله قندی
saccharinity حالت قندی
sugar maple افرای قندی
sugarloaf کله قندی
glycosuria ماده قندی درادرار
conical کله قندی مخروطی
levulose قندی بفرمول 6O 21H6C
maltose ماده قندی سمنوی جو
door stop دکمه کله قندی
electuary معجون خمیردارو دوای قندی
hard maple افرای قندی قند افرا
sucker خروس قندی اب نبات مکیدنی
fructose ماده قندی میوه ماینه رو
suckers خروس قندی اب نبات مکیدنی
syrup محلول غلیظ قندی دارویی
sirup محلول غلیظ قندی دارویی
omphalos سنگ کله قندی ناف
syrups محلول غلیظ قندی دارویی
sugars ماده قندی با شکر مخلوط کردن
mannitol ماده قندی شیر خشت وغیره
mannite ماده قندی شیر خشت وغیره
malose ماده قندی سمنو 11O22H 21C
lactosuria وجود ماده قندی شیر درپیشاب
sugar ماده قندی با شکر مخلوط کردن
mannose ماده قندی که ازاکسیداسیون مانیتول بدست میاید
amylose مادهء قندی که داخل ذرات نشاستهای را تشکیل میدهد
cones هرچیزمخروطی یاکله قندی مخروطی شکل کردن قیف
cone هرچیزمخروطی یاکله قندی مخروطی شکل کردن قیف
glycogenesis تشکیل مواد قندی ازمولکولهای غیر نشاسته مانند پرتئین و چربی
hydrous محتوی اب
container محتوی
containers محتوی
criteria محتوی
fillers محتوی
filler محتوی
contenting محتوی
contents محتوی
content محتوی
aluminous محتوی الومینیوم
gas content محتوی گاز
platinous محتوی پلاتین
sanguinolent محتوی خون
contain محتوی بودن
copper bearing محتوی مس حاوی مس
contained محتوی بودن
bottles محتوی یک بطری
bottle محتوی یک بطری
contains محتوی بودن
pouncet box قوطی محتوی گردخوشبو
content خرسند کردن محتوی
contenting خرسند کردن محتوی
content addressable نشانی پذیر از روی محتوی
quartzite سنگ شنی محتوی کوارتز
content addressed نشامی یافته از روی محتوی
compressed gas cylinder سیلندر محتوی گاز متراکم
docketing فهرست محتوی بسته ارسالی
tea bag پاکت محتوی چای فوری
poster color شیشه محتوی ابرنگ وخمیررنگ
music box جعبه محتوی ساز کوکی
docket فهرست محتوی بسته ارسالی
docketed فهرست محتوی بسته ارسالی
dockets فهرست محتوی بسته ارسالی
palling تابوت محتوی مرده حائل
clear تغییر محتوی یک خانه حافظه
clearer تغییر محتوی یک خانه حافظه
clearest تغییر محتوی یک خانه حافظه
tea bags پاکت محتوی چای فوری
palled تابوت محتوی مرده حائل
pall تابوت محتوی مرده حائل
clears تغییر محتوی یک خانه حافظه
binary alloy الیاژ محتوی دوفلز بنیانی
bottled gas بشگه یااستوانه محتوی گازفشرده
camera magazine جعبه محتوی فیلم عکاسی
palls تابوت محتوی مرده حائل
time capsule محفظه محتوی اثار تاریخی وفرهنگی
swizzle انواع مشروبات الکلی محتوی یخ وشکر
myoglobin پروتئینی محتوی اهن قرمزدر عضله
rogatory letters نامه محتوی تفویض نیابت قضایی
seabag کیف پارچه یی محتوی لباس ملوانان
megasporangium هاگدان بزرگ محتوی هاگ ماده
sketchbooks کتاب محتوی قطعات کوتاه ادبی
scandal sheet نشریه محتوی شایعات افتضاح امیز
sausage روده محتوی گوشت چرخ شده
urn گلدان یا فرف محتوی خاکستر مرده
sketchbook کتاب محتوی قطعات کوتاه ادبی
sausages روده محتوی گوشت چرخ شده
urns گلدان یا فرف محتوی خاکستر مرده
epos مجموعه اشعار محتوی افسانههای ملی
dumpling نوعی پودینگ که محتوی میوه پخته است
dumplings نوعی پودینگ که محتوی میوه پخته است
hematoma توموریاغده محتوی خون خارج شده از رگها
doorplate پلاک محتوی نام شخص که روی درنصب میشود
enchilada کیک ذرت محتوی گوشت وگوجه فرهنگی وادویه
pudding دسر محتوی ارد برنج وتخم مرغ شبیه فرنی
puddings دسر محتوی ارد برنج وتخم مرغ شبیه فرنی
Molotov cocktails بطری محتوی مواد منفجره که بجای نارنجک بکار میرود
Molotov cocktail بطری محتوی مواد منفجره که بجای نارنجک بکار میرود
compressed air tunnel تونل باد مدار بستهای محتوی گاز یا هوای تحت فشار
child یک رکورد داده که تنها با توجه به محتوی رکوردهای موجوددیگر میتواند ایجاد شود
cases جعبه محتوی باروت و فشنگ و غیره قابل انعطاف بودن کمان حق تقدم درتیراندازی انداختن قلاب به اب
case جعبه محتوی باروت و فشنگ و غیره قابل انعطاف بودن کمان حق تقدم درتیراندازی انداختن قلاب به اب
offertory سینی محتوی پول یا پول جمع اوری شده از حضار در کلیسا
contained در بر گرفتن محتوی بودن حاوی بودن محاصره کردن
contain در بر گرفتن محتوی بودن حاوی بودن محاصره کردن
contains در بر گرفتن محتوی بودن حاوی بودن محاصره کردن
declaratory statute قانون تاکیدی قانونی است که محتوی مطلب جدیدی نیست بلکه لازم الاجرابودن یک قانون سابق را تاکیدو تصریح میکند
chars نوع دادهای که دادهای راکه محتوی متغیری است که بیان کننده یک حرف به کد ASC II است نشان میدهد
charring نوع دادهای که دادهای راکه محتوی متغیری است که بیان کننده یک حرف به کد ASC II است نشان میدهد
char نوع دادهای که دادهای راکه محتوی متغیری است که بیان کننده یک حرف به کد ASC II است نشان میدهد
associative storage یک وسیله مخصوص ذخیره اطلاعات که در ان ادرس محل ذخیره اطلاعات از طریق محتوی اطلاعات ذخیره شده در ان محل مشخص میشود
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com