Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 50 (5 milliseconds)
English
Persian
hulky
لاشه دار بدهیکل
Other Matches
unwieldy
بدهیکل
bier
لاشه
biers
لاشه
carnage
لاشه ها
carrion
لاشه
carcase
لاشه
corse
لاشه
carcass
لاشه
carcases
لاشه
cadavers
لاشه
carcasses
لاشه
corpse
لاشه
cadaver
لاشه
corpses
لاشه
quarry
لاشه شکار
hulls
لاشه کشتی
necrophilous
لاشه دوست
body
لاشه جسم
carrion
لاشه گندیده
hulk
لاشه کشتی
spalls
لاشه سنگ
cadaveric
لاشه مانند
bodies
لاشه جسم
necrophagous
لاشه خوار
retired draft
لاشه برات
quarrying
لاشه شکار
fieldstone
لاشه سنگ
hulks
لاشه کشتی
trunk
تنه لاشه
trunks
تنه لاشه
quarries
لاشه شکار
cadaverous
لاشه مانند
rubble
سنگ لاشه
hull
لاشه کشتی
uncoursed rubble masonery
بنایی سنگ لاشه در هم
offal
مواد زائد لاشه
wreckage
لاشه هواپیما یا ماشین وغیره
to recover a body from the wreckage
بازیابی کردن لاشه ای از خرابه
wreckage piece
تکه ای از لاشه هواپیما یا ماشین وغیره
crematory
کورهای که لاشه مرده یااشغال را در ان می سوزانند
wrecking
لاشه کشتی و هواپیما و غیره خراب کردن
crematoriums
کورهای که لاشه مرده یا اشغال را دران می سوزانند
crematorium
کورهای که لاشه مرده یا اشغال را دران می سوزانند
crematoria
کورهای که لاشه مرده یا اشغال را دران می سوزانند
wreck
لاشه کشتی و هواپیما و غیره خراب کردن
incinerators
کورهای که اشغال یا لاشه مرده در ان سوزانده و خاکسترمیشود
wrecks
لاشه کشتی و هواپیما و غیره خراب کردن
incinerator
کورهای که اشغال یا لاشه مرده در ان سوزانده و خاکسترمیشود
Where the carcass is there the ravens will collect together.
<proverb>
هر کجا لاشه اى وجود دارد آنجا لاشخورها دور هم جمع مى شوند.
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com