English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (9 milliseconds)
English Persian
mesoderm لایه وسطی جرثومه میانپوست
Other Matches
mesoblast لایه جرثومه میانی جنین
stamen جرثومه نرگیاه
staminate دارای جرثومه نر
stamens جرثومه نرگیاه
gemmulation جرثومه بندی
gemma غنچه جرثومه
services توابعی که در یک لایه DSI برای استفاده در لایه بالاتر به کار می روند
blanket course لایه ضد میک لایه در برابر کشش موئی روکش پادرس
underlays در زیر چیزی لایه قرار دادن لایه زیرین
collapse pressure حگاکثر فشار وارد به یک لایه تا ان لایه ریزش نکند
underlay در زیر چیزی لایه قرار دادن لایه زیرین
media زیر لایه در لایه اتصال داده از مدل شبکه OSI که دستیابی به رسانه ارسال را ممکن می سازد
die قطعه نازک مستطیلی از یک قرص نیمه هادی سیلیکان که به هنگام ساخت مدارهای مجتمع بریده شده یا لایه لایه می گردد
blanket course لایه محافظ در مقابل رس لایه پادرس
permafrost لایه یخ زده دایمی زمین پوسته یا لایه منجمد زمین
delaminate لایه لایه شدن
delamination لایه لایه کردن
delamination لایه لایه شدگی
lamination لایه لایه سازی
argillite خاک رس لایه لایه
interlayer لایه بین دو لایه
delamination لایه لایه شدن
mean وسطی
mediating وسطی
middle finger وسطی
mediates وسطی
mediated وسطی
mediate وسطی
meanest وسطی
median وسطی
centric وسطی
medial وسطی
meaner وسطی
middle میانی وسطی
middle succession توالی وسطی
middles میانی وسطی
mid میانی وسطی
meddle میانی وسطی
meddled میانی وسطی
meddles میانی وسطی
the dark ages قرون وسطی
Middle Ages قرون وسطی
mediaeval ages قرون وسطی
medival ages قرون وسطی
medius انگشت وسطی
mid- میانی وسطی
middle name نام وسطی-اسموسطین
middle lintel in window الت وسطی پنجره
medizeval history تاریخ قرون وسطی
longbows کمان بلند در انگلستان قرون وسطی
galley کشتی پارویی یا بادبانی قرون وسطی
dromond کشتی جنگی یا بازرگانی قرون وسطی
pennon پرچم مثلثی شکل قرون وسطی
wimple روسری زنان قرون وسطی چرخ
longbow کمان بلند در انگلستان قرون وسطی
medievalist متخصص درتاریخ وهنروفرهنگ قرون وسطی
chien-assis [پنجره زیر شیروانی مینیاتوری در قرون وسطی]
templar عضو فرقهای ازصلیبیون نظامی قرون وسطی
balistraria [قابی به شکل صلیب در دیوارهای قرون وسطی]
schoolman پیرو روش تحقیقی قرون وسطی مدرسه یی
scholasticism شیوه تعلیم وفلسفه مذهبی قرون وسطی
ballistraria [قابی به شکل صلیب در دیوارهای قرون وسطی]
schoolastic پیرو روش تحقیقی قرون وسطی مدرسه یی
cantherius [تیر اصلی خرپا در خانه های قرون وسطی]
canterius [تیر اصلی خرپا در خانه های قرون وسطی]
tower house قلعه مستحکم قرون وسطی خانه بالای برج
tilted شیب داشتن مسابقه نیزه سواری شمشیربازی سواره درقرون وسطی
tilts شیب داشتن مسابقه نیزه سواری شمشیربازی سواره درقرون وسطی
tilt شیب داشتن مسابقه نیزه سواری شمشیربازی سواره درقرون وسطی
to be broken on the wheel روی چرخ گاری مردن [نوعی مجازات اعدام در قرون وسطی]
gas plasma display صفحه نمایش سطح و سبک که از دو قطعه شیشهای پوشیده شده از هادی تشکیل شده است و توسط یک لایه توسط یک لایه نازک گاز نورانی جدا شده است که یک نقط ه صفحه توسط دو سیگنال الکتریکی انتخاب شده است
gas discharge display صفحه نمایش سطح و سبک که از دو قطعه شیشهای پوشیده شده از هادی تشکیل شده است و توسط یک لایه توسط یک لایه نازک گاز نورانی جدا شده است که یک نقط ه صفحه توسط دو سیگنال الکتریکی انتخاب شده است
calf's tongue [برجسته کاری های دکوری قرون وسطی با زبانه هایی شبیه تیرهای موازی]
controvrsism روش فکری گروهی ازروشنفکران قرون وسطی که بدون اعتقاد به هدفهای انقلابی به دفاع از حقوق افراد در مقابل پادشاهان می پرداختند
coats لایه
shells لایه
shell لایه
padding لایه
layer لایه
tier لایه
tiers لایه
lamellar لایه لایه
lamellose لایه لایه
layer line خط لایه
three ply سه لایه
three-ply سه لایه
layers لایه
stratum لایه
coatings لایه
coated لایه
beds لایه
yard لایه
ribband لایه
course لایه
coursed لایه
courses لایه
riband لایه
bed لایه
stuffless بی لایه
yards لایه
ribands لایه
ribbands لایه
leaf لایه
provine لایه
coat لایه
substrate لایه
strata لایه ها
shelling لایه
lamella لایه صفحه
energy stage لایه انرژی
epilimnion اب لایه سطحی
epilimnion اب لایه زبرین
energy shell لایه انرژی
filter layer لایه صافی
insulated layer لایه عایق
filter layer لایه پالایش
five ply پنج لایه
frost blanket course لایه پاد یخ
depletion layer تهی لایه
hard layer لایه سفت
in layers در چند لایه
impervious blanket لایه نفوذناپذیر
impervious blanket لایه ناتراوا
hard layer لایه سخت
intermediate layer لایه میانی
drainage course لایه زهکش
frost blanket course لایه ضد یخ قشر ضد یخ
ionosphere لایه یونسفر
euphotic اب لایه نورگیر
layer of rock لایه سنگی
sub grade لایه زیرین
subfloor لایه زیر کف
sublevel زیر لایه
subsell زیر لایه
substrate زیر لایه
substratum زیر لایه
superstratum ابر لایه
surface course لایه رویی
wearing course لایه رویی
the inner layer لایه درونی
top layer لایه فوقانی
traprock لایه بازالتی
undercoat زیر لایه
waterproofing course لایه اب بندی
soil horizon لایه خاک
silt layer لایه لای
layering لایه بندی
limnetic zone لایه نورگیر اب
magnetic layer لایه مغناطیسی
stratification لایه بندی
multilayer چند لایه
reversing layer لایه واگردان
mylar لایه پولیستری
outer shell لایه والانس
valence shell لایه والانس
overburden لایه سربار
oxide film لایه اکسیدی
pervious blanket لایه زهکش
porous layer لایه روزنهای
priming layer لایه استری
sand layer لایه ماسه
sedimentation لایه گذاری
selected material لایه فرم
zonate لایه دار
stripping برداشت لایه رو
strand لایه رودخانه
acid lining لایه اسیدی
barrier layer لایه سدی
basaltic stratum لایه بازالتی
base course لایه شالوده
plying لایه کاغذ
binder course لایه استر
ply لایه کاغذ
bioderm لایه زنده
pad لایه پشتی
pads لایه پشتی
stratosphere لایه- سپهر
surfacing لایه پوشش
priming لایه اول
bedding لایه زیرین
bedding لایه بندی
laminated لاله لایه
stripping تراش لایه رو
strands لایه رودخانه
plasterboard لایه گچی
blocking layer لایه سدی
blockstone course لایه سنگچین
bottom layer لایه مشترک
damp proof course= لایه نمبند
plied لایه کاغذ
coat of plastering لایه اندود
concrete layer لایه بتنی
damp proof course= لایه نمگیر
thin film لایه نازک
confining layer لایه فشارزا
plies لایه کاغذ
boundary layer لایه مرزی
carbon deposite لایه کربن
medieval قرون وسطی قرون وسطایی
mediaeval قرون وسطی قرون وسطایی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com