Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (14 milliseconds)
English
Persian
blast furnace gas main
لوله اصلی گاز کوره بلند
Other Matches
downcomer
لوله انتقال گاز کوره بلند
blast furnaces
کوره بلند
blast furnace
کوره بلند
blast furnace coke
کک کوره بلند
blast furnace plant
تاسیسات کوره بلند
lead blast furnace
کوره بلند سربی
foamed blast furnace slag
سرباره کوره بلند
blast furnace burden
بار کوره بلند
blasts
هوای دم کوره بلند دم
bell type distributing gear
زنگ کوره بلند
top gas
گاز کوره بلند
blast furnace gas
گاز کوره بلند
hearth
بوته ی کوره ی بلند
hearths
بوته ی کوره ی بلند
dust catcher
گردگیر کوره بلند
blast
هوای دم کوره بلند دم
blast pressure
فشار کوره بلند
campaigned
سلسله عملیات کوره بلند
slag sinter
تفاله کوره اهنگدازی بلند
campaigns
سلسله عملیات کوره بلند
campaigning
سلسله عملیات کوره بلند
blast furnaceman
مسئول یا متصدی کوره بلند
campaign
سلسله عملیات کوره بلند
blast furnace slag
روباره تفاله کوره بلند
blast furnace gun
وسیله تزریق کوره بلند
scrubber
دستگاه تصفیه گاز کوره بلند
blast furnace slag
تفاله کورههای مرتفع روباره کوره بلند
headers
لوله اصلی
header
لوله اصلی
main pipe
لوله اصلی
main sewer
لوله اصلی
mains water
لوله اب اصلی
gas main
لوله اصلی گاز
shagging
قسمت اصلی و بلند چوب
shag
قسمت اصلی و بلند چوب
shags
قسمت اصلی و بلند چوب
intubate
لوله فروکردن در بوسیله لوله باز نگاه داشتن لوله گذاردن درentrust
bubble turn and slip
الات دقیق اصلی پروازی که شتاب جانبی را با جابجایی حبابی داخل لوله شیشهای خمیده پر از مایعی نشان میدهد
fettling
شن یاکلوخهای که درته کوره می ریزند تا انرا محافظت کند خاکستر ته کوره
glazing kiln
کوره لعابی کوره لعاب پزی
open hearth furnace
کوره روباز کوره زیمنس مارتین
recuperative furnace
کوره بهبوددهنده کوره نیروبخش
tunnel klin
کوره کانالی کوره تانل
VL local bus
مین کنترل مستقیم از طریق باس اصلی روی پردازنده اصلی و برقراری ارسال داده خیلی سریع بین حافظه اصلی و کارت جانبی بدون استفاده از پردازنده
VL bus
مین کنترل مستقیم از طریق باس اصلی روی پردازنده اصلی و برقراری ارسال داده خیلی سریع بین حافظه اصلی و کارت جانبی بدون استفاده از پردازنده
clackvalve
دریچه لولاداروسفت که چون بلند کنندباصدای بلند بجای خودمیافتد
tout
بلند جار زدن باصدای بلند انتشار دادن
touts
بلند جار زدن باصدای بلند انتشار دادن
touted
بلند جار زدن باصدای بلند انتشار دادن
touting
بلند جار زدن باصدای بلند انتشار دادن
hose
لوله لاستیکی مخصوص اب پاشی وابیاری لوله اب اتش نشانی
hosed
لوله لاستیکی مخصوص اب پاشی وابیاری لوله اب اتش نشانی
hosing
لوله لاستیکی مخصوص اب پاشی وابیاری لوله اب اتش نشانی
hoses
لوله لاستیکی مخصوص اب پاشی وابیاری لوله اب اتش نشانی
elvate
بالا بردن بالابردن لوله حرکت دادن لوله جنگ افزار در برد
muzzle burst
ترکش گلوله در داخل لوله یاجلوی لوله توپ
breech end
انتهای لوله توپ یا تفنگ ابتدای جان لوله
go devil
لوله پاک کن مخصوص تمیز کردن لوله نفت
thermionic tube
لوله الکترونی که دران الکترون بوسیله حرارت دادن به الکترود منتشر میشود لوله گرمایونی
cannon
لوله ومتعلقات توپ توپخانه لوله دار
cannons
لوله ومتعلقات توپ توپخانه لوله دار
dirndl
نوعی دامن بلند با کمر بلند
jack ring
حلقهای استوانهای که جهت نصب لوله جداریا بیرون کشیدن لوله از خاک به صورت طوق محافظ از ان استفاده میشود
rigatoni
رشته فرنگی لوله لوله وکوتاه
vas deferens
لوله خروجی بیضه لوله منی
oviduct
لوله رحمی لوله فالوپ
sockets
بست لوله دوراهی لوله
water pipe
لوله مخصوص لوله کشی اب
spigot
لب لوله که در لوله دیگری جا میافتد
to pipeline
با خط لوله لوله کشی کردن
pipeline assets
وسایل و لولههای سوخت رسانی سیستم لوله کشی وسایل نصب لوله
angle of depression
میدان حرکت لوله توپ در زیرافق زاویه حرکت زیر افق لوله
master
سیستم با کامپیوتر کنترل اصلی و یک فرعی که از اصلی دستور می گیرد
master data file
پرونده مشخصات اصلی امادنظامی پروند خصوصیات اصلی اماد
mastered
سیستم با کامپیوتر کنترل اصلی و یک فرعی که از اصلی دستور می گیرد
masters
سیستم با کامپیوتر کنترل اصلی و یک فرعی که از اصلی دستور می گیرد
acciaccatura
نت سریعی که نیم پرده کوتاه تر ازنت اصلی است وقبل از نت اصلی نواخته میشود
flash tube
لوله حامل جرقه چاشنی لوله رابط چاشنی با خرج انفجار
on board
که در تخته اصلی یا PCB اصلی قرار دارد
back to battery
برگشت لوله به حالت اول عمل برگشت لوله توپ
generations
کپی اصلی تصویر اصلی یا متن
prototypal
وابسته به طرح اصلی یا نمونه اصلی
first generation computer
کپی اصلی تصویر یا متن اصلی
staple
جزء اصلی هر چیزی قلم اصلی
main guard
نیروی جلودار اصلی حفاظ اصلی
prototypic
وابسته به طرح اصلی یا نمونه اصلی
generation
کپی اصلی تصویر اصلی یا متن
initial reserves
ذخایر اصلی احتیاط اولیه یا اصلی
stapling
جزء اصلی هر چیزی قلم اصلی
stapled
جزء اصلی هر چیزی قلم اصلی
mainstay
مهار اصلی که از نوک شاه دگل تا پای دگل جلو امتداد دارد تکیه گاه اصلی
mainstays
مهار اصلی که از نوک شاه دگل تا پای دگل جلو امتداد دارد تکیه گاه اصلی
anastylosis
[واژه ای برای ساختار دوباره سازی ساختمان با مواد اصلی و بر طبق سیستم ساختار اصلی]
collimating sight
دوربین نشانه روی لوله توپ به هدف دوربین منطبق کننده لوله و هدف
fundamental unit
یکای اصلی واحد اصلی
master file
فایل اصلی پرونده اصلی
base camp
پایگاه اصلی کمپ اصلی
base unit
یکای اصلی واحد اصلی
expansion slots
شکاف ها یا فضاهای خالی درون کامپیوتر اصلی برای اتصال تخته مدارهای کوچک به تخته مدار اصلی بکار می روند
monofilament
الیاف تک رشته بلند
[این نوع از لیف که دارای طول بسیار بلندی است بصورت طبیعی فقط در الیاف ابریشم وجود داشته ولی الیاف مصنوعی یا شیمیایی می توانند بصورت الیاف بلند یا کوتاه تهیه شوند.]
matters
بخش اصلی متن روی صفحه که متن یا خط اصلی قرار می گیرد
mattering
بخش اصلی متن روی صفحه که متن یا خط اصلی قرار می گیرد
mattered
بخش اصلی متن روی صفحه که متن یا خط اصلی قرار می گیرد
matter
بخش اصلی متن روی صفحه که متن یا خط اصلی قرار می گیرد
DIMM
سیستم مرتب کردن قط عات حافظه RAM در دوطرف کارت کوچک که قابل درج روی تخته اصلی کامپیوتر است تا حافظه اصلی بروز شود
externals
که به کامپیوتر اصلی وصل است . 2-هر وسیلهای که ارتباطات بین کامپیوتر و خودش را ممکن می سازد ولی مستقیماگ توسط کامپیوتر اصلی پردازش نمیشود
external
که به کامپیوتر اصلی وصل است . 2-هر وسیلهای که ارتباطات بین کامپیوتر و خودش را ممکن می سازد ولی مستقیماگ توسط کامپیوتر اصلی پردازش نمیشود
elegant
یک برنامه با کمترین مقدارحافظه اصلی طراحی یک برنامه کارا که با کم کردن تعداد دستورالعملهای بکاربرده شده برای انجام کارهای گوناگون از حداقل ممکن حافظه اصلی استفاده کند
FEP
پردازنده بین منبع ورودی و کامپیوتر اصلی که کار آن این است که داده دریافتی را پیش پردازش کند تا بار کاری کامپیوتر اصلی را کم کند
shaggy ugs
فرش های با پرز بلند
[این گونه فرش علاوه بر داشتن پرز بلند در سطح فرش، دارای مقداری پرز در پشت فرش نیز می باشد و در مناطق سردسیر بافته می شود تا گرم بوده و عایق سرما در کف اتاق باشد.]
pilot tunnel
تونل کوچکی که جلو تونل اصلی حفر میشود تا شیب وسمت واقعی تونل اصلی که بایستی حفر گردد تعیین شودو به تونل راهنما معروف است
furnaces
کوره
kilns
کوره
furnace house
کوره
chimney
کوره
chimneys
کوره
manhole
کوره
manholes
کوره
kiln
کوره
incinerator
کوره
fire box
کوره
stoves
کوره
fornacis
کوره
oven
کوره
stove
کوره
burner
کوره
burners
کوره
furnace bottom
کف کوره
furnace
کوره
pusher type furnace
کوره پیش بر
ovens
کوره
incinerators
کوره
brick burner
کوره پز
fornax
کوره
body
1-بخش اصلی در یک متن 2-بخش اصلی یک برنامه
bodies
1-بخش اصلی در یک متن 2-بخش اصلی یک برنامه
authentic document
اصل سند مدارک اصلی سند اصلی
internal furnace
کوره داخلی
core oven
کوره هسته
isothermal holding furnace
کوره هم دمایی
copper furnace
کوره ذوب مس
by way
کوره راه
slag hook
قلاب کوره
calcining klin
کوره تدلیس
gas furnace
کوره گازی
soaking pit
کوره عمیق
cupola tender
کوره بان
cupola hearth
کوره کوپل
cupola furnace
کوره کوپل
cupola furnace
کوره گنبدی
cupelling furnace
کوره غالگذاری
gas hearth
کوره گازی
coke oven coke
کک کوره ذغالی
crucible melting furnace
کوره ذوب
crucible furnace
کوره بوتهای
covered forge
کوره دیواری
glazing kiln
کوره رنگپزی
caking coal
ذغال کوره
gypsum burning kiln
کوره گچ پزی
puddling furnace
کوره پودل
quenching and tempering furnace
کوره بهسازی
coke furnace
کوره ذغالی
recuperative furnace
کوره رکوپراتیو
refining furnace
کوره پالایش
regenerative coke oven
کوره کک رژنراتیو
jitters
از کوره در رفته
reheating furnace
کوره ملتهب
hearth jacket
پوشش کوره
revolving kiln
کوره گردان
retort furnace
کوره قرعی
rotary kiln
کوره گردان
induction furnace
کوره القائی
heating furnace
کوره حرارتی
charge a kiln
چیدن کوره
rotary klin
کوره دوارسیمان
rotary klin
کوره گردان
continous type furnace
کوره تونلی
rotary furnace
کوره گردان
coke over tar
قطران کوره کک
rotary furnace
کوره دوار
roasting furnace
کوره فلکه
induction furnace
کوره القایی
resistance furnace
کوره مقاومتی
furnace brick work
اجرکاری کوره
furnace atmosphere
اتمسفر کوره
furance throat
گلوگاه کوره
fuel oil
نفت کوره
furnace coal
ذغالسنگ کوره
furnace crew
کارکنان کوره
blast furnaces
کوره مرتفع
forehearth
کوره مقدماتی
foot path
کوره راه
furnace deposits
ته نشستهای کوره
melting furnace
کوره ذوب
melting furnace
کوره گداز
furnace dust
بخار کوره
furnace attendant
مسئول کوره
furnace attendant
کوره بان
blast furnace
کوره مرتفع
madding
از کوره در رفته
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com