Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 34 (5 milliseconds)
English
Persian
shirt-tail
قوم و خویش دور
shirt-tails
قوم و خویش دور
Search result with all words
kin
قوم و خویش خویشی
kin
خویش
connection
خویش
connexions
خویش
kinswoman
خویش
kinswomen
خویش
relation
خویش
affinity
قوم و خویش سببی
self
خویش
niece
خویش و قوم مونث
nieces
خویش و قوم مونث
nepotism
خویش و قوم پرستی
germane
منتسب خویش و قوم
megalomania
مرض بزرگ پنداری خویش جنون انجام کارهای بزرگ
devisor
کسیکه بمیل خویش چیزی رابدیگری بارث می گذارد مورث
he is kin to me
اوبامن خویش
he is kin to me
او خویش منست
kindred
خویش
nepotist
خویش پرست
non commital
از گرفتارکردن خویش بویسله تصدیق یا تکذیب مطلبی
relativein law
خویش سببی
self absorption
غرق در خویش غرق شدن در افکار
self condemned
محکوم شده توسط نفس خود مقصر نزد وجدان خویش
self discharging
رهاکننده خویش
self propulsion
حرکت توسط نیروی خود پیشروی توسط نیروی خویش
self tightening
نفس خویش را درتنگنا قراردهنده
self tightening
برنفس خویش فشاروارد اورنده
sib
خویش وقوم
to call cousins
قوم و خویش داشتن
to take after number one
در فکر خویش بودن
to take care of number one
در فکر خویش بودن از خودتوجه گردن
Every thing is good in its season.
<proverb>
که هر چیزى به جاى خویش نیکوست.
Partial phrase not found.
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com