English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (12 milliseconds)
English Persian
valance لبه اویخته کلاه یا سرپوش نیم پرده
valances لبه اویخته کلاه یا سرپوش نیم پرده
valences لبه اویخته کلاه یا سرپوش نیم پرده
Other Matches
lappet لبه اویخته کلاه
slouch hat کلاه لبه پهن ولبه اویخته
leno یکجور تور یا گارس که برای پوشش و ارایش کلاه و پرده بکار میرود
nutant سرازیر اویخته زیور اویخته
phyrgian cap یکجور کلاه مخروطی که اکنون انرا با کلاه ازادی یکی میدانند
glengarry نوعی کلاه شبیه کلاه بره که کوهستانیهای اسکاتلند بسرمیگذارند
inoperculate بدون سرپوش جانور بدون سرپوش
To live on borrowed money . To play for time . این کلاه آن کلاه کردن ( کلاه کلاه کردن )
membranaceous دارای غشاء پرده پرده غشایی
cask کلاه جنگی کلاه خود
casks کلاه جنگی کلاه خود
get round the law با کلاه شرعی از اجرای قانون طفره رفتن کلاه شرعی سرچیزی گذاشتن
jasey کلاه گیس کلاه گیس تهیه شده از پشم تابیده
lids سرپوش
covering سرپوش
dish cover سرپوش
capped سرپوش
headgear سرپوش
cover سرپوش
coverings سرپوش
covers سرپوش
cap سرپوش
valves سرپوش
valve سرپوش
lid سرپوش
operculum سرپوش
capsules سرپوش
capsule سرپوش
bonnets سرپوش
bonnet سرپوش
unhood سرپوش برداشتن از
casquet کاسکت سرپوش
lagvt تخته سرپوش
lagvt سرپوش گذاشتن
hoods سرپوش دودکش
covering پوشش سرپوش
dust cover سرپوش غبارگیر
lidding film سرپوش لیوان
air trap سرپوش چاهک
batterty cover سرپوش باتری
cordons سرپوش دیوار
cover plate صفحه سرپوش
cordon سرپوش دیوار
cordon سرپوش دیواره
lidded سرپوش دار
covers جلد سرپوش
hood سرپوش سیفون
mercy seat سرپوش رحمت
operculate سرپوش دار
hoods سرپوش سیفون
magneto cover سرپوش مگنت
cover جلد سرپوش
coverings جلد سرپوش
hood سرپوش دودکش
porched سرپوش دار
capping سرپوش اندودسازی
tone and semitone پرده ونیم پرده
modiste کلاه فروش زنانه کلاه دوز زنانه
bonnet کلاهک دودکش سرپوش هرچیزی
bonnets کلاهک دودکش سرپوش هرچیزی
pyloric valve دریچه یا سرپوش باب المعده
valvate سرپوش بشکل دریچه یا سوپاپ
flappy اویخته
flapping اویخته
pendant اویخته
pendent اویخته
pendants اویخته
poutingly با لب اویخته
suspended اویخته
pensile اویخته
penduline اویخته
underhung اویخته
hung اویخته
overhung اویخته
droppers اویخته
dropper اویخته
tringle چوب پرده میل پرده چوب دیرک
capel سرپوش فلزی انتهای کابلهای فولادی
barge-board [تخته بالای سنتوری زیر سرپوش]
flap اویخته وشل
flapped اویخته وشل
pendulums جسم اویخته
pendulum جسم اویخته
flaps اویخته وشل
beetle اویخته شدن
lappet گوشت اویخته
flap eared اویخته گوش
down in the mouth لب و لوچه اویخته
cat walk راه رو اویخته
chap fallen لب ولوچه اویخته
beetles اویخته شدن
pendentive dome گنبد اویخته
suspensed load بار اویخته
suspended ceiling سقف اویخته
punka بادبزن اویخته
lop eared دارای گوش اویخته
lobs گوشت یا پوست اویخته
penduline دارای اشیان اویخته
lob گوشت یا پوست اویخته
lobbed گوشت یا پوست اویخته
thrum ریشه یانخ اویخته
lopeared دارای گوشهای اویخته
flaccid چروک شده اویخته
flews قسمت اویخته لب بالای سگ
flap قسمت اویخته هر شیئی
dolman sleeve استین گشاد و اویخته
flaps قسمت اویخته هر شیئی
flapped قسمت اویخته هر شیئی
lobbing گوشت یا پوست اویخته
breasted transmitter میکروفونی که به گردن اویخته میشود
pendulously بطور اویخته یا تاب خور
pensile birds پرندگانی که اشیانه اویخته میسازند
dipping sonar سونار اویخته از هواپیما یاهلیکوپتر
to poke one's head با سرپایین اویخته راه رفتن
trussed بدار اویخته شدن خرپا
drop leaf رومیزی اویخته از اطراف میز
trussing بدار اویخته شدن خرپا
lobated دارای غبغب یازائده اویخته
lobate دارای غبغب یازائده اویخته
truss بدار اویخته شدن خرپا
trusses بدار اویخته شدن خرپا
flapped برگه یا قسمت اویخته زبانه کفش
flaps برگه یا قسمت اویخته زبانه کفش
flap برگه یا قسمت اویخته زبانه کفش
hanging بدار زدن چیز اویخته شده
dag قسمت تیز هر چیزی که اویخته باشد
pantaloon پیر مرد عینکی شلوار اویخته دلقک
mastiffs سگ بزرگی که گوش ها ولبهایش اویخته است بولدوگ
mastiff سگ بزرگی که گوش ها ولبهایش اویخته است بولدوگ
pinup girl دختر زیبایی که عکسهایش به دیوار اویخته شود
lugsail بادبان چهارگوشی که بطوراریب به زورق یا قایق اویخته شود
giants stride تیری که قسمت بالای ان گردنده وطنابهایی ازان اویخته اس
crosshead وزنه مستطیلی که به سیم نقاله روی سطل معدنچیان اویخته میش ود
jackrabbit نژاد خرگوشهای بزرگ شمال امریکا که گوشهای دراز و اویخته دارند
lobes اویز بخش پهن وگردی که بچیزی اویخته یا پیش امده باشد لخته
lobe اویز بخش پهن وگردی که بچیزی اویخته یا پیش امده باشد لخته
sabretache خرجین یاکیسه چرمی پهن که بکمر بند سرباز سواره نظام اویخته است
light چراغ اویخته پرتو مرئی نور مرئی
slack دامن اویخته وشل لباس یا هر چیزاویخته وشل
slackest دامن اویخته وشل لباس یا هر چیزاویخته وشل
lightest چراغ اویخته پرتو مرئی نور مرئی
slacks دامن اویخته وشل لباس یا هر چیزاویخته وشل
lighted چراغ اویخته پرتو مرئی نور مرئی
lobation قطعه قطعه شدگی مقطع زائده اویخته
head piece کلاه
chapeau کلاه
cappa کلاه
aigret گل کلاه
nightcaps شب کلاه
nightcap شب کلاه
beau کج کلاه
jack a dandy کج کلاه
opera hat کلاه له شو
bilk کلاه سر
ice cap یخ کلاه
ice-cap یخ کلاه
ice-caps یخ کلاه
headgear کلاه
capped کلاه
cap کلاه
pretty fellow کج کلاه
hats کلاه
hat کلاه
pompom گل کلاه
panache پر کلاه
hood کلاه اهنی
stetsons کلاه وسترن
fools cap کلاه قیفی
stetson کلاه وسترن
hoods کلاه خود
rip-off کلاه برداری
mantle کلاه توری
fop کج کلاه ابله
hoods کلاه اهنی
mantles کلاه توری
panama hats کلاه پاناما
milliner کلاه فروش
stetsons کلاه کابوی
panama hat کلاه پاناما
trilbies کلاه شاپو
hood کلاه خود
plume پر کلاه زنان تل
stetson کلاه کابوی
rain cap کلاه کریلی
plumes پر کلاه زنان تل
rip-offs کلاه برداری
milliners کلاه فروش
rain hat کلاه بارانی
d's cap کلاه قیفی
skullcaps کلاه بره
skullcap کلاه بره
balaclava کلاه دوچشمی
balaclavas کلاه دوچشمی
hat کلاه کاردینالی
hats کلاه کاردینالی
door lintel کلاه چهارچوب
swindlers کلاه بردار
swindlers کلاه گذار
swindler کلاه بردار
swindler کلاه گذار
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com