English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 82 (6 milliseconds)
English Persian
stock shears قیچی پادار
Other Matches
pedate پادار
legged پادار
beam to tighten wrap پادار
footy پادار پایی
revalidate دوباره پادار کردن
validity of the credit معتبر بودن یا پادار بودن اعتبار
mammock دم قیچی
scissors قیچی
snippel دم قیچی
shear قیچی
overarm braces قیچی
pruning shears قیچی
braced قیچی
brace قیچی
tweeger قیچی
tweezer قیچی
snips قیچی
plate shears قیچی ورق بر
heavy shears قیچی اهنبر
hitch kick شوت قیچی
mammock از دم قیچی ردکردن
hot shear blade قیچی گرم
levered shears قیچی اهرمی
pruning shears قیچی باغبانی
circular shear قیچی کمانهای
wire cutter قیچی میخچین
tin snips قیچی دستی
split tackle تکل قیچی
shear steel فولاد قیچی
secateur قیچی باغبانی
scissors vault پرش قیچی
scissors kick ضربه قیچی
scissel دم قیچی فلزات
rotary shear قیچی گردان
forficate قیچی مانند
combination slitting, shears قیچی ورق
alligator shears قیچی اهرمی
sheared قیچی شده
snip قیچی کردن
snipped قیچی کردن
snipping قیچی کردن
clipper قیچی باغبانی
wire cutter قیچی سیمبر
scissors پرش قیچی
shear قیچی اهن بر
lever shear قیچی اهرمی
lever shears قیچی اهرمی
shear قیچی کردن
share قیچی کردن
blooming shears قیچی شمشه
bolt clipper قیچی پیچ
shared قیچی کردن
shares قیچی کردن
shear اسباب برش قیچی
tin snips قیچی اهن بر مهندسی
trim یکنواخت کردن با قیچی
snips قیچی اهن بری
scissors-glasses عینک قیچی شکل
clinchers قیچی کننده قاطع
overhead kick ضربه قیچی به عقب
scissoring vibration ارتعاش قیچی وار
scissors قیچی روی خرک
clincher قیچی کننده قاطع
scissors jump پرش قیچی در اسکیت
wire shears قیچی سیم بری
continous chip برادههای قیچی کاری
guillotin plate shear قیچی ورق اهن بری
compound leverage floor jack اهرم بالابر قیچی شکل
eastern cut off شیوه قیچی پرش ارتفاع
snipper قیچی ویژه چیدن مو یا گیاه
shears قیچی پشم چینی یا باغبانی
trudgen stroke دست کرال و پای قیچی
scissor kick پای قیچی در شنای پهلو
shear شکاف دادن قیچی کردن
averruncator یکجور قیچی که با ان شاخههای بلندتر از قدرس رامیزنند
snips قیچی دستی برای بریدن ورقات فلزات
aviation snips قیچی دستی مرکبی برای بریدن ورقههای فلزی
pave [صاف کردن و یکنواخت سازی لبه یا انتهای فرش با قیچی]
eastern roll شیوه قیچی در پرش ارتفاع باغلطیدن پس از عبور از میله و فرود روی پا
scissored wool پشم مقراضی [پشمی که با قیچی دستی چیده شده نه با ماشین برقی لذا الیاف یک ناحیه دارای طول های متفاوت می باشند.]
corn-effect ذرتی شدن فرش که در اثر پرداخت یا قیچی کردن نامناسب بوجود می آید و پرزهای فرش همگی دارای یک ارتفاع نبوده و ظاهر پرز فرش بلند و کوتاه می شود
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com