Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English
Persian
khaki
لباس کار خاکی رنگ
Other Matches
to dress
[put on your clothes or particular clothes]
لباس پوشیدن
[لباس مهمانی یا لباس ویژه]
[اصطلاح رسمی]
tractor group
گروه ناوچههای اب خاکی مخصوص پیاده کردن نفرات و خودروهای شنی دار اب خاکی
assault craft
ناوچههای هجومی اب خاکی قایق نفربرهجومی اب خاکی
antiamphibious minefield
میدان مین ضد اب خاکی یا ضدعملیات اب خاکی دشمن
naval landing party
تیم اب خاکی نیروی دریایی تیم اماده کردن ساحل برای عملیات اب خاکی
amphibious task group
گروه ماموریت اب خاکی گروه رزمی موقت اب خاکی
motley
مختلط لباس رنگارنگ دلقک ها لباس چهل تکه
hang out
پهن کردن لباس
[روی بند لباس]
life jacket
لباس نجات لباس چوب پنبهای
earth-bound
خاکی
terrestrial
خاکی
earthborn
خاکی
dust colour
خاکی
wood louse
خر خاکی
tellurian
خاکی
earth dam
سد خاکی
embankment dam
سد خاکی
amphibious pack
تک اب خاکی
earth fill dam
سد خاکی
terrene
خاکی
amphibious
اب خاکی
edaphic
خاکی
worldly
خاکی
earthy
خاکی
embankments
سد خاکی
earthen
خاکی
earthly
خاکی
embankment
سد خاکی
mundane
خاکی
steam iron
ماشین بخار لباس شویی دستگاه بخار لباس شویی
steam irons
ماشین بخار لباس شویی دستگاه بخار لباس شویی
geophyte
گیاه خاکی
landing party
گروه اب خاکی
amphibian
ابی خاکی
earethliness
خاکی بودن
earth born
خاکی فانی
landing forces
قوای اب خاکی
earthiness
طبیعت خاکی
earthiness
خاکی بودن
earth work
عملیات خاکی
homogeneous earth dam
سد خاکی همگن
ground ivy
پاپیتال خاکی
earth dam
بند خاکی
earth work
کارهای خاکی
earth road
راه خاکی
fuse plug
سرریز خاکی
earthwork
ختل خاکی
dew worm
کرم خاکی
alkaline earth
قلیایی خاکی
adaphic organism
زیستمند خاکی
amphibian
هواپیمای اب و خاکی
amphibian
وسیله اب و خاکی
dun
سمند خاکی
earthworms
کرم خاکی
earthworm
کرم خاکی
amphibious
خاکی و ابی
earthworks
عملیات خاکی
embankments
دیوار خاکی
embankment
دیوار خاکی
amphibious force
نیروی اب خاکی
amphibious lift
ترابری اب و خاکی
soil
خاکی کردن
soiling
خاکی کردن
soils
خاکی کردن
khaki
خاکی رنگ
angleworm
کرم خاکی
amphibious vehicle
خودروی اب خاکی
amphibious transport ship
ترابر اب خاکی
amphibious tank
تانک اب خاکی
amphibious reconnaissance
شناسایی اب خاکی
amphibious pack
بارهای اب خاکی
amphibious operation
عملیات اب خاکی
terrestrial
زمین خاکی
lobworm
کرم خاکی
vault formed in the earth
طاق خاکی
milleped
جنس خر خاکی
milliped
جنس خر خاکی
mold etc
خاکی کردن
rain worm
کرم خاکی
warping tug
یدک کش اب خاکی
staging
تمرین اب خاکی
zoned earth dam
سد خاکی ناهمگن
pulverulence
حالت خاکی
semiterrestrial
نیمه خاکی
bordered
پشته خاکی
border
پشته خاکی
dust color
رنگ خاکی
vallation
دیوار خاکی
bordering
پشته خاکی
terricolous
خاکزی خاکی
uniform
لباس متحدالشکل لباس نظامی متحدالشکل
uniforms
لباس متحدالشکل لباس نظامی متحدالشکل
benching
جان پناه خاکی
beach party
گروه پیشرو اب خاکی
amphibious lift
حمل ونقل اب خاکی
amphibious squadron
گردان عملیات اب خاکی
amphibious striking forces
نیروهای ضربتی اب خاکی
amphibious task force
گروه رزمی اب خاکی
amphibious transport dock
ناومخصوص ترابری اب خاکی
amphibious tractor
خودروشنی دار اب خاکی
amphibious demonstration
عملیات اب خاکی نمایشی
amphibious demonstration
عملیات نمایشی اب خاکی
verges
شانه خاکی جاده
verge
شانه خاکی جاده
amphibious assault ship
ناومخصوص هجوم اب و خاکی
assault ships
ناوهای هجومی اب خاکی
vales
زمین جهان خاکی
navvy
کارگر کارهای خاکی
shoulder
دو طرف خاکی جاده
shouldered
دو طرف خاکی جاده
amphibious control group
گروه کنترل اب خاکی
amphibious assault ship
ناو هجومی اب و خاکی
amphibian floats
شناورهای ابی خاکی
alkaline earth oxide
فلز قلیایی خاکی
alkaline earth metal
فلز قلیایی خاکی
advance force
نیروی جلودار اب خاکی
shoulders
دو طرف خاکی جاده
shouldering
دو طرف خاکی جاده
navvies
کارگر کارهای خاکی
boat team
تیم قایق اب خاکی
joint amphibious operations
عملیات مشترک اب خاکی
establishing authority
فرماندهی نیروهای اب خاکی
brandling
یکجور کرم خاکی
man of mould
انسان خاکی یا فانی
borrow area
محل قرضه سد خاکی
landing threshold
استانه فرود اب خاکی
vale
زمین جهان خاکی
landing ship dock
اسکله فرود اب خاکی
pay dirt
<idiom>
زیر خاکی پیدا کردن
earthworks
خاک کاری کارهای خاکی
agc
ناو فرماندهی نیروی اب خاکی
non cohesive soil
خاکی که فاقد چسبندگی باشد
numbered wave
امواج پشت سر هم عملیات اب خاکی
tractor
قایق اب خاکی شنی دار
curf
خاکی که اجر از ان تهیه میشود
amphibious command ship
ناو فرماندهی عملیات اب خاکی
tractors
قایق اب خاکی شنی دار
scraper
یکی از ماشینهای عملیات خاکی
barbette
تپههای خاکی که توپها را بر ان قرارمیدهند
benching
تختک خاکی پله بندی
landing threshold
نقطه شروع عملیات اب خاکی
amphibious transport dock
ناو حمل و نقل اب خاکی
good
مسیر خاکی مرطوب و محکم
landing vehicle
خود روشنی دار اب خاکی
establishing authority
مقام مسئول نیروهای اب خاکی
initiating directive
دستورالعمل شروع عملیات اب خاکی
What on earth shall I do now?
حالاچه خاکی بسرم بریزم ؟
shore party
گروه پیشرو ساحلی درعملیات اب خاکی
serial
سریال راهپیمایی یااب خاکی سری
apotheoses
رهایی اززندگی خاکی وعروج باسمانها
apotheosis
رهایی اززندگی خاکی وعروج باسمانها
fuller's earth
خاکی که درصافی اب وغیره بکار میرود
serials
سریال راهپیمایی یااب خاکی سری
amphibious vehicle availability table
جدول نمودار موجودی خودروهای اب خاکی
causeways
راه خاکی یا بنائی در زمین ابگیر
assault shipping
ترابری دریایی در عملیات هجومی اب خاکی
boat team
تیم سوارشونده در یک قایق در عملیات اب خاکی
causeway
راه خاکی یا بنائی در زمین ابگیر
boat group
ناو گروه قایقها در عملیات اب خاکی
range markers
علامت تعیین کننده مسیر عملیات اب خاکی در شب
attack transport
ناوحمل و نقل شرکت کننده درنیروی اب خاکی
strength group
گروه عمده قوای دریایی درعملیات اب خاکی
tine
دندانه ماشینهائی که کارهای خاکی انجام میدهند
assault area diagram
نمودار مشخصات منطقه هجوم عملیات اب خاکی
boat diagram
دیاگرام محل قایقها درعملیات هجومی اب خاکی
mounting area
منطقه سوار شدن یکانهای اب خاکی یا هوابرد
beach master
افسر لجستیک در عملیات اب خاکی رئیس اسکله
extraterrestrials
بیرون از محیط زمین ماورای عالم خاکی
extraterrestrial
بیرون از محیط زمین ماورای عالم خاکی
jahemmy
جراثقال چرخدار مخصوص اخراجات ناوچههای اب خاکی
aeolian soil
خاکی که از مواد متشکله باد تشکیل یافته است
molehill
توده خاکی که موش کور زیرزمینی درست میکند
molehills
توده خاکی که موش کور زیرزمینی درست میکند
sea echelon
بخشی از ناوهای هجومی که در عملیات اب خاکی در دریاباقی می ماند
transfer berth
دوبه یا سکوی نقل و انتقال نیروها به ساحل از ناوچههای اب خاکی
windrow
تل خاکی که هنگام کارماشینهای راه سازی در کنارجاده تشکیل میشود
transfer area
در عملیات اب خاکی منطقه نقل و انتقال نیروها ازناوچه ها به ساحل
touchdown
درعملیات اب خاکی پیاده شدن اولین گروههای موج هجومی در ساحل
tac log group
گروه رابط نیروهای پیاده شونده به ساحل در روی ناوهای اب خاکی
touchdowns
درعملیات اب خاکی پیاده شدن اولین گروههای موج هجومی در ساحل
neutral soil
خاکی که نه خاصیت اسیدی دارد نه قلیائی یعنی پ هاش ان مساوی 7است
mole hill
توده خاکی که کوش کور زیرزمینی هنگام کندن زمین درست میکند
y site
نوعی محوطه انبار مهمات روباز موقت که اطراف ان باسدهای خاکی احاطه شده باشد
moto cross
مسابقه موتورسیکلت رانی درمسیر خاکی محدود تپه و پیچ جاده و پرش در دو بخش 03یا 54 دقیقه
costume
لباس
costumes
لباس ها
nightgowns
لباس شب
nightgown
لباس شب
outwall
لباس تن
donkey jacket
لباس
out fit
لباس
vesture
لباس
vestment
لباس
untented
بی لباس
bathhouse
لباس کن
acoutrement
لباس
accouterments
لباس
costume
لباس
costumes
لباس
dressing
لباس
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com